English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
coal pit U محل زغال سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
huckleberry U درخت زغال اخته زغال اخته
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
brushes U زغال
brush U زغال
litho crayon U زغال
charry U زغال
coal U زغال
charr U زغال
coal heaver U زغال کش
charry U زغال مانند
powdered charcoal U خاکه زغال
brush contact loss U افت زغال
coal hole U زغال دان
brush holder U پایه زغال
charred U زغال مانند
bituminous coal U زغال قیری
lignite U زغال قهوهای
coal whipper U زغال کش کشتی
whortle U زغال اخته
lead of brush U پیشرفتن زغال
whort U زغال اخته
brush lag U پس رفتن زغال
lag of brush U پس رفتن زغال
negative brush U زغال منفی
carbon brush U زغال کربنی
dogberry U زغال اخته
clutch pilot bearing U زغال کلاچ
coal dust U خاکه زغال
coal bed U رگه زغال
brush yoke U یوغ زغال
brush rocker U فنر زغال
brush ring U حلقه زغال
brush pressure U فشار زغال
collector brush U زغال گرداور
brush pig tail U سیم زغال
grounding brush U زغال زمین
pig tail of brush U سیم زغال
coal U زغال سنگ
charwoman U زغال فروش
charwomen U زغال فروش
pilot brush U زغال راهنما
charcoal U زغال چوب
coke U زغال کوک
cokes U زغال کوک
positive brush U زغال مثبت
coal U زغال کردن
coaler U زغال سنگ کش
battery carbon U زغال باتری
gleed U زغال سرخ
sugar carbon U زغال قند
char U جسم زغال برگشتن
charring U نیمسوز شدن زغال
cokes U تبدیل به زغال کردن
charring U جسم زغال برگشتن
coal gas U گاز زغال سنگ
coke U تبدیل به زغال کردن
coke U زغال سنگ سوخته
coald pit U کود زغال سنگ
red coals U زغال سرخ یا تابیده
cinders U زغال نیم سوز
cornel tree U درخت زغال اخته
cinder U زغال نیم سوز
ember U خاکه زغال نیمسوز
charr U تبدیل به زغال کردن
coal tar U قطران زغال سنگ
embers U خاکه زغال نیمسوز
third brush generator U دینام با زغال اضافی
third brush regulation U تنظیم با زغال اضافی
briquette U خاک زغال قالبی
brush lead U پیش رفتن زغال
bituminous coal U زغال سنگ چاق
briquet U خاک زغال قالبی
chars U نیمسوز شدن زغال
chars U جسم زغال برگشتن
gauze brush U زغال توری شکل
coaly U زغال سنگ دار
coal measures U طبقات زغال خیز
coal field U ناحیه زغال خیز
zinc carbon cell U پیل روی- زغال
coal field U کان زغال سنگ
char U نیمسوز شدن زغال
decarbonate U زغال چیزی را گرفتن
decarbonize U زغال چیزی را گرفتن
blind coal U زغال سنگ بی شعله
brush friction loss U اتلاف مالشی زغال
peatery U معدن زغال سنگ
cokes U زغال سنگ سوخته
calculating U دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials U وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
hewer U کارگر معدن زغال سنگ
coaler U وسیله حمل زغال سنگ
flyash U خاکستر حاصل از زغال سنگ
chauldron U پیمانه زغال برابر1296 لیتر
blueberries U قره قاط زغال اخته
blueberry U قره قاط زغال اخته
stone coal U زغال سنگ خشک یا خالص
fat coal U زغال سنگ قیرداریاچربی دار
keel U کشتی زغال کش عوارض بندری
keels U کشتی زغال کش عوارض بندری
goal predicates blackness U زغال از سیاهی خبر میدهد
cornaceous U وابسته بخانواده زغال اخته
dogwood U زغال اخته سیاه توسه
benzole U فراورده قیر زغال سنگ
lignite U زغال سنگ چوب نما
breeze-block U خاکه زغال نیمه سوز
he had a good supply of coal U زغال سنگ کافی ذخیره کرده
cornelian U عقیق جگری درخت زغال اخته
poudrette U کودی که از مدفوع و زغال امیخته باشد
exhaustable resources U زغال سنگ و سایر مواد کانی
hutch U نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
hutches U نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
duff U سبزیهای فاسد جنگل خاکه زغال سنگ
ordnance plant U کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger U الت کنگره سازی یادندانه سازی
anthracite U زغال سنگ نسبتا خالص که حاوی تاحدود 59% کربن میباشد
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
formularization U کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery U مجسمه سازی شبیه سازی
frustration U خنثی سازی محروم سازی
ouster U بی بهره سازی محروم سازی
frustrations U خنثی سازی محروم سازی
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
irritancy U پوچ سازی باطل سازی
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
peaty U دارای زغال سنگ نارس مانندزغال نارس
dump U 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo U فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
char U تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
charring U تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
chars U تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
individualised U تک سازی
retortion U خم سازی
truncation U بی سر سازی
compaction U تو پر سازی
deflexion U خم سازی
individualizes U تک سازی
retortion U کج سازی
individualized U تک سازی
flooring U کف سازی
idolization U بت سازی
individualize U تک سازی
individualizing U تک سازی
individualising U تک سازی
pavements U کف سازی
flection U خم سازی
individualises U تک سازی
repk lection U پر سازی
individuation U تک سازی
bridge building U پل سازی
stylization U مد سازی
padding U له سازی
local anasthesia U سر سازی
bridgework U پل سازی
pavement U کف سازی
individualization U تک سازی
divestiture U برهنه سازی
eversion U واژگون سازی
duplexing U مضاعف سازی
discolourment U بدرنگ سازی
enthralment U بنده سازی
elution U پاکیزه سازی
dwelling construction U اپارتمان سازی
emulsification U امولسیون سازی
neutralization U بی اثر سازی
neutralization U خنثی سازی
domestication U اهلی سازی
equality gate U برابر سازی
insulate U عایق سازی
milling U ارد سازی
fading U محو سازی
dwelling construction U خانه سازی
insulates U عایق سازی
enrichment U غنی سازی
feminization U مونث سازی
divestment U بی بهره سازی
divestiture U بی بهره سازی
exclusion U محروم سازی
humanization U مردمی سازی
pacification U ارام سازی
nationalization U ملی سازی
industrialization U صنعتی سازی
evisceration U تهی سازی
assimilation U درون سازی
insulating U عایق سازی
assimilation U همگون سازی
smoothing U صاف سازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com