English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
linkage U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
male connector U ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
bond U متصل کردن چسباندن اتصال
AUI connector U اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
connects U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connect U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
connection U اتصال یا چیزی که متصل میشود
connexions U اتصال یا چیزی که متصل میشود
patch U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP U پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fibres U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector U وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fiber U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacts U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings U سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
drawbar U میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
DB connector U اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
asynchronous U اتصال یک ترمینال که به یک وسیله دیگر متصل است به طوری که این دو نیاز نیست هم سان باشند
swivelled U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivels U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar U بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
RJ connector U نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
cascade connection U اتصال کاسکاد اتصال پلهای
leads U قطب اتصال سیم اتصال
slip road U سینه کش اتصال فراز اتصال
terminal U محل اتصال پیچ اتصال
terminals U محل اتصال پیچ اتصال
lead U قطب اتصال سیم اتصال
ramps U سینه کش اتصال فراز اتصال
ramp U سینه کش اتصال فراز اتصال
expansion U خط وط آدرس و داده متصل یه یک اتصال به کارتهای وسیع اجاره کنترل و دستیابی به داده حافظه را می دهند
pinning U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
advanced U پروتکلهای IBM که امکان اتصال Peer-to-Peer را بین ایستگاههای کاری متصل به شبکه SNA فراهم می کنند که LU هم نامیده می شوند
edge card U یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است
T connector U اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line U اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
to break contact U اتصال راقطع کردن
to switch off U قطع کردن اتصال
BNC connector U متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
disconnecting U قطع کردن اتصال الکتریکی
leads U هدایت کردن بست اتصال
disconnects U قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnect U قطع کردن اتصال الکتریکی
lead U هدایت کردن بست اتصال
shortest U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
short U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
Do the trains connect? U [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
concatenated data set U مجموعه داده ها متصل شده
Cambridge ring U استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
fusion welding U اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
isolation U مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
link U اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
introduced U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
juncture U اتصال
junctions U اتصال
butt joint U اتصال لب به لب
contacting U اتصال
junction U اتصال
symphysis U اتصال
contacted U اتصال
coitus U اتصال
nexus U اتصال
coupling U اتصال
contact U اتصال
interconnetion U اتصال
interconnection U اتصال
conjuncture U اتصال
fusions U اتصال
abjoint U بی اتصال
abutment U اتصال
law of continvity U اتصال
bounding U اتصال
butt joint riveting U اتصال لب به لب
scarf U اتصال
jump joint U اتصال لب به لب
connectivity U اتصال
inosculation U اتصال
connection line U خط اتصال
seams U خط اتصال
continuity U اتصال
fusion U اتصال
contacts U اتصال
connect node U کد اتصال
tie line U خط اتصال
lead wire U خط اتصال
lap joint U اتصال لب به لب
seam U خط اتصال
tie down U اتصال
hitching U اتصال
connector U اتصال
scarfs U اتصال
colligation U اتصال
binding U اتصال
bindings U اتصال
suspension U اتصال
union U اتصال
bonding U اتصال
joint U اتصال
conjunctions U اتصال
single u butt joint U اتصال لب به لب "یو"
single u butt weld U اتصال لب به لب "یو"
connection U اتصال
clutch dog U فک اتصال
network U اتصال
networks U اتصال
link U اتصال
conjunction U اتصال
connexions U اتصال
fitting U اتصال
unions U اتصال
suspensions U اتصال
concatenate U اتصال
v joint U اتصال "وی "
cutter link U اتصال
attaching U اتصال
hitches U اتصال
incorporation U اتصال
attaches U اتصال
hitch U اتصال
hitched U اتصال
wiring U اتصال
attach U اتصال
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
pipe connection U اتصال لوله
pin contact U اتصال سنجاقی
lap joint U اتصال رویهم
to put through U اتصال دادن به
joining point U نقطه اتصال
open circuit U اتصال باز
joint washer واشر اتصال
phase to phase short circuit U اتصال فاز
copula U وسیله اتصال
joint space U محل اتصال
collector contact U اتصال کلکتور
joint pin U خار اتصال
joint length U طول اتصال
interconnects U اتصال دادن
ramp U سربالایی اتصال
position coupling key U کلید اتصال
copulas U وسیله اتصال
ground U اتصال زمین
union U وحدت اتصال
knuckle joint U اتصال زانویی
junction potential U پتانسیل اتصال
ground U اتصال به زمین
junction cable U کابل اتصال
lap joint U اتصال پوششی
lap joint U اتصال نیمانیم
unions U وحدت اتصال
coupling U جفت اتصال
becket U حلقه اتصال
jointing iron U اهن اتصال
crosspoint U زوج اتصال
plug connection U اتصال دوشاخه
junction U اتصال برخوردگاه
mesh connection U اتصال توری
manifold U روپوش اتصال
microphone connection U اتصال میکروفن
miter U اتصال فارسی
mitre joint U اتصال فارسی
automatic drop U اتصال خودکار
circuits U اتصال الکتریکی
junction U نقطه اتصال
mortise joint U اتصال کام
interconnected U با هم اتصال دادن
operate U اتصال دادن
manula shifting U اتصال دستی
interconnected U اتصال دادن
interconnect U اتصال به یکدیگر
commissure U محل اتصال
commissure U سطح اتصال
junctions U نقطه اتصال
main connection U اتصال اصلی
junctions U اتصال برخوردگاه
main current U اتصال سری
earth U اتصال به زمین
earths U اتصال به زمین
arris fillet joint U اتصال فرنگی
interconnect U اتصال دادن
interconnect U با هم اتصال دادن
interconnected U اتصال به یکدیگر
network circuit U اتصال شبکه
interconnecting U اتصال دادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com