Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
agent provocateur
U
مامور اگاهی که با لباس مبدل در باندی کار میکند
agents provocateurs
U
مامور اگاهی که با لباس مبدل در باندی کار میکند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
masquerading
U
لباس مبدل
disguising
U
لباس مبدل
disguised
U
لباس مبدل
masquerade
U
لباس مبدل
disguise
U
لباس مبدل
masqueraded
U
لباس مبدل
masquerades
U
لباس مبدل
disguisedly
U
با لباس مبدل
disguises
U
لباس مبدل
masqueraded
U
به لباس مبدل درامدن
masquerading
U
به لباس مبدل درامدن
masquerade
U
به لباس مبدل درامدن
masquerades
U
به لباس مبدل درامدن
guise
U
تغییر قیافه لباس مبدل
guises
U
تغییر قیافه لباس مبدل
private d.
U
کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
twin sideband
U
ارتباط رادیویی دو باندی یا دوعنصری
open cycle reactor system
U
سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
muffing
U
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muffed
U
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muff
U
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muffs
U
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
to dress
[put on your clothes or particular clothes]
U
لباس پوشیدن
[لباس مهمانی یا لباس ویژه]
[اصطلاح رسمی]
transvestite
U
کسی که در لباس ورفتار ازجنس مخالف خود تقلید میکند
transvestites
U
کسی که در لباس ورفتار ازجنس مخالف خود تقلید میکند
shadow page
U
جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
shadow memory
U
جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
digital to analog converter
U
مبدل دیجیتال به انالوگ مبدل رقمی به قیاسی
rading party
U
قسمت مامور تک در عملیات کمین دسته مامور شبیخون
digitizer
U
مبدل آنالوگ به دیجیتال یاوسیلهای که سیگنالهای آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
delegate
U
مامور فرستاده مامور کردن
delegating
U
مامور فرستاده مامور کردن
delegated
U
مامور فرستاده مامور کردن
delegates
U
مامور فرستاده مامور کردن
motley
U
مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out
U
پهن کردن لباس
[روی بند لباس]
life jacket
U
لباس نجات لباس چوب پنبهای
mail server
U
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
dump
U
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
repeater
U
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
perception
U
اگاهی
notices
U
اگاهی
noticed
U
اگاهی
notice
U
اگاهی
consciousness
U
حس اگاهی
i.e.
U
اگاهی
conizance
U
اگاهی
cogency
U
اگاهی
awareness
U
اگاهی
perceptions
U
اگاهی
noticing
U
اگاهی
consciousness
U
اگاهی
knowledge
U
اگاهی
appreciation
[awareness]
U
حس اگاهی
intimation
U
اگاهی
information
U
اگاهی
conscious mind
U
حس اگاهی
conscience
[archaic for: consciousness]
U
حس اگاهی
awareness
U
حس اگاهی
monition
U
اگاهی
acquaintances
U
اگاهی
intimations
U
اگاهی
informational
U
اگاهی
ideas
U
اگاهی
mindfulness
U
اگاهی
intelligence
U
اگاهی
advertisements
U
اگاهی
inkling
U
اگاهی
idea
U
اگاهی
class consciousness
U
اگاهی طبقهای
knowlege representation
U
نمایش اگاهی
conversancy
U
اگاهی کامل
information theory
U
نظریه اگاهی
conversance
U
اگاهی کامل
knowledge engineer
U
مهندسی اگاهی
informant
U
اگاهی دهنده
informants
U
اگاهی دهنده
foreknowledge
U
اگاهی از پیش
transinformation
U
اگاهی متقابل
advertiser
U
اگاهی دهنده
inform
U
اگاهی دادن
criminal investigation department
U
اداره اگاهی
knowledge base
U
پایگاه اگاهی
the d. poliee
U
اداره اگاهی
criminal i. department
U
اداره اگاهی
knowledge domain
U
قلمرو اگاهی
meta knowledge
U
اگاهی غیرنمادین
group consciousness
U
اگاهی گروهی
monitors
U
اگاهی دهنده
monitored
U
اگاهی دهنده
informatory
U
اگاهی بخش
advertisers
