Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
d.c. drive
U
ماشین جریان دائم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
Other Matches
d.c. transformer
U
ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
all mains receiver
U
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
invert
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
genemotor
U
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
steady flow
U
جریان دائم
constant current
U
جریان دائم
direct current
U
جریان دائم
d.c.
U
جریان دائم
perpetual motion machine
U
ماشین با حرکت دائم
grid d.c.
U
جریان دائم شبکه
d.c. resistance
U
مقاومت جریان دائم
d.c. converter
U
مبدل جریان دائم
d.c. brake
U
ترمز جریان دائم
d.c. cable
U
کابل جریان دائم
d.c. heating
U
گرمایش جریان دائم
d.c. ammeter
U
امپرمتر جریان دائم
dynamo
U
مولد جریان دائم
dynamos
U
مولد جریان دائم
d.c. drive
U
محرکه جریان دائم
d.c. commponent
U
بخش جریان دائم
d.c. reciever
U
گیرنده جریان دائم
grid d.c. modulation
U
مدولاسیون جریان دائم شبکه
high direct voltage
U
فشار قوی جریان دائم
d.c. arc welding converter
U
مبدل جوشکاری جریان دائم
d.c. arc welding generator
U
مولد جوشکاری جریان دائم
d.c. winding
U
سیم پیچی جریان دائم
inductive d.c. voltage drop
U
افت ولتاژ جریان دائم القائی
variable speed d.c. motor
U
موتور جریان دائم با سرعت متغیر
d.c. instrument
U
دستگاه اندازه گیری جریان دائم
d.c. series wound motor
U
موتور با سیم پیچی جریان دائم
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
alternators
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternator
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
marking current
U
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
leakage current
U
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
self binder
U
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
flowed
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull
U
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
universal
U
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
U
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
continued
U
دائم
permanent
U
دائم
room circuit
U
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
ampere
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne
U
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
malt worm
U
دائم الخمر
eye splice
U
حلقه دائم
steady state
U
حالات دائم
steady load
U
بار دائم
life imprisonment
U
حبس دائم
perpetual motion
U
حرکت دائم
permanent marriage
U
نکاح دائم
permanent insanity
U
جنون دائم
sottish
U
دائم الخمر
alcoholic
U
دائم الخمر
alcoholics
U
دائم الخمر
permanent magnet
U
اهنربای دائم
tosspot
U
دائم الخمر
toper
U
دائم الخمر
rectification
U
دائم سازی
intermission
U
غیر دائم
intermissions
U
غیر دائم
tippler
U
دائم الخمر
fee simple
U
حق تملک دائم
d.c c. motor
U
موتورجریان دائم
dead load
U
بار دائم
constrictor
U
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
loyalty rebate
U
تخفیف مشتریان دائم
maintain watch
U
به گوش بودن دائم
obsessions
U
فکر دائم وسواس
tippled
U
دائم الخمر بودن
obsession
U
فکر دائم وسواس
tipples
U
دائم الخمر بودن
tipple
U
دائم الخمر بودن
loyalty discount
U
تخفیف مشتریان دائم
tippling
U
دائم الخمر بودن
d.c. motor
U
موتورجریان دائم موتور C.D
machinists
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
induction current
U
جریان القاء شده جریان تحریک
counter current
U
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current
U
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
tetanize
U
بحالت انقباض دائم دراوردن
bowler
U
مشروب خوارافراطی دائم الخمر
have one's nose in a book
<idiom>
U
دائم سر توی کتاب داشتن
habitual
U
شخص دائم الخمر عادی
bowlers
U
مشروب خوارافراطی دائم الخمر
fuddle
U
دائم الخمر بودن گیج کردن
cybernetics
U
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
U
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
runoff coefficient
U
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
U
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
bench lathe
U
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machined
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
current compensation
U
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
parasitic current
U
جریان نشتی جریان خارجی
current flow
U
سیلان جریان فلوی جریان
three phase current
U
جریان سه فاز جریان دوار
paramagnetic
U
اجسامی با قابلیت گذردهی یانفوذپذیری بیشتر از یک وخاصیت مغناطیسی دائم
fax
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler
U
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxes
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler
U
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
gresham's law
U
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
peers of iveland
U
بزرگانی که از میان انها 82تن بطور دائم برای نمایندگی برگزیده می شوند
double column vertical boring mill
U
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
unstart
U
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
circuitry
U
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
idle current meter
U
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
achalasia
U
عدم انبساط عضلات مجاری بدن و باقی ماندن انها در حال انقباض دائم
assembled
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
U
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
vortex ring state
U
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
curie point
U
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
automated teller machine
U
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
the machine is in operation
U
ماشین در گردش است ماشین دایر است
digital computer
U
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
electromagnetism
U
پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
perpetual inventory
U
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
Jacquard loom
U
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
heavy current engineering
U
مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
isotach
U
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
mechanisms
U
ماشین
mechanism
U
ماشین
motor
U
ماشین
engine
U
ماشین
automatons
U
ماشین
automaton
U
ماشین
pressmen
U
ماشین چی
pressman
U
ماشین چی
motor-
U
ماشین
runners
U
ماشین چی
plant
U
ماشین
plants
U
ماشین
machanist
U
ماشین چی
gin
U
ماشین
motored
U
ماشین
runner
U
ماشین چی
gins
U
ماشین
motors
U
ماشین
wheels
U
رل ماشین
mills
U
ماشین
freeze-up
U
ماشین
wheel
U
رل ماشین
apparatus
U
ماشین
machine
U
ماشین
machined
U
ماشین
mill
U
ماشین
machines
U
ماشین
wheeling
U
رل ماشین
stream
U
جریان
conducts
U
جریان
conduct
U
جریان
proceeding
U
جریان
tide
U
جریان
conducting
U
جریان
currents
U
جریان
conducted
U
جریان
streams
U
جریان اب
flow limit
U
حد جریان
flow line
U
خط جریان
flowline
U
خط جریان
actions
U
جریان
fluor
U
جریان
action
U
جریان
streams
U
جریان
streamed
U
جریان اب
streamed
U
جریان
stream
U
جریان اب
gush
U
جریان
circulations
U
جریان
afflux
U
جریان
runoff
U
جریان
circulation
U
جریان
against the stream
U
بر ضد جریان اب
process
U
جریان
flush
U
جریان
rheostome
U
جریان بر
afoot
U
در جریان
affluxion
U
جریان
line of flow
U
خط جریان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com