Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
estrogen
U
ماده که بطورطبیعی درگیاهان وجوددارد ودارای اثرات حیاتی مشابه است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
solid-state
U
وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
emulation
U
رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
combat essential
U
اقلام رزمی حیاتی حیاتی در رزم
moralism
U
رعایت اصول اخلاق بطورطبیعی
critical facility
U
تاسیسات حیاتی قسمت حیاتی
vitalist
U
خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
vitalistic
U
خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
herborization
U
پژوهش درگیاهان
herborize
U
پژوهش درگیاهان کردن
cloud chamber effect
U
اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
sporogonium
U
عضو مولد هاگ درگیاهان پست
eyebolt
U
پیچی که درانتهای ان سوراخ وجوددارد
directories
U
روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
directory
U
روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
island
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
islands
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
i , i
U
ودارای صدای ای
whipcord
U
پارچه محکم ودارای نخ تابیده
torose
U
استوانهای شکل ودارای برجستگیهای متناوب
signed route
U
جاده علامت گذاری شده ودارای علایم شناسایی
langur
U
انواع میمونهای دم دراز ودارای ابروهای پرپشت اسیا
lightwood
U
درخت کاج گرجستانی که چوبش خشک ودارای قیراست وخوب می سوزد
hangers
U
اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
hanger
U
اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
equitable estate
U
در CL مرتهن بالقوه مالک عین مرهونه میشود و بعلاوه تاسیسی وجوددارد که به موجب ان می توان حق از گرو دراوردن ملک را از راهن سلب کرد
english shepherd
U
سگ گلهء انگلیسی که دارای اندازهء متوسط وبرنگ سیاه براق ودارای خالهای قهوهای یاخرمایی است
thermite
U
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
U
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
materialism
U
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
photoresist
U
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
side effects
U
اثرات جنبی
secondary effects
U
اثرات ثانوی
range effects
U
اثرات بردی
shoaling effect
U
اثرات کم عمق
range effects
U
اثرات برد
comulative action
U
اثرات کلی
spillover effects
U
اثرات خارجی
chain effects
U
اثرات زنجیری
spread effects
U
اثرات پراکندگی
externalities
U
اثرات خارجی
side effects
U
اثرات فرعی
technological spillover
U
اثرات فنی
linkage effects
U
اثرات زنجیری
thermal effects
U
اثرات حرارتی
spread effects
U
اثرات نشر
emergent
U
مضر اثرات ناشیه
desired effects
U
اثرات مورد نظر
controlled effects
U
اثرات کنترل شده
equipotent
U
دارای اثرات برابر
contingent effects
U
اثرات احتمالی انفجار هستهای
accidentalism
U
اثرات تابش نورمصنوعی براشیاء
wind load
U
سربار ناشی از اثرات باد
dopes
U
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
coolants
U
ماده سرماساز ماده خنک کننده
dope
U
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
gunk
U
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
female connector
U
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolant
U
ماده سرماساز ماده خنک کننده
saddle point
U
منطقه تعادل در تئوری بازیهاهنگامیکه ماکزیمم مینیمم هابا مینیمم ماکزیمم ها برابراست و استراتژی مطلق وجوددارد
failure
U
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
controlled effects
U
جنگ افزارهای با اثرات کنترل شده
failures
U
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
posthypnotic
U
ناشی از اثرات بعدی خواب مغناطیسی
troop safety
U
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
ubi jus, ibi remedium
U
هر جا حقی هست ضمانت اجرا هم هست هر جا حقی است حق استیفاء ان هم وجوددارد
liederkranz
U
پنیر تند ودارای بوی تند
bioastronautics
U
مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
triphibian
U
سه حیاتی
biotic
U
حیاتی
triphibious
U
سه حیاتی
vital
<adj.>
U
حیاتی
vital
U
حیاتی
unalienable
<adj.>
U
حیاتی
inevitable
<adj.>
U
حیاتی
essential
<adj.>
U
حیاتی
indispensable
<adj.>
U
حیاتی
major
<adj.>
U
حیاتی
quintessential
<adj.>
U
حیاتی
substantive
[essential]
<adj.>
U
حیاتی
inalienable
<adj.>
U
حیاتی
absolute
<adj.>
U
حیاتی
unalterable
<adj.>
U
حیاتی
essential
U
حیاتی
essentials
U
حیاتی
of vital importance
U
حیاتی
fuels
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments
U
ماده رنگی ماده ملونه
pigment
U
ماده رنگی ماده ملونه
fuelling
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
stochastic model
U
نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
defacto recognition
U
