English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
principal offender U مباشر در جرم مجرم اصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
principal U مجرم اصلی
principal in the first degree U مجرم اصلی
principals U مجرم اصلی
VL bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
criminals U مجرم
convicts U مجرم
delinquents U مجرم
culpable U مجرم
criminal U مجرم
blameworthy U مجرم
convicted U مجرم
delinquent U مجرم
convict U مجرم
violaor U مجرم
offender U مجرم
offenders U مجرم
convicting U مجرم
overseers U مباشر
seneschal U مباشر
stewards U مباشر
supervisor U مباشر
steward U مباشر
superintendents U مباشر
foremen U مباشر
manager U مباشر
district overseer U مباشر
conductors U مباشر
conductor U مباشر
case of need U مباشر
supervisors U مباشر
bailiff U مباشر
foreman U مباشر
bailiffs U مباشر
minder U مباشر
superintendent U مباشر
managers U مباشر
principal offender U مباشر
ganger U مباشر
perpetrators U مباشر
perpetrator U مباشر
churchwardens U مباشر
churchwarden U مباشر
proctor U مباشر
intendant U مباشر
minders U مباشر
overseer U مباشر
guilty U بزهکار مجرم
guilty U مجرم مرتکب
wrongdoers U مجرم متخلف
recidivists U مجرم به عادت
recidivist U مجرم به عادت
wrongdoer U مجرم متخلف
criminate U مجرم خواندن
shipper U مباشر حمل
commissaries U گماشته مباشر
superintendent U نافر مباشر
supervisory staff U کارمندان مباشر
superintendents U نافر مباشر
forehand U سرعمله مباشر
steward U مباشر نافر
stewards U مباشر نافر
commissary U گماشته مباشر
forehands U سرعمله مباشر
coxswain U مباشر کشتی
supervisory U مباشر پیشه
foremen U مباشر کارگران
foreman U مباشر کارگران
they held culplabe U اورامقصر یا مجرم شناختند
requisitioned U واست استرداد مجرم
requisitions U واست استرداد مجرم
rehabilitation U اعاده حیثیت مجرم
pronounce quilty U مجرم قلمداد کردن
extradite U مجرم را مسترد کردن
extradited U مجرم را مسترد کردن
extradites U مجرم را مسترد کردن
extraditing U مجرم را مسترد کردن
requisition U واست استرداد مجرم
requisitioning U واست استرداد مجرم
to be culpable for something U مجرم به چیزی بودن
perpetrators U مباشر در جرم مرتکب
perpetrator U مباشر در جرم مرتکب
ship broker U مباشر مالکین کشتی
convictions U محکوم یا مجرم شناخته شدن
conviction U محکوم یا مجرم شناخته شدن
managing board U کمیته مباشر [شرکت سهامی]
board of management U کمیته مباشر [شرکت سهامی]
board of managers U کمیته مباشر [شرکت سهامی]
management board U کمیته مباشر [شرکت سهامی]
ship's husband U مباشر و مالک نماینده کشتی
master data file U پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
mastered U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
strappado U مچ دستهای مجرم را بر پشت او بستن واویختن وی ازطناب
acciaccatura U نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
supercargo U مباشر کارهای بازرگانی وفروش کالا در کشتی
open vertict U رای حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
on board U که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
open verdict U رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
initial reserves U ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
main guard U نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
first generation computer U کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generations U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypic U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generation U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypal U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
staple U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis U [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
fundamental unit U یکای اصلی واحد اصلی
base unit U یکای اصلی واحد اصلی
master file U فایل اصلی پرونده اصلی
base camp U پایگاه اصلی کمپ اصلی
expansion slots U شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
pillorying U نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillory U نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillories U نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pilloried U نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
matter U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM U سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant U یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
persistent offender U مجرم مصر به تکرار جرم در CL هر گاه کسی پس ازرسیدن به 12 سال سه بارمرتکب جرایمی که مجازاتشان حبس است بشودمشمول تجدید مجازات میشود
FEP U پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
preventive detention U تمدید مدت حبس مجرم به عادت که تقریبا" به سیستم اجرای نظرتشدید مجازات و یا مواردپیش بینی شده در قانون اقدامات تامینی شباهت دارد
pilot tunnel U تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
body U 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies U 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document U اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
source U 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
ransoms U وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom U وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
standbys U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . U این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
master compass U قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output U فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
elemental U اصلی
head U اصلی
essential U اصلی
main stem U خط اصلی
elementarily U اصلی
primal U اصلی
functional U اصلی
elementary U اصلی
normative U اصلی
germinal U اصلی
fundamental U اصلی
essentials U اصلی
organic U اصلی
main line U خط اصلی
main lines U خط اصلی
primary U اصلی
primarily U اصلی
aboriginal U اصلی
aboriginals U اصلی
seminal U اصلی
quintessential U اصلی
first-hand U اصلی
intrinsic U اصلی
principle U اصلی
native code U کد اصلی
arches U اصلی
arch- U اصلی
arch U اصلی
primordial U اصلی
inherent U اصلی
primitive U اصلی
main <adj.> U اصلی
masters U اصلی
main attack U تک اصلی
line link U خط اصلی
isogeny U هم اصلی
mastered U اصلی
main U خط اصلی
main deck U پل اصلی
main door U در اصلی
texts U اصلی
text U اصلی
trunk U خط اصلی
trunks U خط اصلی
initial U اصلی
initialed U اصلی
initialing U اصلی
initialled U اصلی
initialling U اصلی
principals U اصلی
master U اصلی
ingrown U اصلی
immanent U اصلی
fundametal U اصلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com