English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
symmetric matrix U ماتریس متقارن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
thinned U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thin U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
concurrent U متقارن
simultaneous U متقارن
palindromes U متقارن
symmetrical U متقارن
palindrome U متقارن
symmetrization U متقارن
isochronal U متقارن
homolographic U متقارن
symmetric U متقارن
isochronous U متقارن
polarizing U متقارن کردن
polarizes U متقارن کردن
summetrical defence U دفاع متقارن
polarize U متقارن کردن
polarising U متقارن کردن
asymmetrical U غیر متقارن
polarises U متقارن کردن
centrosymmetric U متقارن مرکزی
symmetry vibration U ارتعاش متقارن
bilateral U متقارن الطرفین
axisymmetric U متقارن محوری
axially symmetric U متقارن محوری
symmetry stretching U کشش متقارن
symmetry substance U ماده متقارن
symmetrical system U جریان متقارن
symmetrical distribution U توزیع متقارن
symmetric list U لیست متقارن
symmetric U هم اندازه متقارن
symmetry top U فرفرهای متقارن
polarised U متقارن کردن
symmetrize U متقارن ساختن
timed U متقارن ساختن
time U متقارن ساختن
zygomorphic U متقارن الطرفین
equilateral U ازدوطرف متقارن
turkish knot U گره متقارن
syzygy U جفت متقارن
times U متقارن ساختن
symmetry double bond U پیوند دوگانه متقارن
allocheiria U جابجایی بساوشی متقارن
allochiria U جابجایی بساوشی متقارن
symmetrical pawn structure U ساختمان پیادهای متقارن
balanced transmission line U سیم انتقال متقارن
holohedral U دارای بلورهای متقارن
subcordate U بشکل قلب غیر متقارن
radiosymmetrical U دارای اضلاع یا شعاعهای متقارن
homocercal U دارای دم قرینه متقارن الذنب
rhombus wing U بالی با سطح مقطع متقارن
isocline U دارای شیب متقارن ومساوی
symmetrical alternating quantity U کمیت متناوب متقارن نامتوازن
anisometric U دارای قسمتهای غیر متقارن
polar U دارای قطب مغناطیسی یا الکتریکی متقارن
counter vailing power U تقارن دو نیروی اقتصادی نیروهای متقارن
cypher U [حروف بزرگ الفبا در طرح های متقارن]
Gulli motife U [نوعی گل و بته متقارن در فرش های ترکمن]
matrix U ماتریس
z matrix U ماتریس "زد"
lattice matrix U ماتریس
matrixes U ماتریس
die U ماتریس
residual matrix U ماتریس مازاد
scalar U ماتریس یک عنصری
order of matrix U مرتبه ماتریس
null matrix U ماتریس صفر
null matrix U ماتریس تهی
nonsingular matrix U ماتریس ناتکین
transpose matrix U ماتریس برگردان
triangular matrix U ماتریس مثلثی
unit matrix U ماتریس واحد
matrix U ماتریس [ریاضی]
square matrix U ماتریس مربعی
square matrix U ماتریس مربع
singular matrix U ماتریس تکین
singular matrix U ماتریس ویژه
singular matrix U ماتریس منفرد
y matrix U ماتریس ایگرگ
nonsingular matrix U ماتریس عادی
boolean matrix U ماتریس بولی
impedance matrix U ماتریس امپدانس
identity matrix U ماتریس واحد
factor matrix U ماتریس عاملی
drawing die U ماتریس کششی
dot matrix U ماتریس نقطهای
diagonal matrix U ماتریس قطری
correlation matrix U ماتریس همبستگی
core matrix U ماتریس چنبرهای
incidence matrix U ماتریس تلاقی
minor of matrix U کهاد ماتریس
nonsingular matrix U ماتریس ناویژه
matrix algebra U جبر ماتریس
inverse matrix U ماتریس عکس
invert matrix U ماتریس معکوس
leontief matrix U ماتریس لئونتیف
the transpose of a matrix U ترانهاده یک ماتریس [ریاضی]
unit matrix U ماتریس همانی [ریاضی]
identity matrix U ماتریس همانی [ریاضی]
invertible matrix U ماتریس وارون [ریاضی]
matrix multiplication U ضرب ماتریس [ریاضی]
matrix U جای پیدایش ماتریس
matrixes U جای پیدایش ماتریس
Jacobi matrix U ماتریس ژاکوبی [ریاضی]
triangular matrix U ماتریس مثلثی [ریاضی]
adjunct matrix U ماتریس الحاقی [ریاضی]
square matrix U ماتریس مربعی [ریاضی]
adjoint matrix U ماتریس الحاقی [ریاضی]
dot matrix printer U چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printer U چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printers U چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printers U چاپگر با ماتریس نقطهای
semidefinite matrix U ماتریس نیمه معین
dot matrix character U کاراکتر ماتریس نقطهای
singular matrix U ماتریس غیر عادی
positive definite matrix U ماتریس همیشه مثبت
impluse response matrix U ماتریس انتقال ضربه
impedance matrix U ماتریس مقاومت فاهری
magnetic matrix memory U حافظه ماتریس مغناطیسی
nonsingular matrix U ماتریس غیر منفرد
the main diagonal of a matrix U قطر اصلی یک ماتریس [ریاضی]
upper triangular matrix U ماتریس بالا مثلثی [ریاضی]
elements U یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
lower triangular matrix U ماتریس پایین مثلثی [ریاضی]
element U یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
payoff matrix U ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
multivariable multimethod matrix U ماتریس چند متغیری- چندروشی
warping U پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
scalar U مقدار مجزا ونه ماتریس یا رکورد.
rowed U مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
rows U مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
row U مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
endless knots U طرح گره بدون انتها [که حالتی از پیچش نخ را بصورت متقارن و ستاره ای شکل به نگاره می بخشد.]
transpose matrix U ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
sparse array U ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
bit image [مجموعه ای از بیت ها که درحافظه کامپیوتر به صورت یک ماتریس مستطیلی ذخیره شده اند.]
thermal U کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
rosette border U حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
proportions U متناسب کردن متقارن کردن
proportion U متناسب کردن متقارن کردن
leontief matrix U اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
thermal U نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
grids U سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grid U سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
wire matrix printer U یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
synesthesia U احساس سوزش یادرد در یک عضو بدن در اثروجود درد در عضو دیگر بدن احساس متقارن
Herati pattern U طرح هراتی [در این طرح گل ها در قالب شکل لوزی خود را نشان داده و تمامی متن فرش را در بر می گیرند. برگ ها از چهارسو به سمت خارج امتداد داده شده و با لوزی های مجاور خود متقارن می شوند.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com