English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tableware U لوازم میز یا سفره
table ware U لوازم میز یا سفره
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pantries U شربت خانه مخصوص لوازم سفره
pantry U شربت خانه مخصوص لوازم سفره
Other Matches
napery U سفره و ملافههای خانه دستمال سفره و سفره و غیره
accessory U لوازم یدکی لوازم اضافی
tables U سفره
nappe U سفره
tablecloth U سفره
table cloth U سفره
messmate U هم سفره
substrate U سفره
tabled U سفره
tabling U سفره
aquifer U سفره اب
tablecloths U سفره
table U سفره
sheet of drift U سفره روراندگی
table linen U دستمال سفره
uncomfined aquifer U سفره غیرمحدود
to lay the cloth U سفره چیدن
ground water table U سفره ابخوان
confined equifer U سفره محدود
frater U سفره خانه
free aqifer U سفره ازاد
ground water table U سفره اب زیرزمینی
confined water U سفره اب با فشار
water tables U ابخوان سفره
water table U ابخوان سفره
serviettes U دستمال سفره
tableware U فروف سفره
serviette U دستمال سفره
napkin U دستمال سفره
a napkin U یک دستمال سفره
canteen U سفره خانه
canteens U سفره خانه
napkins U دستمال سفره
table waters U ابهای معدنی سر سفره
butlers U پیشخدمت سفره ابدارباشی
table water U سفره اب زیر زمینی
napkin ring U حلقه دستمال پا سفره
butler U پیشخدمت سفره ابدارباشی
fluctutaion of water table U نوسان سفره اب زیرزمینی
To lay (set) the table . U سفره انداختن ( چیدن )
To lay (set,prepare)the table. U سفره ؟( میز ) را چیدن
To clear the dining table. U میز ( سفره ) را جمع کردن
recharge rate U میزان نفوذ اب به سفره درتغذیه مصنوعی
Could we have a napkin please? U ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
needments U لوازم
tackle U لوازم
furnishings U لوازم
equipments U لوازم
apparatus U لوازم
fittings U لوازم
dixings U لوازم
equipment U لوازم
serviced U لوازم
service U لوازم
fixings U لوازم
estovers U لوازم
tackling U لوازم
fitments U لوازم
tackles U لوازم
accessories U لوازم
fitting U لوازم
tackled U لوازم
fixing U لوازم
fitment U لوازم
kitchen stuff U لوازم اشپزخانه
illuminating fixture U لوازم روشنایی
travelling outfit U لوازم سفر
firing accessories U لوازم احتراق
camping equipment U لوازم مخصوصاردو
tool tether U لوازم مورداحتیاج
photographic accessories U لوازم عکاسی
sanitary ware U لوازم بهداشتی
throwing apparatus U لوازم پرتاب
plumbing tools U لوازم لولهکشیخانه
personal effects U لوازم شخصی
maintenance materials U لوازم تعمیرات
Home appliances U لوازم خانگی
accessory U لوازم یدکی
tackling U لوازم کار
photography U لوازم عکاسی
utensils U لوازم اشپزخانه
utensil U لوازم اشپزخانه
bedding U لوازم تختواب
tackle U لوازم کار
tackled U لوازم کار
tackles U لوازم کار
kits U بسته لوازم
kit U بسته لوازم
rigs U لوازم لباس
rigged U لوازم لباس
rig U لوازم لباس
outfit U لوازم فنی
accessory U لوازم کمکی
accessory U لوازم فرعی
accessories U لوازم یدکی
gear U اسباب لوازم
outfits U لوازم فنی
fittings U لوازم ثابت
paraphernalia U اسباب لوازم
stationery U لوازم التحریر
gears U اسباب لوازم
geared U اسباب لوازم
fittings U لوازم قایق
fire-irons U لوازم بخاری
hairstyling accessories U لوازم آرایشمو
stationer U فروشنده لوازم التحریر
outfitter U فروشنده لوازم شکار
bathing things U لوازم شنا [حمام]
bathing gear U لوازم شنا [حمام]
bathing clothes U لوازم شنا [حمام]
duffle bag U کیسه لوازم شخصی
outfitters U فروشنده لوازم شکار
stationers U فروشنده لوازم التحریر
fixture U لوازم نصب کردنی
swimming things U لوازم شنا [حمام]
accessory pouch کیسه کوچک لوازم
muniment U وسیله دفاع لوازم
motorcar accessories U لوازم اضافی اتومبیل
dressing case U جعبه لوازم ارایش
desk accessory U لوازم رومیزی یا روزمره
drawing materials U لوازم نقشه کشی
drilling fixture U لوازم مته کاری
spare parts list U فهرست لوازم یدکی
upholstery U اثاثه یا لوازم داخلی
spares stock U موجودی لوازم یدکی
accessory box جعبه لوازم یدکی
equipage U اسباب و لوازم جنگی
fire irons U لوازم پای بخاری
fixtures U لوازم برقی و لوله کشی
deadlined equipment U لوازم و تجهیزات از کار افتاده
toiletry U لوازم ارایش اسباب توالت
dinner set U لوازم و فرف شام یا ناهار
duffle U لوازم واثاثه قابل حمل
sanitate U دارای لوازم بهداشتی کردن
duffel U لوازم واثاثه قابل حمل
manifest destiny U لوازم قهری بسط وتوسعه نژادی
mountings U لوازم نصب شده روی وسیله
stock in trade U لوازم وابزار کار فوت وفن
knife boy U خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
gunroom U مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
bedclothes U لوازم رختخواب مثل ملافه ولحاف و پتو
tote road U جاده مخصوص حمل لوازم وذخایر به محلی
Personal effects are duty-free. لوازم شخصی معاف از حقوق گمرکی است
I expended all my capital on equipment. U تمام سرمایه ام راصرف خرید لوازم کردم
tackled U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackling U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackle U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
accessory objects U لوازم اضافی جهت زینت بخشیدن به بافت مثل مروارید و پولک و غیره
drop U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropped U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropping U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drops U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
gas fitter U فیتر یا مکانیکی که لولههای گاز و لوازم گاز منازل رانصب و تعمیر میکند
part list U فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com