U
اگاهی دهنده
precognition
U
پیش اگاهی
informs
U
اگاهی دادن
informing
U
اگاهی دادن
coconsciousness
U
اگاهی ثانوی
notified
U
اگاهی دادن
apprise
U
اگاهی دادن
forebedement
U
اگاهی از پیش
notifies
U
اگاهی دادن
foredknowlege
U
اگاهی از پیش
notify
U
اگاهی دادن
coconscious
U
اگاهی ثانوی
cognizance
U
شناسایی اگاهی
to give the alarm
U
اگاهی دادن
to give notice
U
اگاهی دادن
notifying
U
اگاهی دادن
learns
U
اگاهی یافتن
learn
U
اگاهی یافتن
to give intelligence
U
اگاهی دادن
to give to understand
U
اگاهی دادن
awakened
U
اگاهی یافته
to come to know
U
اگاهی یافتن
letter of a
U
اگاهی نامه
augury
U
پیش اگاهی
prescience
U
اگاهی از پیش
auguries
U
پیش اگاهی
apprising
U
اگاهی دادن
apprises
U
اگاهی دادن
the infinitive mood
U
مصدر اگاهی
monitor
U
اگاهی دهنده
subliminal
U
خارج ازمرحله اگاهی
we are informed by him that
U
محترما` اگاهی میدهد که
foretold
U
از پیش اگاهی داد
subliminally
U
خارج ازمرحله اگاهی
you are advised that
U
به شما اگاهی میدهد
alarum
U
: هشدار اگاهی از خطر
Scotland
U
اداره اگاهی در لندن
sensibleness
U
عملی بودن اگاهی
foretell
U
ازپیش اگاهی دادن
immediacy
U
اگاهی حضور ذهن
science
U
علم طبیعی اگاهی
sciences
U
علم طبیعی اگاهی
dopes
U
اگاهی داروی مخدر
dope
U
اگاهی داروی مخدر
foretells
U
ازپیش اگاهی دادن
alarmed
U
: هشدار اگاهی از خطر
alarm
U
: هشدار اگاهی از خطر
foreknow
U
از غیب اگاهی داشتن
for your information
U
برای اگاهی شما
alarms
U
: هشدار اگاهی از خطر
alarmingly
U
: هشدار اگاهی از خطر
foretelling
U
ازپیش اگاهی دادن
briefer
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
monitory
U
وابسته به اخطار یا اگاهی یاانگیزه
briefed
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
brief
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
self awareness
U
اگاهی از خود خویشتن شناسی
briefest
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
to keep the track of something
U
پیوسته ازچیزی اگاهی داشتن
to obtaini. on anything
U
درباره چیزی اگاهی یافتن
enlightement
U
روشنی فکر اگاهی حقیقی
adapter
U
مبدل
toggle key
U
مبدل
changer
U
مبدل
inverter
U
مبدل
transformator
U
مبدل
motor generator
U
مبدل
interchanging
U
مبدل
transformer
U
مبدل
converter
U
مبدل
transducer
U
مبدل
line transformer
U
مبدل خط
decoder
U
مبدل کد
derivative
U
مبدل
crystal transducer
U
مبدل
transformers
U
مبدل
interchange
U
مبدل
interchanged
U
مبدل
derivatives
U
مبدل
blowing nozzle
U
مبدل
interchanges
U
مبدل
steam irons
U
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron
U
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
forecast
U
از پیش اگاهی دادن یاحدی زدن
it came to my knowledge
U
من ازان اگاهی یافتم مرامعلوم گردید
forecasts
U
از پیش اگاهی دادن یاحدی زدن
forecasted
U
از پیش اگاهی دادن یاحدی زدن
intelligently
U
از روی هوش ازروی اگاهی و بصیرت
know allmen by these presents
U
بموجب این سندعموم را اگاهی میدهد
uniform
U
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniforms
U
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
transformer ratio
U
نسبت مبدل
character template
U
مبدل کاراکتری
welding converter
U
مبدل جوش
ratio of transformer
U
نسبت مبدل
transformers
U
مبدل ترانسفورماتور
adaptor
U
مبدل برق
adapters
U
مبدل برق
step down transformer
U
مبدل کاهنده
energy converter
U
مبدل انرژی
static transformer
U
مبدل ثابت
step up transformer
U
مبدل فزاینده
voltage transformer
U
مبدل ولت
data transducer
U
مبدل داده ها
transformer
U
مبدل ترانسفورماتور
water cooled transformer
U
مبدل ابی
image changer
U
مبدل تصویر
frequency changer
U
مبدل فرکانس
frequency convertor
U
مبدل فرکانس
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com