Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
joint products
U
محصولات مشترک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
houses
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
common divisor
U
مقسوم علیه مشترک بخشیاب مشترک
joint venture
U
سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
subscribers
U
مشترک روزنامه وغیره مشترک
subscriber
U
مشترک روزنامه وغیره مشترک
joint
U
نیروهای مشترک عملیات مشترک
cooperative scorer
U
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
input output table
U
و محصولات
break bulk
U
تفکیک محصولات
domestic products
U
محصولات داخلی
primary products
U
محصولات پایه
production adviser
مشاوره محصولات
raw products
U
محصولات اولیه
raw products
U
محصولات ناتمام
design
U
طراحی محصولات
waste product
U
محصولات زائد
home product
U
محصولات ملی
primary products
U
محصولات اولیه
agricultural products
U
محصولات کشاورزی
designs
U
طراحی محصولات
home product
U
محصولات داخلی
product planning
U
برنامه ریزی محصولات
average costs
U
معدل هزینه کل محصولات
cash crops
U
محصولات نقدی مانند
producer advertising
U
تبلیغ محصولات صنعتی
break bulk agent
U
عامل تفکیک محصولات
by product cock oven plant
U
محصولات فرعی کک سازی
by product recovery
U
بازده محصولات فرعی
toxicogenic
U
تولید کننده محصولات سمی
supplying
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
by product oven
U
محصولات فرعی کوره کک سازی
supplied
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
business
U
نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
businesses
U
نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
development
U
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
developments
U
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
root crop
U
محصولات دارای ریشههای خوراکی
production
U
تولید حجم بزرگ محصولات
productions
U
تولید حجم بزرگ محصولات
by product coking practice
U
محصولات فرعی کوره کک سازی
root crops
U
محصولات دارای ریشههای خوراکی
finished product
U
محصولات اماده برای توزیع ومصرف
factories
U
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
factory
U
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
basic crops
U
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
importing
U
بردن محصولات به کشوری برای فروش
imported
U
بردن محصولات به کشوری برای فروش
import
U
بردن محصولات به کشوری برای فروش
agricultural price policy
U
سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
digital research inc
U
یک شرکت نرم افزاری که محصولات زیادی دارد
combine harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine
[combine harvester]
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester-thresher
[rare]
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
products
U
مجموعهای از محصولات مختلفساخته شده در یک شرکت که یک گروه را تشکیل می دهند.
product
U
مجموعهای از محصولات مختلفساخته شده در یک شرکت که یک گروه را تشکیل می دهند.
R & D
U
سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد
international standards organization
U
سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
adobe
U
شرکت نرم افزاری که محصولات Acrobat و ATM و PostScript را تولید کرده است
universal
U
سیستم کدگزاری میلهای چاپی استاندارد برای مشخص کردن محصولات در یک مغازه
protective tariffs
U
تعرفه گمرکی که هدف از وضع ان محصولات داخلی و جلوگیری از ورود فراوردههای خارجی باشد
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products.
