English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
concrete coring drill U مته برای سوراخ کردن هسته بتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to pink out leather U چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
core hole U سوراخ هسته
shields U هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shield U هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
closed cycle reactor system U در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
pinhole U سوراخ کردن برای گوشی یاز
nucleole U جسمی که در درون هسته یاخته ها یافت میشود هسته هسته
angle drill U ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
bottoming reamer U وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
deflections U هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
deflection U هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
choke bore U روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
perforation U عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
horned scully U مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
breach U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
pink U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
thirl U سوراخ سوراخ کردن دریدن
putted U ضربه برای انداختن به سوراخ
putts U ضربه برای انداختن به سوراخ
putt U ضربه برای انداختن به سوراخ
cancellate U سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
holeable U گوی اسان برای به سوراخ انداختن
night chair U صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
night stool U صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
bottoming tap U وسیلهای برای دراوردن دندانه در یک سوراخ کور
x punch U سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
reperforator U ماشینی که نوارکاغذی را سوراخ میکند برای دریافت سیگنال
X distance U سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
karyology U هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
barns U واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barn U واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
spanned U فاصله بین سوراخ گوی بولینگ برای شست و انگشتان دیگر
spans U فاصله بین سوراخ گوی بولینگ برای شست و انگشتان دیگر
spanning U فاصله بین سوراخ گوی بولینگ برای شست و انگشتان دیگر
sectors U سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
sector U سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
span U فاصله بین سوراخ گوی بولینگ برای شست و انگشتان دیگر
edge U کارت کاغذی که سوراخ هایی دارد روی یک لبه برای نمایش داده
edges U کارت کاغذی که سوراخ هایی دارد روی یک لبه برای نمایش داده
nuclide U کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
riddle U سوراخ سوراخ کردن
riddles U سوراخ سوراخ کردن
nucleon U اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
centers U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie U [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
away U بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
dilly bag U کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
port a punch card U علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
sight U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
fenestration U چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
sights U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
float stone U سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
magnetic nuclear resonance U تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
nuclear magnetic resonance U تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
gruyere cheese U پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
foraminate U ثقبه دار سوراخ سوراخ
delving U سوراخ کردن
pool U سوراخ کردن
drilled U سوراخ کردن
broached U سوراخ کردن
goring U سوراخ کردن
broach U سوراخ کردن
bores U سوراخ کردن
drill U سوراخ کردن
to set abroach U سوراخ کردن
gores U سوراخ کردن
drills U سوراخ کردن
steek U سوراخ کردن
incising U سوراخ کردن
bore U سوراخ کردن
gored U سوراخ کردن
stab U سوراخ کردن
to break open U سوراخ کردن
to poke a hole in any thing U سوراخ کردن
pierce U سوراخ کردن
to burn a hole U سوراخ کردن
pierces U سوراخ کردن
perforates U سوراخ کردن
perforate U سوراخ کردن
pooled U سوراخ کردن
perforating U سوراخ کردن
scuttle U سوراخ کردن
foraminate U سوراخ کردن
scuttles U سوراخ کردن
wear a hole in U سوراخ کردن
to punch a hole in U سوراخ کردن
to drill through U سوراخ کردن
scuttling U سوراخ کردن
scuttled U سوراخ کردن
transfix U سوراخ کردن
boring U سوراخ کردن
punched U سوراخ کردن
broaches U سوراخ کردن
gore U سوراخ کردن
delved U سوراخ کردن
punch U سوراخ کردن
pools U سوراخ کردن
broaching U سوراخ کردن
stabbed U سوراخ کردن
to pick a hole in U سوراخ کردن
punches U سوراخ کردن
delve U سوراخ کردن
delves U سوراخ کردن
stabs U سوراخ کردن
broached U سوراخ کردن قایق
punctures U سوراخ کردن شکست
prong U باچنگ ک سوراخ کردن
broach U سوراخ کردن قایق
tusks U سوراخ کردن یا کندن
broaches U سوراخ کردن قایق
broaching U سوراخ کردن قایق
back drill U از پشت سوراخ کردن
puncturing U سوراخ کردن شکست
tusk U سوراخ کردن یا کندن
prongs U باچنگ ک سوراخ کردن
peck U بانوک سوراخ کردن
gride U سوراخ کردن فرورفتن
punched U سوراخ ایجاد کردن
punches U مهر کردن سوراخ
precision bore U سوراخ کردن دقیق
punches U سوراخ ایجاد کردن
burr U بامته سوراخ کردن
burred U بامته سوراخ کردن
burring U بامته سوراخ کردن
burrs U بامته سوراخ کردن
transfixion U عمل سوراخ کردن
to tear a hole in U سوراخ یا پاره کردن
spit U سوراخ کردن تف انداختن
spits U سوراخ کردن تف انداختن
punched U مهر کردن سوراخ
lancinate U بانیزه سوراخ کردن
pecking U بانوک سوراخ کردن
punctured U سوراخ کردن شکست
to peck a hole in U با نوک سوراخ کردن
lack vt U با گلوله سوراخ کردن
pecked U بانوک سوراخ کردن
puncture U سوراخ کردن شکست
hollow forge U سوراخ کردن گرم
punch U مهر کردن سوراخ
punch U سوراخ ایجاد کردن
pecks U بانوک سوراخ کردن
To bark up the wrong tree. <idiom> [سوراخ دعا را گم کردن]
pertusion U عمل سوراخ کردن
peeping U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
BNC connector U متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
unkennel U از سوراخ یا لانه بیرون کردن
notches U شکاف چوبخط سوراخ کردن
notch U شکاف چوبخط سوراخ کردن
puncture U سوراخ کردن پنچر شدن
punctured U سوراخ کردن پنچر شدن
punctures U سوراخ کردن پنچر شدن
drilled U سوراخ کردن چاه کندن
drills U سوراخ کردن چاه کندن
drill U سوراخ کردن چاه کندن
slots U سوراخ کردن شکاف کوچک
jabs U خنجر زدن سوراخ کردن
slotting U سوراخ کردن شکاف کوچک
jab U خنجر زدن سوراخ کردن
jabbed U خنجر زدن سوراخ کردن
jabbing U خنجر زدن سوراخ کردن
back drilling attachment U تجهیزات سوراخ کردن از پشت
slot U سوراخ کردن شکاف کوچک
puncturing U سوراخ کردن پنچر شدن
rupturing U شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
loophole U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
stave U شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
loopholes U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
borer U هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
bores U وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
bore U وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
ruptures U شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
fraise U گشادتر کردن سوراخ اره مدور
rupture U شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
karatonyxis U عمبل اب مرواریدبوسیله سوراخ کردن قرنیه
lanciation U سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
jackhammer U مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
perforates U سوراخ کردن نفوذ کردن
punched U منگنه کردن سوراخ کردن
gimlets U سوراخ کردن مته کردن
penetrate U رخنه کردن سوراخ کردن
perforating U سوراخ کردن نفوذ کردن
punches U منگنه کردن سوراخ کردن
penetrated U رخنه کردن سوراخ کردن
penetract U رخنه کردن سوراخ کردن
thrust U سوراخ کردن رخنه کردن در
penetrates U رخنه کردن سوراخ کردن
perforate U سوراخ کردن نفوذ کردن
thrusting U سوراخ کردن رخنه کردن در
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com