Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
root crop
U
محصولات دارای ریشههای خوراکی
root crops
U
محصولات دارای ریشههای خوراکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fibrillar
U
دارای ریشههای ریز
fibrillary
U
دارای ریشههای ریز
villiform
U
دارای ریشههای کرکی و مخملی
housed
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
characteristic roots
U
ریشههای شاخص
latent roots
U
ریشههای نهفته
subterranean roots
U
ریشههای زیر زمینی
balance
U
روش استفاده از همه ریشههای شبکه به یک اندازه
balances
U
روش استفاده از همه ریشههای شبکه به یک اندازه
cates
U
خوراکی
meals
U
خوراکی
comestible
U
خوراکی
chow
U
خوراکی
meal
U
خوراکی
chows
U
خوراکی
viands
U
خوراکی
edible
U
خوراکی
eating
U
خوراکی
green meat
U
گیاه خوراکی
mussles
U
صدف خوراکی
trophic level
U
تراز خوراکی
green vegetable
U
سبزی خوراکی
oysters
U
صدف خوراکی
articles of food
U
موادغذایی یا خوراکی
strawberry
U
چلیک خوراکی
oyster
U
صدف خوراکی
strawberries
U
چلیک خوراکی
input output table
U
و محصولات
roughage
U
مواد خوراکی زبر
potherb
U
سبزیهای معطر خوراکی
truffles
U
قارچ خوراکی دنبلان
larder
U
گنجه خوراک خوراکی
truffle
U
قارچ خوراکی دنبلان
meadow mushroom
U
قارچ خوراکی معمولی
champignon
U
نوعی قارچ خوراکی
pinyon
U
تخم خوراکی کاج
cero
U
نوعی ماهی خوراکی
pinon
U
تخم خوراکی کاج
morel
U
قارچ مورکلای خوراکی
larders
U
گنجه خوراک خوراکی
periwig
U
نوعی صدف خوراکی
turbot
U
ماهی پهن خوراکی
sego
U
پیاز خوراکی زنبق
morelle
U
قارچ مورکلای خوراکی
salmonberry
U
تمشک سرخ خوراکی
home product
U
محصولات داخلی
home product
U
محصولات ملی
waste product
U
محصولات زائد
production adviser
مشاوره محصولات
domestic products
U
محصولات داخلی
primary products
U
محصولات اولیه
primary products
U
محصولات پایه
joint products
U
محصولات مشترک
raw products
U
محصولات ناتمام
break bulk
U
تفکیک محصولات
raw products
U
محصولات اولیه
design
U
طراحی محصولات
agricultural products
U
محصولات کشاورزی
designs
U
طراحی محصولات
winkle
U
جابجا کردن حلزون خوراکی
short order
U
خوراکی که زود مهیا میشود
winkles
U
جابجا کردن حلزون خوراکی
gemma
U
نرم تن یا صدف گردکوچک خوراکی
porgee
U
ماهی خوراکی دندان دار
sockeye
U
ماهی خوراکی ریزشمال کلمبیا
cantarellus
U
نوعی قارچ کوهی خوراکی
porgy
U
ماهی خوراکی دندان دار
spat
U
: حلزون خوراکی خیلی کوچک
greenling
U
نوعی ماهی خوراکی و گوشتخوار
shell bean
U
لوبیایی که مغز ان خوراکی است
producer advertising
U
تبلیغ محصولات صنعتی
average costs
U
معدل هزینه کل محصولات
product planning
U
برنامه ریزی محصولات
break bulk agent
U
عامل تفکیک محصولات
by product recovery
U
بازده محصولات فرعی
cash crops
U
محصولات نقدی مانند
by product cock oven plant
U
محصولات فرعی کک سازی
terrapins
U
لاک پشت خوراکی سواحل فلوریدا
burnt offerings
U
حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده میشد
burnt offering
U
حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده میشد
terrapin
U
لاک پشت خوراکی سواحل فلوریدا
geoduck
U
نوعی جانور نرم تن یاصدف خوراکی
giblet
U
احشاء خوراکی مرغ خانگی وغیره
snapping turtle
U
لاک پشت بزرگ خوراکی ابزی
whiting
U
ماهی نرم باله خوراکی اروپایی
To decay . To go bad .
