English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
phase advancer U ماشین تنظیم فاز
phase controller U ماشین تنظیم فاز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
carriage U بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
carriages U بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
zeroize U تنظیم وسایل رمز یک ماشین رمز روی یک وضعیت ثابت
tune up <idiom> U تنظیم موتور ماشین
Other Matches
sight adjustment U تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station U ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune U تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes U تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune U تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting U تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tunes U تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
self binder U ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal U نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed . U نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
paged U انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages U انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page U انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
machinist U ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinists U ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
rheostat U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration U تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
rheostatic U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
sight alinement U تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
cybernetics U مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading U معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe U ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machined U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine U ماشین کردن با ماشین رفتن
machine U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines U ماشین کردن با ماشین رفتن
machined U ماشین کردن با ماشین رفتن
faxing U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler U کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
fax U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler U برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill U ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
assembles U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
go no go U اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay U تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
assembler U یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
adjusting ring U حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
the machine is in operation U ماشین در گردش است ماشین دایر است
digital computer U ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
automated teller machine U ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
d.c. machine U ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
trimsize U اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
calibrated air speed U سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
Jacquard loom U ماشین بافندگی ژاکارد [این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
high burst ranging U تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
calibration U تنظیم
shaping regulating U تنظیم
regulation U تنظیم
timing U تنظیم
adjustment تنظیم
alignment U تنظیم
adjustments U تنظیم
spreading U تنظیم
alignments U تنظیم
formulation U تنظیم
regularization U تنظیم
set out U تنظیم
adjusts U تنظیم کردن
frame U تنظیم کردن
formulated U تنظیم کردن
adjust U تنظیم کردن
formulate U تنظیم کردن
regularizing U تنظیم کردن
classifies U تنظیم کردن
formulating U تنظیم کردن
classifying U تنظیم کردن
adjusting U تنظیم کردن
classify U تنظیم کردن
regularizes U تنظیم کردن
method of drawing up U طرز تنظیم
formulates U تنظیم کردن
make out U تنظیم کردن
spark setting U تنظیم جرقه
regulated U تنظیم کردن
regulate U تنظیم کردن
lay down U تنظیم کردن
jack screw U پیچ تنظیم
initial adjustment U تنظیم صفر
inductive tuning U تنظیم پرمئابیلیته
inductive tuning U تنظیم القائی
indicement U تنظیم ادعانامه
stup string U رشته تنظیم
regulates U تنظیم کردن
speed adjustment U تنظیم سرعت
regiment U تنظیم کردن
regularize U تنظیم کردن
levelling screw U پیچ تنظیم
lineup U تنظیم کردن
line regulator U تنظیم کننده
regulation U پهنه تنظیم
checks U دریچه تنظیم
regiments U تنظیم کردن
regulating U تنظیم کردن
depth adjustment تنظیم عمیق
regularized U تنظیم کردن
regulating switch U کلید تنظیم
set screw U پیچ تنظیم
range of adjustment U ناحیه تنظیم
range calibration U تنظیم مسافت
range adjustment U تنظیم مسافت
range adjustment U تنظیم برد
thermostatic regulation U تنظیم با دماپای
purity adjustment U تنظیم خلوص
pressure regulator U شیر تنظیم
pressure adjustment U تنظیم فشار
set the watch U تنظیم نگهبانی
set up U تنظیم کردن
setting ring U حلقه تنظیم
rocker gear U تنظیم جاروبک
redact U تنظیم کردن
trigger control U تنظیم با ماشه
regulating valve U سوپاپ تنظیم
tunable U تنظیم پذیر
rheostat regulation U تنظیم با رئوستا
tunably U تنظیم پذیر
tuneable U تنظیم پذیر
to put in to shape U تنظیم کردن
regularizer U تنظیم کننده
to make out U تنظیم کردن
to draw up U تنظیم کردن
to draw out U تنظیم کردن
regulable U تنظیم پذیر
vertical adjustment U تنظیم عمودی
vertical justification U تنظیم عمودی
adjustments U تنظیم تطبیق
adjustment U تنظیم کردن
conduction U هدایت تنظیم
indictment U تنظیم کیفرخواست
pilot valve U سوپاپ تنظیم
thermoregulation U تنظیم دمایی
thermoregulation U تنظیم حرارت
attend U تنظیم کردن
attending U تنظیم کردن
attends U تنظیم کردن
regularised U تنظیم کردن
regularises U تنظیم کردن
adjustments U تنظیم کردن
precision adjustment U تنظیم دقیق
to set out U تنظیم کردن
timing U تنظیم وقت
checked U دریچه تنظیم
voltage regulation U تنظیم ولتاژ
check U دریچه تنظیم
variability U قابلیت تنظیم
will adjust U تنظیم می کنم
indictment U تنظیم ادعانامه
indictments U تنظیم ادعانامه
indictments U تنظیم کیفرخواست
preset U پیش تنظیم
regularising U تنظیم کردن
fine setting U تنظیم میکرومتری
tunes U تنظیم کردن
corrector U تنظیم کننده
regulators U تنظیم کننده
tune U تنظیم کردن
regulator U تنظیم کننده
adjusted U تنظیم شده
fine setting U تنظیم دقیق
arrangements U ترتیب تنظیم
fine adjustment U تنظیم دقیق
body alinement U تنظیم بدن
family planning U تنظیم خانواده
crystal control U تنظیم با بلور
electronic control U تنظیم الکترونیکی
electronic tuning U تنظیم الکترونی
expanded contrast U تنظیم کنتراست
adjusability U قابلیت تنظیم
air adjustment U تنظیم هوا
adjusting point U نقطه تنظیم
adjustment of rools U تنظیم غلطک
calibrate U تنظیم کردن
fine adjustment U تنظیم فریف
calibrating U تنظیم کردن
calibrates U تنظیم کردن
automatic regulation U تنظیم خودکار
calibrated U تنظیم کردن
adjustment of fire U تنظیم تیر
arrangement U ترتیب تنظیم
focusing control U تنظیم تمرکز
check gate U دریچه تنظیم
adjustable U تنظیم پذیر
alignment U صف بندی تنظیم
caliper setting U تنظیم پرگار
framer U تنظیم کننده
frequency tuning U تنظیم فرکانس
adjustable U قابل تنظیم
cam type regulation U تنظیم بادامکی
carburetor adjustment U تنظیم کاربراتور
check valve U شیر تنظیم
cascade control U تنظیم زنجیری
alignments U تنظیم انطباق
alignments U صف بندی تنظیم
hand regulation U تنظیم با دست
alignment U تنظیم انطباق
zeroes U تنظیم دقیق دستگاه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com