Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
island pullout
U
مانور چرخاندن تخته موج برای ردکردن موج
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
board
U
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
boarded
U
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
turn up one's nose at
<idiom>
U
ردکردن خوب بودن برای کسی
expansion slots
U
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
exchange zone
U
فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
clamp anf rake
U
مانور برای کنترل گوی درمواجه
sleds
U
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sled
U
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
turboprop
U
توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود
slingshots
U
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshot
U
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
stack
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
wall board
U
تخته برای چوبکاری دیوار
draught board
U
تخته شطرنجی برای بازی چکرز
kickboard
U
تخته شنای 07 سانتیمتری برای کمک به نواموز
flag stones
U
تخته سنگهایی که برای سنگ فرش بکار میرود
stringer
U
قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
fulham
U
طاس تخته نردی که برای تقلب ساخته شده
stringers
U
قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
tailboard
U
تخته عقب گاری وکامیون برای تخلیه بار
clipboards
U
تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد
clipboard
U
تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد
gun
U
تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
laced valley
U
[شیار ساخته شده از کاشی یا تخته سنگ برای عبور آب]
guns
U
تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
skim board
U
تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
pit board
U
تخته برای دادن اطلاعات لازم به راننده معین در گروه کمکی
expansion
U
تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن
decking
U
تخته هائیکه برای قالب بندی دالهای بتنی بکار میروند
froe
U
ابزاری شبیه گوه که برای شکاف تخته والوار بار میرود
bookends
U
تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
bookend
U
تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
cards
U
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
card
U
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
microcomputer
U
تخته مدار چاپی اصی سیستم که بیشتر قط عات و اتصالات برای تختههای جانبی و... را دارد
BNC connector
U
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
multi board computer
U
کامپیوتری که چندین تخته مدار مجتمع دارد که به یک تخته اصلی وصل هستند
populates
U
1-حافظه یا انتخابهای مناسب برای کامپیوتر.2-تخته مدار چاپ شده که در سوکتهای خالی قط عاتی دارند
populating
U
1-حافظه یا انتخابهای مناسب برای کامپیوتر.2-تخته مدار چاپ شده که در سوکتهای خالی قط عاتی دارند
populate
U
1-حافظه یا انتخابهای مناسب برای کامپیوتر.2-تخته مدار چاپ شده که در سوکتهای خالی قط عاتی دارند
lee board
U
تخته یا تخته هایی که به پهلوی کشتی ته پهن نصب میکنندکه دراب پائین رفته
stopboard
U
تخته مستطیل پشت چاله پرش با نیزه تخته لبه دایره پرتاب وزنه
board
U
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
boarded
U
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
daughter board
U
تخته جانبی که به تخته اصلی سیستم وصل میشود
micro
U
تخته مدار چاپ شده اصلی سیستم که حاوی اغلب قط عات و اتصالات برای گفتههای گسترده و... است
micros
U
تخته مدار چاپ شده اصلی سیستم که حاوی اغلب قط عات و اتصالات برای گفتههای گسترده و... است
pig board
U
تخته کوچک برای موجهای کوچک
planking
U
تخته پوشی تخته بندی
plywood
U
تخته لایی تخته چند لا
rotate
U
چرخاندن
whirl
U
چرخاندن
pivots
U
چرخاندن
pivoted
U
چرخاندن
swivelled
U
چرخاندن
wind
U
چرخاندن
winds
U
چرخاندن
rotated
U
چرخاندن
swivel
U
چرخاندن
whirls
U
چرخاندن
swivels
U
چرخاندن
whirling
U
چرخاندن
pivot
U
چرخاندن
rotates
U
چرخاندن
whirled
U
چرخاندن
notice board
U
1-تخته نصب شده در دیوار که نکات مهم روی آن قرار می گیرند. 2-نوعی تخته آگهی که پیام به کاربران نصب میشود
panel
U
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panels
U
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
edge card
U
یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است
bare board
U
تخته مدار بدون هیچ عنصری معمولاگ به تخته حافظه گفته میشود که هنوز هیچ قطعهای روی آن نصب نشده است
