Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
winner's circle
U
محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Bounty hunter
U
جایزه بگیر،کسی که کارش دستگیری خلافکارها برای گرفتن جایزه است
saving
U
قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
eclipse award
U
جایزه سوارکار ممتاز سال
prize fight
U
جنگ با مشت برای گرفتن پول یا جایزه
prizer
U
برنده جایزه
prizewinner
U
برنده جایزه
pole sitter
U
راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
Nobel Prize winner
U
برنده جایزه نوبل
Nobel laureate
U
برنده جایزه نوبل
cupholder
U
برنده گلدان جایزه در مسابقه نهایی
free-for-all
U
اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
free-for-alls
U
اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
taxiway
U
محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
batter's box
U
محوطه مستطیل نزدیک پایگاه
to win laurels
U
جایزه گرفتن
set up
U
اماده کردن اتومبیل برای مسابقه درمسیر معین
to draw to a close
U
به پایان یا خاتمه نزدیک شدن
find touch
U
بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
counter disengagement
U
حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
his days
U
عمرش نزدیک است به پایان برسد
hole
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
gather shot
U
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
sullivan award
U
جایزه سولیوان برای بهترین ورزشکار اماتور سال
to take up one'sindentures
U
سند شاگردی خودرا در پایان خدمت پس گرفتن
lap money
U
جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
drylot
U
محوطه محصور ومحدودی برای زراعت وغیره
troop space
U
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
photo finish
U
استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
solocross
U
مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
open storage
U
انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
finish style
U
طرز قرار گرفتن پا نزدیک نقطه پرتاب نیزه
finish crossover
U
طرز قرار گرفتن پا نزدیک نقطه پرتاب نیزه
prize fighting
U
درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
long shot
U
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
rugby point
U
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
attack
U
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
gun
U
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
attacks
U
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
guns
U
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
attacked
U
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
Open-plan
<adj.>
U
سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
approach
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
in distance
U
نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن
approached
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
approaches
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
awards
U
جایزه دادن جایزه
reward and rewarded
U
جایزه.جایزه داده شده
awarded
U
جایزه دادن جایزه
award
U
جایزه دادن جایزه
awarding
U
جایزه دادن جایزه
glossarist
U
کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
gain ground
U
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
eol
U
پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
aprons
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
apron
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
blockhouse
U
ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
to catch at something
U
برای رسیدن بچیزی وگرفتن ان کوشش کردن وبدان نزدیک شدن
sculleries
U
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
scullery
U
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
white flag
U
پرچم سفید برای اعلام حضوراتومبیل امدادی یا داوردرمسیر یا در پایان خط بعلامت باقی ماندن یک دور ازمسابقه
to send round the hat
U
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
outsource
U
به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
clear way
U
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
classification yard
U
محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
machinery space
U
محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
underway
U
درمسیر حرکت
circularization
U
تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
hard
U
مستقیما درمسیر موردنظر
harder
U
مستقیما درمسیر موردنظر
hardest
U
مستقیما درمسیر موردنظر
front de liberation national
U
جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
blue flag
U
پرچم ابی برای علامت دادن بکسی که اتومبیل دیگری بدنبال و نزدیک اوست تا راه بدهد
terminate
U
پایان دادن پایان یافتن
terminates
U
پایان دادن پایان یافتن
terminated
U
پایان دادن پایان یافتن
ess
U
دو پیچ در سمت مخالف درمسیر صحرایی
forward seat
U
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
tubing
U
ورزش یا تفریح قایق سواری درمسیر رود
charactristic velocity
U
مجموع تغییرات سرعت درمسیر یک ماموریت فضایی
lay to
U
قایق را درمسیر باد اوردن وثابت نگهداشتن
plots
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plot
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plotted
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
enlisting
U
برای سربازی گرفتن
enlists
U
برای سربازی گرفتن
enlist
U
برای سربازی گرفتن
catch at
U
برای گرفتن چیزی کوشیدن
extra cover
U
پوشش اضافی برای بل گرفتن
to run for the bus
U
برای گرفتن اتوبوس دویدن
to borrow for ... weeks
U
برای ... هفته قرض گرفتن
knighting
U
سوارکار
knight
U
سوارکار
horsewoman
U
سوارکار
horsewomen
U
سوارکار
knights
U
سوارکار
knighted
U
سوارکار
jockeys
U
سوارکار
jockey
U
سوارکار
horse man
U
سوارکار
jockette
U
سوارکار زن
insides
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
inside
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
close
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closes
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closest
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closer
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
to scramble for something
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
moved
U
مانوور برای گرفتن نفر جلو
gigs
U
نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
moves
U
مانوور برای گرفتن نفر جلو
move
U
مانوور برای گرفتن نفر جلو
gig
U
نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
put to the question
U
برای گرفتن اعتراف زجر دادن
overtaking sight distance
U
مسافت دید برای سبقت گرفتن
to hog
<idiom>
U
بی پروا برای خود گرفتن
[اصطلاح]
To have design on someone . To malign someone .