U
فاسد شدن ( مواد خوراکی وغیره )
by product coking practice
U
محصولات فرعی کوره کک سازی
supplied
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
development
U
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
business
U
نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
businesses
U
نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
developments
U
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
toxicogenic
U
تولید کننده محصولات سمی
supply
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supplying
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
productions
U
تولید حجم بزرگ محصولات
production
U
تولید حجم بزرگ محصولات
by product oven
U
محصولات فرعی کوره کک سازی
white crappie
U
ماهی خوراکی نقره فام شمال امریکاcell
hasty pudding
U
خوراکی که با ارد وشیروکره وگوشت درست میکنند
shad
U
شاه ماهی خوراکی اروپا وشمال امریکا
basic crops
U
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
import
U
بردن محصولات به کشوری برای فروش
factory
U
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
factories
U
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
agricultural price policy
U
سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
imported
U
بردن محصولات به کشوری برای فروش
importing
U
بردن محصولات به کشوری برای فروش
finished product
U
محصولات اماده برای توزیع ومصرف
littleneck clam
U
نوزاد حلزون خوراکی که معمولا خام خورده میشود
timbale
U
خوراکی مرکب از گوشت ماهی وجوجه وپنیر وغیره
green turtle
U
لاک پشت دریایی که تخمها وگوشت ان خوراکی است
digital research inc
U
یک شرکت نرم افزاری که محصولات زیادی دارد
combine harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester-thresher
[rare]
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine
[combine harvester]
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester
U
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
products
U
مجموعهای از محصولات مختلفساخته شده در یک شرکت که یک گروه را تشکیل می دهند.
product
U
مجموعهای از محصولات مختلفساخته شده در یک شرکت که یک گروه را تشکیل می دهند.
R & D
U
سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد
international standards organization
U
سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
universal
U
سیستم کدگزاری میلهای چاپی استاندارد برای مشخص کردن محصولات در یک مغازه
adobe
U
شرکت نرم افزاری که محصولات Acrobat و ATM و PostScript را تولید کرده است
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
pitting corrosion
U
سوراخهائی که در سطح بتن یا فلز در اثر خوردگی ایجاد میشود و به کرم خوراکی معروف است
licences
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
protective tariffs
U
تعرفه گمرکی که هدف از وضع ان محصولات داخلی و جلوگیری از ورود فراوردههای خارجی باشد
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products.
U
این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
licence
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
Xerox PARC
U
مرکز توسعه aerox که یک محدوده وسیع از محصولات از قبیل mouse و GVT ساخته است
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
proprietary file format
U
روش ذخیره سازی داده ساخت یک شرکت برای محصولاتش که با سایر محصولات سازگار نیست
ringent
U
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension
U
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
U
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile
U
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
U
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
clams
U
حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
clam
U
حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
pomfret
U
یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
electronics
U
دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
Chad
U
محصولات زیادی ایجاد شده از سوراخهای پانچ شده در نوار یا کارت
systems analysis
U
ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
To go bad . To rot . To spoilt .
U
خراب شدن ( فاسد شدن مواد خوراکی )
assembled
U
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembles
U
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assemble
U
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
vendor
U
مین کننده محصولات سخت افزاری و نرم افزاری
vendors
U
مین کننده محصولات سخت افزاری و نرم افزاری
outrigged
U
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
wands
U
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wand
U
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
agribusiness
U
تجارت محصولات کشاورزی کار و کسب کشاورزی
disclaimer
U
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
disclaimers
U
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
idiomorphic
U
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
U
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
U
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
share
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
Indo-persian rug
U
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous
U
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored
U
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
U
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey
U
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
U
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
family
U
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
U
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
pentadactyl
U
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
bilabiate
U
دارای دو لب
glochidiate
U
دارای مو
fraught with
U
دارای
footy
U
دارای پا
iodic
U
دارای ید
three legged
U
دارای سه پا
odoriferous
U
دارای بو
trilinear
U
دارای سه خط
three-legged
U
دارای سه پا
studious
<adj.>
U
دارای پشتکار
bumpiness
U
دارای برامدگی
buckish
U
دارای خوی بز
assiduous
<adj.>
U
دارای پشتکار
bodied
U
دارای بدن
bizonal
U
دارای دومنطقه
bisulcate
U
دارای دوشکاف
incompetent
<adj.>
U
دارای ضعف
incapacitated
<adj.>
U
دارای ضعف
incapable
<adj.>
U
دارای ضعف
capitated
U
دارای سرمجزا
unfit
<adj.>
U
دارای ضعف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com