wry
U
به اطراف چرخاندن
spins
U
به درازاکشاندن چرخاندن
wryly
U
به اطراف چرخاندن
spin
U
به درازاکشاندن چرخاندن
baulking
U
ردکردن
disavowing
U
ردکردن
denied
U
ردکردن
to clear off
U
ردکردن
baulked
U
ردکردن
disavowed
U
ردکردن
balks
U
ردکردن
balking
U
ردکردن
denies
U
ردکردن
confute
U
ردکردن
baulks
U
ردکردن
rule out
U
ردکردن
gainsaying
U
ردکردن
disavows
U
ردکردن
disproving
U
ردکردن
disproves
U
ردکردن
disproved
U
ردکردن
disprove
U
ردکردن
let off
U
ردکردن
declining
U
ردکردن
to put back
U
ردکردن
disavow
U
ردکردن
gainsays
U
ردکردن
spurn
U
ردکردن
spurning
U
ردکردن
spurned
U
ردکردن
balk
U
ردکردن
gainsay
U
ردکردن
declines
U
ردکردن
controvert
U
ردکردن
gainsaid
U
ردکردن
discommend
U
ردکردن
spurns
U
ردکردن
deny
U
ردکردن
balked
U
ردکردن
pass on
U
ردکردن
denying
U
ردکردن
decline
U
ردکردن
declined
U
ردکردن
rejcet
U
ردکردن
troll
U
چرخیدن چرخاندن گرداندن
death spiral
U
حرکت چرخاندن یار
trolls
U
چرخیدن چرخاندن گرداندن
to spin something
U
چیزی را تند چرخاندن
to spin a wheel
U
چرخی را تند چرخاندن
to throw out
U
دورانداختن ردکردن
mammock
U
از دم قیچی ردکردن
disorintate
U
ردکردن ازخودندانستن
baulk
U
ردکردن طفره
crank
U
میل لنگ گرداندن چرخاندن
slashes
U
چرخاندن چوب به طرف حریف
slashed
U
چرخاندن چوب به طرف حریف
cranking
U
میل لنگ گرداندن چرخاندن
cranks
U
میل لنگ گرداندن چرخاندن
slash
U
چرخاندن چوب به طرف حریف
fishtail
U
چرخاندن دم هواپیما بمنظورکاستن سرعت ان
slashing
U
چرخاندن چوب به طرف حریف
cranked
U
میل لنگ گرداندن چرخاندن
exception of judgl
U
ردکردن داوریا دادرس
to let off
U
معاف کردن ردکردن
to turn one's back on somebody
U
پشت خود را به طرف کسی چرخاندن
supination
U
چرخاندن کف دست به سمت بالا برگرداندن پا
disowning
U
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disowned
U
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disowns
U
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disown
U
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
overstand
U
بیش از حد ماندن قایق در یک مسیر بجای چرخاندن
outside kick and front headlock
U
گرفتن دست راست بادست چپ و چرخاندن ازروی پشت
veronica
U
ایستادن و ردکردن گاو از کناربا حرکت شنل
maneuver
U
مانور
shunting
U
مانور
ease of movement
U
مانور
teleprompter
U
اسباب مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در جلو ناطق تلویزیون
to spin laundry in the washing machine
U
لباس های شسته شده را در ماشین لباسشویی تند چرخاندن
plank
U
تخته تخته کردن
punters
U
دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
punter
U
دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
NIC
U
تخته جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. تخته داده کامپیوتر را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند که در امتداد در کابل شبکه ارسال خواهد شد
umpired
U
داور مانور
mass of maneuver
U
حجم مانور
handle
U
مانور کردن
maneuverability
U
قابلیت مانور
umpiring
U
داور مانور
combat exercise
U
مانور جنگی
umpires
U
داور مانور
exercise commander
U
فرمانده مانور
maneuver and fire
U
اتش و مانور
umpire
U
داور مانور
fire and maneuver
U
اتش و مانور
maneuvering board
U
لوحه مانور
handles
U
مانور کردن
joint exercise
U
مانور مشترک
exercise
U
مانور نظامی
ship handling
U
مانور با کشتی
exercised
U
مانور نظامی
exercises
U
مانور نظامی
scheme of maneuver
U
طرح مانور
free maneuver
U
مانور ازاد
exercise term
U
عنوان مانور
plan of maneuver
U
طرح مانور
maneuvring
U
طرح کردن مانور
quartermaster's notebook
U
دفتر مانور ناو
manoeuvring
U
طرح کردن مانور
manoeuvres
U
طرح کردن مانور
tight t
U
طرح اصلی مانور تی
gate operating platform
U
سکوی مانور دریچه ها
gate operating deck
U
سکوی مانور دریچه ها
map maneuver
U
مانور روی نقشه
sea room
U
شعاع مانور دریایی
controlled exercise
U
مانور کنترل شده
exercise code word
U
رمز عملیات مانور
wishbone t
U
نوعی طرح مانور
williamson turn
U
نوعی مانور دریایی
out maneuver
U
تفوق جستن در مانور
manoeuvred
U
طرح کردن مانور
manoeuvre
U
طرح کردن مانور
wishbone
U
نوعی طرح مانور
maneuvred
U
طرح کردن مانور
wishbones
U
نوعی طرح مانور
bump and go
U
نوعی مانور دفاعی
bump and run
U
نوعی مانور دفاعی
maneuvres
U
طرح کردن مانور
weather board
U
تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
out maneuver
U
برتری مانور پیدا کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com