Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
package
U
قوطی بسته بندی کردن
packaged
U
قوطی بسته بندی کردن
packages
U
قوطی بسته بندی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
gift wrap
U
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
packaging
U
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
packs
U
بسته بندی کردن
packing
U
بسته بندی کردن
wraps
U
بسته بندی کردن
packet
U
بسته بندی کردن
wrap
U
بسته بندی کردن
packets
U
بسته بندی کردن
pack
U
بسته بندی کردن
parcels
U
بسته بندی کردن
stripping
U
بسته بندی کردن
parceling
U
بسته بندی کردن
put up
U
بسته بندی کردن
parcel
U
بسته بندی کردن
put-up
U
بسته بندی کردن
unpack
U
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacking
U
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacks
U
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
rigged
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rig
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
overpacking
U
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
slated items
U
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
packaging
U
بسته بندی
packaged
U
بسته بندی
dunnage
U
بسته بندی
covers
U
بسته بندی
coverings
U
بسته بندی
packages
U
بسته بندی
packing
U
بسته بندی
cover
U
بسته بندی
package
U
بسته بندی
pre packing
U
بسته بندی از قبل
case numbers
U
شماره بسته بندی
export packing
U
بسته بندی صادراتی
packed
U
بسته بندی شده
packaging cost
U
هزینه بسته بندی
package holiday
U
مسافرت بسته بندی
packing note
U
فهرست بسته بندی
all-expense tour
U
مسافرت بسته بندی
straws
U
پوشال بسته بندی
straw
U
پوشال بسته بندی
packing list
U
فهرست بسته بندی
trade pack
U
بسته بندی تجاری
packing list
U
صورت بسته بندی
wisp
U
بسته بقچه بندی
packing note
U
گواهی بسته بندی
palletized
U
بسته بندی شده
packing density
U
تراکم بسته بندی
package tour
U
مسافرت بسته بندی
wisps
U
بسته بقچه بندی
break bulk cargo
U
محموله بسته بندی شده
shipping marks
U
علامتهای روی بسته بندی
food packet
U
جیره بسته بندی شده
bulk cargo
U
کالای بسته بندی نشده
contents note
U
فهرست محتوای بسته بندی
wrapper
U
بسته بندی کاغذ روپوش
wrappers
U
بسته بندی کاغذ روپوش
pre-packed
ازقبل بسته بندی شده
packinghouse
U
محل بسته بندی اجناس
packingplant
U
محل بسته بندی اجناس
expendable packing
U
بسته بندی یکبار مصرف
impaction
U
بهم فشردگی بسته بندی
locker paper
U
کاغذ بسته بندی اغذیه
loose issue
U
تدارکات خارج شده از بسته بندی
packing list
U
صورت کالاهای بسته بندی شده
wrappers
U
لفاف بسته بندی جلد کتاب
docketing
U
لیست محتوای بسته بندی برچسب
case marks
U
علامتهای روی جعبه یا بسته بندی
docketed
U
لیست محتوای بسته بندی برچسب
dockets
U
لیست محتوای بسته بندی برچسب
wrapper
U
لفاف بسته بندی جلد کتاب
docket
U
لیست محتوای بسته بندی برچسب
bulk stock
U
ذخایر بسته بندی شده اماد قوال و یک جا
corrugated cardboard
U
مقوای محکمی که در بسته بندی بکار می رود
tagboard
U
مقوای محکم بسته بندی وبرچسب زنی وغیره
kraft
U
کاغذ محکم قهوهای رنگ مخصوص بسته بندی
bin storage
U
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
routine
U
برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routines
U
برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
form utility
U
کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
routinely
U
برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
cases
U
جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
case
U
جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
unitized load
U
بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
packing
U
عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
assembly line
U
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines
U
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
crates
U
صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
crate
U
صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
cans
U
قوطی قوطی کنسرو
canning
U
قوطی قوطی کنسرو
can
U
قوطی قوطی کنسرو
unpacking
U
حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
unpacks
U
حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
unpack
U
حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
tare
U
وزن بسته بندی وزن وسیله حمل
stripped
U
علامت گذاری شده بسته بندی شده
rating
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
group
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
U
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
U
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
box magazine
U
قوطی خشاب خشاب قوطی شکل
dangerous goods by road agreement
U
موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
laggin
U
اب بندی کردن اب بندی ناوها
downgraded
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
packet
U
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets
U
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
declassification
U
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
bin storage space
U
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
pack
U
بسته کردن
packs
U
بسته کردن
shook
U
بسته کردن
to commit oneself
U
خودراگرفتاریا بسته کردن
child window
U
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
botton
U
بسته شدن تکمه کردن
size up
<idiom>
U
بسته به شرایط ،برانداز کردن
tins
U
قوطی
can
U
قوطی
canning
U
قوطی
tin
U
قوطی
six-pack
U
شش قوطی
six-packs
U
شش قوطی
canisters
U
قوطی
cans
U
قوطی
canister
U
قوطی
boxes
U
قوطی
box
U
قوطی
packet
U
قوطی
packets
U
قوطی
shunt
U
موازی کردن بستن بسته شدن
shunted
U
موازی کردن بستن بسته شدن
shunts
U
موازی کردن بستن بسته شدن
packet
U
یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
packets
U
یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
pack
U
بسته کردن یکدست ورق بازی
packs
U
بسته کردن یکدست ورق بازی
spice box
U
قوطی ادویه
can
U
قوطی حلبی
canning
U
قوطی حلبی
snuffbox
U
قوطی انفیه
snuff box
U
قوطی انفیه
can-opener
U
در قوطی باز کن
gasoline can
U
قوطی بنزین
jewel case
U
قوطی جواهر
springer
U
قوطی قر شده
tincan
U
قوطی حلبی
cans
U
قوطی حلبی
tinned
U
قوطی کرده
can-openers
U
در قوطی باز کن
tinned
U
توی قوطی
box camera
U
دوربین قوطی
canister
U
قوطی خرج
canisters
U
قوطی خرج
cigarette case
U
قوطی سیگارت
accumulator box
U
قوطی اکولاموتور
match box
U
قوطی کبریت
can opener
U
در قوطی باز کن
box of matches
U
قوطی کبریت
cigar case
U
قوطی سیگار
box cameras
U
دوربین قوطی
matchboxes
U
قوطی کبریت
multicast packet
U
بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
fly book
U
قوطی مگس ساختگی
pouncet box
U
قوطی عطر پاش
pillboxes
U
قوطی حب دارو وغیره
pillbox
U
قوطی حب دارو وغیره
box trail
U
سهم قوطی شکل
canister
U
[قوطی کوچک دردار]
pouncet box
U
قوطی محتوی گردخوشبو
pill box
U
قوطی گردونه کوچک
tin opener
[British]
U
قوطی بازکن
[آشپزی]
[ابزارآلات]
can opener
[American]
U
قوطی بازکن
[آشپزی]
[ابزارآلات]
Find demolition charges to
U
قوطی مواد منفجره همه منظوره
evaluation rating
U
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
area
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
areas
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
all purpose canister
U
قوطی مواد منفجره همه منظوره
revamping
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
springer
U
قوطی حلبی در بستهای که باد کرده باشد
locket
U
قوطی کوچکی برای یادگارهای خیلی کوچک
lockets
U
قوطی کوچکی برای یادگارهای خیلی کوچک
bumble
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumbles
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bollix
U
سرهم بندی کردن قاطی پاتی کردن
bumbled
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
To do something slapdash.
U
کاری را سرهم بندی کردن ( سمبل کردن )
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com