Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tactical
U
ماهر ماهرانه
tactically
U
ماهر ماهرانه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
subtler
U
ماهرانه
subtlest
U
ماهرانه
nattily
U
ماهرانه
aptly
U
ماهرانه
subtle
U
ماهرانه
handily
U
ماهرانه
masterly
U
ماهرانه
adeptly
U
ماهرانه
proficiently
U
ماهرانه
artfully
U
ماهرانه
skilfully
U
ماهرانه
skifully
U
ماهرانه
workmanlike
U
استادانه ماهرانه
workmanly
U
ایستادانه ماهرانه
tactics
U
رهبری ماهرانه
skillful Šetc
U
با مهارت ماهرانه
hard sell
U
فروش ماهرانه
artful
U
ماهرانه صنعتی
facilely
U
به نرمی ماهرانه
finesse
U
ضربه فریف و ماهرانه
pour it on thick
<idiom>
U
ماهرانه چاپلوسی کردن از
passed
U
گذراندن ماهرانه گاو از کنارگاوباز با حرکت شنل
pase
U
گذراندن ماهرانه گاو از کنارگاوباز با حرکت شنل
pass
U
گذراندن ماهرانه گاو از کنارگاوباز با حرکت شنل
passes
U
گذراندن ماهرانه گاو از کنارگاوباز با حرکت شنل
plays
U
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
played
U
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
play
U
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
playing
U
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
he was neat
U
ماهر
knacky
U
ماهر
adept
U
ماهر
proficient
U
ماهر
industrious
U
ماهر
handy
U
ماهر
handiest
U
ماهر
handier
U
ماهر
light footed
U
ماهر
dextrous
U
ماهر
fine fingered
U
ماهر
dexterous
U
ماهر
skilled
U
ماهر
workmanlike
U
ماهر
sedulous
<adj.>
U
ماهر
hardworking
<adj.>
U
ماهر
deft
U
ماهر
skilful
U
ماهر
industrious
<adj.>
U
ماهر
light handed
U
ماهر
skillful
U
ماهر
neat handed
U
ماهر
experts
U
ماهر
expert
U
ماهر
assiduous
<adj.>
U
ماهر
diligent
<adj.>
U
ماهر
workmanly
U
ماهر
wieldy
U
ماهر
adroit
<adj.>
U
ماهر
skillful Šetc
U
ماهر
studious
<adj.>
U
ماهر
pert
U
ماهر
tactics
U
دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
semi skilled
U
نیمه ماهر
great
U
متعدد ماهر
water dog
U
شناگر ماهر
semiskilled
U
نیمه ماهر
light foot
U
ماهر تردست
sharpshooter
U
تیرانداز ماهر
shotmaker
U
شوت زن ماهر
skilled labour
U
کارگر ماهر
scientail
U
ماهر علمی
skilled worker
U
کارگر ماهر
flunky
U
غیر ماهر
expert gunner
U
توپچی ماهر
versant
U
ماهر واستاد
greatest
U
متعدد ماهر
great-
U
متعدد ماهر
skilled
U
ماهر و باتجربه
jimmy
U
ماهر دیلم
jimmies
U
ماهر دیلم
understandings
U
مطلع ماهر
craftsman
U
کارگر ماهر
masters
U
ماهر شدن
craftsmen
U
کارگر ماهر
marksman
U
تیرانداز ماهر
mastered
U
ماهر شدن
nattiest
U
پاکیزه ماهر
master
U
ماهر شدن
marksmen
U
تیرانداز ماهر
journeyman
U
کارگر ماهر
journeymen
U
کارگر ماهر
natty
U
پاکیزه ماهر
nattier
U
پاکیزه ماهر
flunkies
U
غیر ماهر
flunkeys
U
غیر ماهر
qualify
U
ماهر شدن
cunning
U
ماهر زیرکی
flunkys
U
غیر ماهر
slickest
U
ماهر صاف
articulate
U
ماهر در صحبت
understanding
U
مطلع ماهر
articulates
U
ماهر در صحبت
slick
U
ماهر صاف
qualifies
U
ماهر شدن
articulating
U
ماهر در صحبت
flunkey
U
غیر ماهر
shot
U
تیراندازی تیرانداز ماهر
shots
U
تیراندازی تیرانداز ماهر
ace
U
خلبان ماهر و متهور
unskilled worker
U
کارگر غیر ماهر
skillful weaver
U
بافنده ماهر و خبره
aces
U
خلبان ماهر و متهور
mastered
U
ماهر شدن در چیزی
semi skilled worker
U
کارگر نیمه ماهر
snipers
U
تیرانداز ماهر تفنگ
figure skater
U
اسکیت باز ماهر
sniper
U
تیرانداز ماهر تفنگ
qualified
U
صلاحیت دار ماهر
masters
U
ماهر شدن در چیزی
building craftsman
U
کارگر ماهر ساختمانی
navvies
U
کارگر غیر ماهر
master
U
ماهر شدن در چیزی
navvy
U
کارگر غیر ماهر
reinsman
U
سوار کار ماهر
gift of the gab
<idiom>
U
درصحبت کردن ماهر بودن
marksman
U
تیرانداز ماهر
[ارتش و ورزش]
toxophilite
U
تیرانداز ماهر با تیر و کمان
stickhandler
U
شخص ماهر در استفاده ازچوب هاکی
cradler
U
بازیگر ماهر در حفظ گوی لاکراس
streetwise
U
ماهر در برخورد با مشکلات و خشونتهای شهری
orion
U
منظومه جبار یا النسق شکارچی ماهر
digger
U
پاسور ماهر درپاس نزدیک زمین
mudder
U
اسب ماهر در مسیر خیس وگلی
unskilled labor
U
نیروی کارغیر ماهر غیر متخصص
digger
U
بازیگر ماهر و سمج درگرفتن گوی از گوشها
roughrider
U
سوار کار ماهر اسبهای چموش و وحشی
punters
U
دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
demolition derby
U
مسابقه رانندگان ماهر درزدن اتومبیلهای کهنه به یکدیگر
punter
U
دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
bunter
U
توپزن ماهر در ضربه بدون تاب دادن چوب بیس بال
Grand Prix
U
مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
Grands Prix
U
مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
duress
U
در CL نیزمانند حقوق ماهر عمل یاتاسیس حقوقی ناشی از اکراه باطل است
penalty kicker
U
بازیگر ماهر که هنگام کم شدن تعداد افراد تیم نقش مهمی در دفاع دارد
wheel sucker
U
دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
sniper scope
U
دوربین تیراندازی بوسیله تیراندازان ماهر دوربین مادون قرمز دیدبانی در شب
marks man
U
تیرانداز درجه 3 تفنگ تیرانداز نیمه ماهر
dogger
U
اسکی باز ماهر در هات داگ اسکی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com