U
برای کسی مایه آمدن ( گرفتن )
to graps at anything
U
برای گرفتن چیزی کوشش نمودن
copy protect
U
یچ برای جلوگیری از کپی گرفتن از یک دیسک
bass bug
U
حشره برای گرفتن ماهی خاردار
telescope
U
وسیلهای برای گرفتن تابشهای الکترومگنتیک
telescopes
U
وسیلهای برای گرفتن تابشهای الکترومگنتیک
valeting
U
خدمتگزار سوارکار
bug boy
U
سوارکار مبتدی
valeted
U
خدمتگزار سوارکار
valet
U
خدمتگزار سوارکار
jump rider
U
سوارکار در پرش
valets
U
خدمتگزار سوارکار
postboy
U
سوارکار مسابقه
free drop
U
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
movable dam
U
سدی که قابل انتقال بوده و مغمولا درمسیر سیل قرار می دهند
turbocharger
U
شارژری در موتورهای پیستونی که توسط توربینی درمسیر گازهای خروجی کارمیکند
greats
U
امتحان نهایی دردانشگاه برای گرفتن درجه
carry
U
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
great go
U
امتحان نهایی در دانشگاه برای گرفتن درجه
carrying
U
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carried
U
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carries
U
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
tampion
U
توپی :چوب برای گرفتن دهانه توپ
cp
U
دستور UNIX برای کپی گرفتن از فایل
burdended
U
فاصله گرفتن از قایق جلویی برای عبور
boy
U
سوارکار مسابقه اسبدوانی
boys
U
سوارکار مسابقه اسبدوانی
turbosupercharger
U
سوپر شارژی در موتورهای پیستونی که توسط توربینی درمسیر گازهای خروجی کارمیکند
disable
U
دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
dead letter box
U
فایلی برای گرفتن پیامهای غیر قابل ارسال
to make a long arm
[برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
bid
U
بدست گرفتن کنترل شبکه برای ارسال داده
bids
U
بدست گرفتن کنترل شبکه برای ارسال داده
disables
U
دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
disabling
U
دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
blitz
U
حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
floated
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
dummies
U
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
shut out
<idiom>
U
مانع از گرفتن امتیاز برای تیم مقابل شدن
float
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
blitzing
U
حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
blitzed
U
حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
blitzes
U
حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
floats
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
dummy
U
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
mounts
U
اسب مسابقه با سوارکار مانت
mount
U
اسب مسابقه با سوارکار مانت
point bland
U
بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
inshore
U
نزدیک کرانه نزدیک ساحل
decoying
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
to trap something
[e.g. carbon dioxide]
U
چیزی را گرفتن
[جمع کردن]
[برای مثال دی اکسید کربن ]
decoys
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
noises
U
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noise
U
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
pass pattern
U
مسیر منحنی که گیرنده پاس برای گرفتن توپ طی میکند
decoyed
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoy
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
provisor
U
کسیکه از طرف پاپ برای گرفتن درامد کلیسامعرفی میشد
aligns
U
ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
align
U
ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligned
U
ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
little go
U
نخستین امتحانی که برای گرفتن درجه در a.b کمبریج باید داد
aligning
U
ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
classical seat
U
وضع بدنی سوارکار روی زین
driving
U
بردن مسابقه در نتیجه فشارزیاد سوارکار
clerk of the scale
U
متصدی توزین سوارکار ووسایلش پس از مسابقه
charley horse
U
کشیدگی یا گرفتگی عضلانی ران سوارکار
kill off
U
سرعت گرفتن غیرعادی درمسابقه دو استقامت برای خسته کردن حریفان
silks
U
ژاکت و کلاه مخصوص سوارکار یا ارابه ران
weigh out
U
توزین سوارکار و زین و یراق پیش از مسابقه
moto cross
U
مسابقه موتورسیکلت رانی درمسیر خاکی محدود تپه و پیچ جاده و پرش در دو بخش 03یا 54 دقیقه
block the plate
U
موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
meaconing
U
گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
ATC
U
مجوز ناشر نرم افزار به کاربر برای گرفتن چندین کپی از برنامه
set down
U
معلق ساختن سوارکار یا راننده ارابه بخاطر خطا
paces
U
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced
U
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace
U
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
braids
U
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braided
U
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braid
U
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
internal wrenching bolt
U
پیچ فولادی بسیار مقاومی که سر ان دارای فرورفتگی شش گوشی برای جا گرفتن اچارالن میباشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com