U
این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
Xerox PARC
U
مرکز توسعه aerox که یک محدوده وسیع از محصولات از قبیل mouse و GVT ساخته است
licenses
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licence
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
proprietary file format
U
روش ذخیره سازی داده ساخت یک شرکت برای محصولاتش که با سایر محصولات سازگار نیست
electronics
U
دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
Chad
U
محصولات زیادی ایجاد شده از سوراخهای پانچ شده در نوار یا کارت
systems analysis
U
ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
assembled
U
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembles
U
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assemble
U
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
sensed
U
حس مشترک
party lines
U
خط مشترک
sense
U
حس مشترک
party line
U
خط مشترک
common user
U
مشترک
common
U
مشترک
conjoint
U
مشترک
senses
U
حس مشترک
participant
U
مشترک
participants
U
مشترک
commonest
U
مشترک
joint
U
مشترک
commonality
U
مشترک
subscriber
U
مشترک
commonalities
U
مشترک
subscribers
U
مشترک
held in common
U
مشترک
commoners
U
مشترک
subscriber's line
U
خط مشترک
intercommon
U
حق مشترک
vendor
U
مین کننده محصولات سخت افزاری و نرم افزاری
vendors
U
مین کننده محصولات سخت افزاری و نرم افزاری
wand
U
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wands
U
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
agribusiness
U
تجارت محصولات کشاورزی کار و کسب کشاورزی
common wealth
U
مشترک المنافع
joint committee
U
کمیسیون مشترک
joint costs
U
هزینههای مشترک
joint costs
U
هزینه مشترک
joint declaration
U
بیانیه مشترک
joint demand
U
تقاضای مشترک
joint exercise
U
تمرین مشترک
common trait
U
ویژگی مشترک
common storage
U
حافظه مشترک
halvers
U
نیمه مشترک
concerted action
U
عمل مشترک
intercommunion
U
اقدام مشترک
intercommunion
U
ارتباط مشترک
insurance certificate
U
بیمه مشترک
interrelation
U
مناسبات مشترک
joint adventure
U
تجارت مشترک
complex fraction
U
برخه مشترک
complex fraction
U
مخرج مشترک
joint command
U
فرماندهی مشترک
commonweal
U
مشترک المنافع
joint command
U
یکان مشترک
common wall
U
دیوار مشترک
joint account
U
حساب مشترک
cooperative work
U
همکاری مشترک
subscriber line
U
خط مشترک
[مخابرات]
EEC
U
بازار مشترک
co-authors
U
نویسندهی مشترک
co-author
U
نویسندهی مشترک
trunk circuit
U
معبر مشترک
tenancy in common
U
استیجار مشترک
telephone subscriber
U
مشترک تلفنی
cooperation
U
همکاری مشترک
collaboration
U
همکاری مشترک
co-operation
U
همکاری مشترک
cooperative work
U
کار مشترک
cooperation
U
کار مشترک
collaboration
U
کار مشترک
co-operation
U
کار مشترک
synergy
U
عمل مشترک
subscriber's station
U
مرکز مشترک
subscriber's number
U
شماره مشترک
joint zone
U
منطقه مشترک
joint supply
U
عرضه مشترک
joint stock
U
سرمایه مشترک
joint staff
U
ستاد مشترک
joint shares
U
سهام مشترک
joint services
U
خدمات مشترک
joint resolution
U
تصمیم مشترک
joint ownership
U
مالکیت مشترک
joint force
U
نیروی مشترک
jointly owned property
U
مال مشترک
subscriber's line
U
خط متعلق به مشترک
subscriber's cable
U
کابل مشترک
rachis
U
دیرک مشترک
party parpet
U
جانپناه مشترک
my and his father
U
پدر مشترک من و او
mutual responsibility
U
مسئوولیت مشترک
mutual interests
U
منافع مشترک
mutual debts
U
دیون مشترک
local subscriber
U
مشترک داخلی
line termination circuit
U
اتصال مشترک
joint exercise
U
مانور مشترک
common progarm
U
برنامه مشترک
interfaces
U
سطح مشترک
common denominators
U
مخرج مشترک
common denominator
U
مخرج مشترک
co insurance
U
بیمه مشترک
coinsurance
U
بیمه مشترک
condominiums
U
حاکمیت مشترک
condominiums
U
مالکیت مشترک
combined publications
U
نشریات مشترک
condominiums
U
حکومت مشترک
condominium
U
تسلط مشترک
condominium
U
حاکمیت مشترک
common area
U
ناحیه مشترک
condominium
U
مالکیت مشترک
condominium
U
حکومت مشترک
common fraction
U
مخرج مشترک
collective
U
مشترک عمومی
coenotrope
U
گرایش مشترک
interfaces
U
وجه مشترک
commonwealths
U
مشترک المنافع
commonwealth
U
مشترک المنافع
interface
U
سطح مشترک
bottom layer
U
لایه مشترک
interface
U
وجه مشترک
middling
U
جمله مشترک
party walls
U
دیوار مشترک
caveat subscriptor
U
اخطار به مشترک
party wall
U
دیوار مشترک
cenotrope
U
گرایش مشترک
common multiple
U
مضرب مشترک
commonest
U
مشترک اشتراکی
commoners
U
مشترک اشتراکی
common
U
مشترک اشتراکی
common fate
U
سرنوشت مشترک
intersections
U
فصل مشترک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com