Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
range
U
مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
ranged
U
مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
ranges
U
مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
span
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
spanned
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
spanning
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
spans
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
auctioneering device
U
وسیلهای که بیشترین یا کمترین سیگنال را از تعدادی سیگنال ورودی انتخاب میکند
root mean square
U
ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
scrapbook
U
مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
subset
U
مجموعه کوچک داده ها که خود بخشی از یک مجموعه بزرگتر هستند
scrapbooks
U
مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
restatement of the law
U
مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
universal
U
مجموعه کامل عناصر که یک مجموعه قوانین تشکیل میدهد
burster block
U
مجموعه منفجر کننده مجموعه خرج تلاش
character set
U
دخشگان مجموعه دخشه ها مجموعه کاراکترها
low tide
U
کمترین حد
the least amount
U
کمترین
minimum
U
کمترین
least
U
کمترین
most
U
بیشترین
maximum
U
بیشترین
utmost
U
بیشترین
uttermost
U
بیشترین
cisc
U
مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
the least amount
U
کمترین کار
neap tide
U
کمترین جذر و مد
ground state
U
کمترین نیرو
bottom price
U
کمترین قیمت
to the very least
U
تا کمترین
[دست کم ]
rock-bottom price
U
کمترین قیمت
price cut to the bone
U
کمترین قیمت
minimum price
U
کمترین قیمت
minim
U
ذره کمترین
minims
U
ذره کمترین
maximum slope
U
بیشترین شیب
peak demand
U
بیشترین تقاضا
peak speed
U
بیشترین تندی
highest price
U
بیشترین قیمت
lsc
U
کاراکتر با کمترین ارزش
Without the least regard .
U
بدون کمترین ملاحظه یی
minimal audible sound
U
کمترین صوت شنودپذیر
neap season
U
فصل کمترین جزر و مد
minimal changes method
U
روش کمترین تغییرات
least squares method
U
روش کمترین مجذورات
just noticeable difference
U
کمترین تفاوت محسوس
huffman tree
U
درختی با کمترین مقادیر
My salary is too small for me .
U
کمترین توجهی نکرد
method of least squares
U
روش کمترین مجذورات
it shall not be scathed
U
) کمترین اسیبی به ان نخواهدرسید
jnd
U
کمترین تفاوت محسوس
last but not least
U
اخرین ولی نه کمترین
least significant digit
U
رقم با کمترین ارزش
hurdle rate of return
U
کمترین نرخ بازده
absolute address
U
بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
superlatives
U
بیشترین درجه عالی
superlative
U
بیشترین درجه عالی
machine address
U
بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
make the most of
<idiom>
U
بیشترین سود را بردن
best profit output
U
محصول در بیشترین مقدارسود
normalization
U
را در محل با کمترین ارزش می افزاید
powering
U
حداکثر تلاش در کمترین زمان
minimal brain damage
U
کمترین اسیب مغزی موثر
powers
U
حداکثر تلاش در کمترین زمان
upset price
U
کمترین بهای مقطوع درهراج
powered
U
حداکثر تلاش در کمترین زمان
power
U
حداکثر تلاش در کمترین زمان
peaking
U
بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peaks
U
بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peak
U
بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
ultimate strength
U
حاصلضرب بیشترین بار ممکن
best profit point
U
نقطه بیشترین مقدار سود
I dont have an earthly chance.
U
کمترین شانس راروی زمین ندارم
LSD
U
Digit Significant Least رقم با کمترین ارزش
rated altitude
U
ارتفاعی که در ان موتورپیستونی بیشترین توان رادارد
make time
<idiom>
U
بیشترین مسافت را درکمترین وقت رفتن
peaks
U
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
column
U
چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
peak
U
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
columns
U
چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
available
U
بیشترین قدرت الکتریکی یا پردازش یک سیستم
peaking
U
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
rock bottom
U
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
rock-bottom
U
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
channeled
U
بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
channel
U
بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
channelled
U
بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
channels
U
بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
peaking
U
زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
capacity
U
بیشترین نرخ انتقال داده روی یک کانال
capacities
U
بیشترین نرخ انتقال داده روی یک کانال
peaks
U
زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
channeling
U
بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
peak
U
زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
major cycle
U
کمترین زمان دستیابی به وسیله ذخیره سازی مکانیکی
machine
U
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
compacts
U
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار
compacted
U
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار
compacting
U
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار
machined
U
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
limen
U
کمترین تحریک عصبی که برای ایجاداحساس لازم است
machines
U
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
