English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
consociate U متحد کردن پیوستن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
federate U متحد کردن
federated U متحد کردن
uniting U متحد کردن
unifying U متحد کردن
unites U متحد کردن
federates U متحد کردن
unifies U متحد کردن
allying U متحد کردن
band U متحد کردن
federating U متحد کردن
unite U متحد کردن
unify U متحد کردن
bands U متحد کردن
accrete U متحد کردن
ally U متحد کردن
league U اتحاد متحد کردن
herd U متحد کردن گروه
herded U متحد کردن گروه
join U گراییدن متحد کردن
herding U متحد کردن گروه
joins U گراییدن متحد کردن
joined U گراییدن متحد کردن
herds U متحد کردن گروه
reassociate U دوباره متحد کردن
leagues U اتحاد متحد کردن
to unionise [British E] U متحد کردن [مثال کارگران]
to unionize [American E] U متحد کردن [مثال کارگران]
unionising U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
leagues U مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
league U مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
unionised U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionises U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionization U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionize U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionizes U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionizing U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionized U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
rattening U محروم کردن کارگر فنی ازابزار کارش به منظورمجبور کردن او به پیوستن به اتحادیه کارگری
joins U شرکت کردن در پیوستن
assisted U پیوستن به حمایت کردن از
joined U شرکت کردن در پیوستن
catenate U پیوستن متصل کردن
join U شرکت کردن در پیوستن
assisting U پیوستن به حمایت کردن از
assists U پیوستن به حمایت کردن از
assist U پیوستن به حمایت کردن از
binds U محصور کردن بهم پیوستن
bind U محصور کردن بهم پیوستن
attachable U قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
unite U متحد کردن ترکیب کردن
uniting U متحد کردن ترکیب کردن
unites U متحد کردن ترکیب کردن
integration U یکی کردن و بهم پیوستن پیوستگی اجزاء
concrete U : سفت کردن باشفته اندودن یا ساختن بهم پیوستن
admix U مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
one U متحد
united U متحد
ones U متحد
federated U متحد
unified U متحد
corporate U متحد
federal U متحد
associating U متحد
in league U متحد
associates U متحد
federate U متحد
federates U متحد
confederates U متحد
allied U متحد
married U متحد
confederate U متحد
conjunct U متحد
associated U متحد
associate U متحد
federating U متحد
unitive U متحد کننده
unified U متحد شده
concentric U متحد المرکز
close-knit U صمیمی و متحد
feudist U متحد دشمن
nexus U گروه متحد
to make common cause U متحد شدن
unifier U متحد کننده
unified command U فرماندهی متحد
realign U متحد شدن
uniform U متحد الشکل
realigned U متحد شدن
realigning U متحد شدن
bands U متحد شدن
band U متحد شدن
realigns U متحد شدن
running mate U متحد انتخاباتی
uniforms U متحد الشکل
running mates U متحد انتخاباتی
vetoed U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
United Nations U سازمان ملل متحد
charter of the united nations U منشور ملل متحد
realign U مجددا متحد شدن
realigned U مجددا متحد شدن
realigning U مجددا متحد شدن
realigns U مجددا متحد شدن
unified U یکپارچه فرماندهی متحد
united nations organization U سازمان ملل متحد
u.n. U سازمان ملل متحد
trigraph U سه حرف متحد التلفظ
federalization U تشکیل کشورهای متحد
federates U تشکیل کشورهای متحد دادن
federated U تشکیل کشورهای متحد دادن
federating U تشکیل کشورهای متحد دادن
federate U تشکیل کشورهای متحد دادن
federative U مبنی بر سازمان کشورهای متحد
federated U متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federating U متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federates U متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federate U متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
annulus U فضای بین دوایر متحد المرکز
security council U شورای امنیت سازمان ملل متحد
general assmbly of the united nations U مجمع عمومی سازمان ملل متحد
meets U پیوستن
joined U پیوستن
ally U پیوستن
affix U پیوستن
meet U پیوستن
sorts U پیوستن
affixed U پیوستن
sort U پیوستن
adjoined U پیوستن
adjoin U پیوستن
joins U پیوستن
sorted U پیوستن
anastomois U به هم پیوستن
connects U پیوستن
connect U پیوستن
allying U پیوستن
adjoins U پیوستن
affixing U پیوستن
annexing U پیوستن
annexes U پیوستن
annex U پیوستن
affixes U پیوستن
to bring into contact U پیوستن
attaches U پیوستن
coupled U پیوستن
link up U پیوستن
interlocking U پیوستن
link-up U پیوستن
interlocked U پیوستن
interlock U پیوستن
cementing U پیوستن
to make contact U پیوستن
cemented U پیوستن
couples U پیوستن
cement U پیوستن
join up U به هم پیوستن
attach U پیوستن
cements U پیوستن
conjoin U پیوستن
link U به هم پیوستن
coalescence U پیوستن
link-ups U پیوستن
join U پیوستن
to go in with U پیوستن با
affiliate پیوستن
attaching U پیوستن
couple U پیوستن
interlocks U پیوستن
enlink U پیوستن
hominy grits U ذرت پوست کنده با دانههای متحد الشکل
peace force U نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد
united nations high commissioner U مامور عالی ملل متحد برای اوارگان
clings U چسبیدن پیوستن
pan U بهم پیوستن
cling U چسبیدن پیوستن
rejoining U دوباره پیوستن به
rejoined U دوباره پیوستن به
interconnected U بهم پیوستن
rejoin U دوباره پیوستن به
rejoins U دوباره پیوستن به
adequateness U چسبیدن پیوستن
filiate U اشناکردن پیوستن
seam U بهم پیوستن
glutinate U بهم پیوستن
seams U بهم پیوستن
to jury-rig something U چیزی را به هم پیوستن
admix U بهم پیوستن
interlocking U بهم پیوستن
interlocks U بهم پیوستن
welded U بهم پیوستن
reconstitute U بهم پیوستن
reconstituted U بهم پیوستن
reconstitutes U بهم پیوستن
reconstituting U بهم پیوستن
welds U بهم پیوستن
patches U بهم پیوستن
patch U بهم پیوستن
concatenate U بهم پیوستن
knots U بهم پیوستن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com