شناسایی دوفاکتو شناسایی سیاسی کشوری که عملا" مستقل ودارای حق حاکمیت است ولی به عللی نمیتواند یا نمیخواهد به تعهدات بین المللی خود
vital capacity
U
فرفیت حیاتی
critical
U
حیاتی بحرانی
vital necessity
U
ضرورت حیاتی
vital area
U
منطقه حیاتی
biogeography
U
جغرافیای حیاتی
vital statistics
U
امارهای حیاتی
vitality
U
نیروی حیاتی
vital statistics
U
امار حیاتی
lifeblood
U
خون حیاتی
homeostasis
U
تعادل حیاتی
biocatalyst
U
کاتالیزورهای حیاتی
lifeblood
U
نیروی حیاتی
vital capacity
U
گنجایش حیاتی
vital force
U
نیروی حیاتی
life zone
U
منطقه حیاتی
oeuvre
U
کار حیاتی
elanvital
U
نشاط حیاتی
elanvital
U
نیروی حیاتی
critical intelligence
U
اطلاعات حیاتی
essential supply
U
اماد حیاتی
lebensraum
U
فضای حیاتی
vital index
U
شاخص حیاتی
urgent priority
U
تقدم حیاتی
vital interest
U
مصلحت حیاتی
vital ground
U
زمین حیاتی
vitalism
U
حیاتی نگری
stamina
U
نیروی حیاتی
emergencies
U
غیر منتظره حیاتی
emergency
U
غیر منتظره حیاتی
vivacity
U
نشاط نیروی حیاتی
critical materials
U
اقلام حیاتی و مهم
biogeographic
U
مربوط به جغرافیای حیاتی
keyitem
U
اقلام ضروری و حیاتی
vitality
U
قدرت یا خاصیت حیاتی
vitals
U
اعضای حیاتی و موثربدن
negative acknowledgement
U
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
sea power
U
قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
mission essential
U
حیاتی از نظر انجام ماموریت
vital area
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی
urgency of need
U
حیاتی بودن احتیاج به اماد
sensitive
U
حیاتی از نظرعملیاتی منطقه حساس
anti-
U
روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
palette
U
تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
palettes
U
تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
okuns law
U
براساس این قانون رابطه نزدیکی بین تغییرات نرخ بیکاری وافزایش تولید واقعی وجوددارد . اوکان نشان میدهد که در امریکا برای کاهش 1درصد نرخ بیکاری تولیدواقعی باید معادل 3درصدافزایش یابد
diastase
U
دیاستاز واسطه پدیده های حیاتی
suspended animation
U
وقفه موقت فعالیتهای حیاتی وغیره
essential item list
U
فهرست اقلام حیاتی یاضروری جنگی
information hiding
U
یک مفهوم طراحی نرم افزاری که هدف ان کاهش اثرات متقابل بین قسمتهای یک برنامه است
capital
U
قابل مجازات مرگ دارای اهمیت حیاتی
life cycle
U
مدارج ومراحل مختلف حیاتی انسان وجانوران
aliasing
U
اثرات بصری نامطلوب تصاویرتولید شده کامپیوتری درنتیجه استفاده از روشهای نادرست نمونه برداری staircasing
anticatalyst
U
مادهای که موجب وقفهء واکنشهای حیاتی موجود میشود
parabiosis
U
برگشت ووقفه فعالیت حیاتی موجود فرونشستگی احساسات یافعالیت
gynandromorph
U
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
electrodynamics
U
شاخهای از علم فیزیک که درباره اثرات جریان برق برمعناطیس یا روی جریانهای الکتریکی دیگر یاروی خودشان بحث میکند
master
U
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
masters
U
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
mastered
U
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
plastogene
U
اجسام بسیار ریزیاختههای گیاهی که عامل پدیدههای حیاتی یاخته میباشند
softer
U
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softest
U
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
soft
U
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
These talks are crucial
[critical]
to the future of the peace process.
U
این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم
[حیاتی]
هستند.
oogamete
U
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
epistasis
U
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasy
U
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
dump
U
نقط های در برنامه که برنامه و داده اش در محل ذخیره سازی حفظ شده اند تا از اثرات خطاها جلوگیری شود
like
<adj.>
U
مشابه
lossy compression
U
مشابه 6-23
resembling
<adj.>
U
مشابه
elementary
U
مشابه
related
<adj.>
U
مشابه
akin
<adj.>
U
مشابه
similar
<adj.>
U
مشابه
allo
U
مشابه
semblable
U
مشابه
corresponding
U
مشابه
homogeneous
U
مشابه
quasi
U
مشابه
similar
U
مشابه
analogous
U
مشابه
alike
<adj.>
U
مشابه
privilege
U
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
exception
U
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
exceptions
U
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
equivalents
U
برابر مشابه
equalling
U
مشابه بودن
induction
U
مشابه 5128
user
U
مشابه 10322
ultra-
U
مشابه 10327
EXNOR
U
مشابه 3826
inductions
U
مشابه 5128
equivalent
U
برابر مشابه
users
U
مشابه 10322
manipulation
U
مشابه 6208
HMA
U
مشابه 4812
window
U
مشابه 10682
cal
U
مشابه 1502
incorrectly
U
مشابه 5078
prints
U
مشابه 7861
printed
U
مشابه 7861
GUI
U
مشابه 4601
print
U
مشابه 7861
kips
U
مشابه 5677
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com