not to have a prayer of achieving something
U
کمترین شانس هم برای بانجام رسانیدن چیزی رانداشتن
compact
U
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار
limiting speed
U
بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
best rate of climb speed
U
سرعتی که با بیشترین ارتفاع در واحد زمان همراه است
maximum
U
بیشترین حجم داده که قابل ذخیره سازی است
throughput
U
بیشترین خروجی وسیله که با مشخصات اصلی مط ابق باشد
physical record
U
بیشترین واحد داده که در یک عملیات قابل ارسال باشد
crest clearing graph
U
نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع
fanning
U
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
key
مهمترین ترمینال در سیستم کامپیوتری یا آنکه بیشترین تقدم را دارد
fans
U
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
activity
U
بیشترین تعداد کارهایی که در یک سیستم چند منظوره قابل اجراست
tolerances
U
بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
limits
U
محدودههای بیشترین حد از پیش تعیین شده برای اعداد در کامپیوتر
untimate load
U
بیشترین نیروئی که هر جزء سازهای بدون شکستن بایدتحمل کند
resolution
U
بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
limiting velocity
U
بیشترین سرعت هواپیما تحت زاویه معین نسبت به افق
fan
U
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
integrated
U
روش سازمانی برای بازیابی و ورود داده با بیشترین کارایی
fanned
U
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
activities
U
بیشترین تعداد کارهایی که در یک سیستم چند منظوره قابل اجراست
resolutions
U
بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
tolerance
U
بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
clearance volume
U
کمترین حجم سیلندر هنگامیکه پیستون در نقطه مرگ بالاقرار دارد
elegant programming
U
نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است
limit load
U
بیشترین باری که ممکن است در حالتی بر یک جزء یا قطعه وارد شود
Shannon's Law
U
قانونی که بیشترین گنجایش محل اطلاعات را برای خط ارتباطی بیان کند
rates
U
بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
aggregate
U
بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
aggregates
U
بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
rate
U
بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
logic seeking
U
چاپگری که میتواند اطلاع مورد نیاز را با کمترین جابجایی نوک تامین میکند
LSD
U
رقمی که محل سمت راست عدد را اشغال میکند و کمترین توان را دارد
duty rated
U
بیشترین تعداد عملیات که یک وسیله در یک زمان با مشخصات معلوم میتواند انجام دهد
best angle of climb airspeed
U
سرعتی در هواپیما که بیشترین افزایش ارتفاع دریک نقطه معین را سبب میشود
cable assembly
U
مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
gynoecium
U
مجموعه الت مادگی گل مجموعه مادگی
cruise control
U
کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
best economy mixture
U
نسبت متناسب سوخت و بنزین در موتورهای پیستونی جهت حصول بیشترین برد پروازی
minimal tree
U
درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
fan
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
venturi
U
کانال یامجرایی برای جریان سیال که در گلوگاه کمترین سطح مقطع را داشته و سپس مجدداافزایش می یابد
wein law
U
طول موج بیشترین شدت تابش حاصل از منبع جسم داغ با دمای مطلق نسبت عکس دارد
least significant bit
U
رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
fixed point notation =
U
نمایش عدد که محل ارقام و نقط ه اعشاری را در کامپیوتر نگه می دارد تا بیشترین تعداد اعداد قابل مدیریت را محدود کند
reserve factor
U
نسبت استحکام واقعی یک سازه به کمترین استحکام لازم برای شرایط موردنظر
infinity
U
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
machines
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machined
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
clamper
U
مداری که سطح سیگنال را از نوک اسکن کردن یا سایر وسایل ورودی به بیشترین حد محدود میکند زودتر از وقتی که به یک مقدار عددی تبدیل شود
noisy mode
U
سیستم محاسبات اعداد اعشاری که عددی غیر از صفر به محل کمترین ارزش در حین نرمالسازی عدد اعشاری افزوده میشود
whisker
U
کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
set
U
مجموعه
aggregates
U
مجموعه
sets
U
مجموعه
bundle
U
مجموعه
caboodle
U
مجموعه
batches
U
مجموعه
aggregate
U
مجموعه
batches
U
یک مجموعه
batch
U
یک مجموعه
series
U
مجموعه
repertory
U
مجموعه
assemblies
U
مجموعه
repertoire
U
مجموعه
assortments
U
مجموعه
assortment
U
مجموعه
bundling
U
مجموعه
setting up
U
مجموعه
yardage
U
مجموعه
combination
U
مجموعه
batch
U
مجموعه
bundles
U
مجموعه
sensitivities
U
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
sensitivity
U
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
mode
U
عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
modes
U
عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
null set
U
مجموعه تهی
master plan
U
نقشه مجموعه
master plans
U
نقشه مجموعه
gymnasium
U
مجموعه ورزشی
gymnasiums
U
مجموعه ورزشی
set
U
مجموعه
[ریاضی]
libraries
U
مجموعه فایل ها
use case
U
مجموعه ای از رویدادها
proper subset
U
زیر مجموعه
library
U
مجموعه فایل ها
orthogonal set
U
مجموعه متعامد
omnium gatherum
U
مجموعه اشخاص
product of sums
U
حاصلضرب مجموعه ها
partial sum
U
پاره مجموعه
complexes
U
گروهه مجموعه
complex
U
گروهه مجموعه
omnium gatherum
U
مجموعه اشیا
nomenclature
U
مجموعه لغات
cuspidation
U
مجموعه تیزه ها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com