Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to draw up a contract
U
قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
default setting
U
تنظیم پیش فرض یا قراردادی
format
U
تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
formats
U
تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
scrawled
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
calibration
U
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
write protect
U
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
sight adjustment
U
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
discharge of contract
U
انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
read
U
بیت مشخصات فایل که وقتی تنظیم شود. مانع نوشتن داده جدید روی فایل یا ویرایش محتوای آن میشود
reads
U
بیت مشخصات فایل که وقتی تنظیم شود. مانع نوشتن داده جدید روی فایل یا ویرایش محتوای آن میشود
tunes
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting
U
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tune
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
enter into an agreement
U
قراردادی را منعقد کردن
award a contract
U
قراردادی را واگذار کردن
To annul
[abrogate]
a contract
قراردادی را باطل کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
to enter into an agreement
U
پیمان یا قراردادی منعقد کردن
to guarantee a contract
U
اجرای قراردادی راضمانت کردن
guarantee a contract
U
اجرای قراردادی را ضمانت کردن
to sign up
U
قراردادی را امضا کردن
[اسم نویسی کردن]
DVD
U
درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
photodigital memory
U
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
camera station
U
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tunes
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
encipher
U
برمز نوشتن رمز نوشتن
refers
U
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refer
U
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
referred
U
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
to commit to paper
U
نوشتن ثبت کردن
to fill in
U
نوشتن خاکریزی کردن
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
correcting
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
corrects
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correct
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
calibrated
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrate
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrates
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrating
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
stet processus
U
گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
to a. letter
U
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
spelled
U
املاء کردن درست نوشتن
annotations
U
نوشتن تذکرات تقریظ کردن
spell
U
املاء کردن درست نوشتن
overwrite
U
جانویسی کردن جای نوشتن
annotation
U
نوشتن تذکرات تقریظ کردن
commentate
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribe
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribed
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
commentating
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribing
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribes
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
spells
U
املاء کردن درست نوشتن
compensates
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
compensate
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
set out
U
شرح دادن تنظیم کردن تعیین کردن
compensated
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
rubricize
U
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricate
U
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
defaulted
U
قراردادی
bespoke
U
قراردادی
conventional
U
قراردادی
defaulting
U
قراردادی
advice code
U
کد قراردادی
contracted
U
قراردادی
arbitrary
U
قراردادی
defaults
U
قراردادی
defoult
U
قراردادی
default
U
قراردادی
contractual
U
قراردادی
bespoken
U
قراردادی
based on a contract
U
قراردادی
set up
U
تنظیم کردن
formulated
U
تنظیم کردن
formulate
U
تنظیم کردن
regiment
U
تنظیم کردن
frame
U
تنظیم کردن
attends
U
تنظیم کردن
attending
U
تنظیم کردن
attend
U
تنظیم کردن
regiments
U
تنظیم کردن
calibrate
U
تنظیم کردن
formulating
U
تنظیم کردن
formulates
U
تنظیم کردن
classifies
U
تنظیم کردن
regularised
U
تنظیم کردن
regulated
U
تنظیم کردن
regularises
U
تنظیم کردن
regulates
U
تنظیم کردن
lineup
U
تنظیم کردن
regularising
U
تنظیم کردن
classify
U
تنظیم کردن
classifying
U
تنظیم کردن
to put in to shape
U
تنظیم کردن
lay down
U
تنظیم کردن
regulate
U
تنظیم کردن
regularize
U
تنظیم کردن
regularized
U
تنظیم کردن
regularizes
U
تنظیم کردن
tunes
U
تنظیم کردن
calibrating
U
تنظیم کردن
calibrates
U
تنظیم کردن
make out
U
تنظیم کردن
to make out
U
تنظیم کردن
regularizing
U
تنظیم کردن
regulating
U
تنظیم کردن
to set out
U
تنظیم کردن
tune
U
تنظیم کردن
calibrated
U
تنظیم کردن
to draw up
U
تنظیم کردن
adjustments
U
تنظیم کردن
adjust
U
تنظیم کردن
adjustment
U
تنظیم کردن
redact
U
تنظیم کردن
adjusting
U
تنظیم کردن
adjusts
U
تنظیم کردن
to draw out
U
تنظیم کردن
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
interpage
U
در روی صفحههای میانی چاپ کردن یا نوشتن
adjusting
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusts
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
prosign
U
علامت قراردادی
formal charge
U
بار قراردادی
convention
U
ائین قراردادی
conventional current
U
جریان قراردادی
contractual liability
U
مسئوولیت قراردادی
contractual relationship
U
رابطه قراردادی
code
U
نشانه قراردادی
agreement water rate
U
نرخ قراردادی اب
conventions
U
ائین قراردادی
arbitrarily
U
بطور قراردادی
arbitrary
U
دلبخواه قراردادی
agreed point
U
نقطه قراردادی
contracted weaver
U
بافنده قراردادی
convectional current
U
جریان قراردادی
unconventional
U
غیر قراردادی
To conclude an agreement (contract).
U
قراردادی بستن
reconstituting
U
تنظیم مقیاس کردن
tune up
U
موتور را تنظیم کردن
preset
U
از پیش تنظیم کردن
ranging
U
تنظیم کردن اسلحه
ranging
U
تنظیم تیر کردن
set the clock
U
ساعت را تنظیم کردن
spot
U
تنظیم تیر کردن
pre-setting
U
از پیش تنظیم کردن
adjustments
U
تنظیم و میزان کردن
spots
U
تنظیم تیر کردن
draw up
U
کارها را تنظیم کردن
pre-sets
U
از پیش تنظیم کردن
reconstitutes
U
تنظیم مقیاس کردن
pre-set
U
از پیش تنظیم کردن
reconstituted
U
تنظیم مقیاس کردن
reconstitute
U
تنظیم مقیاس کردن
write
U
سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes
U
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write
U
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
writes
U
سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
phonetic alphabet
U
کلمات قراردادی مخابراتی
legal assistance
U
علایم قراردادی نقشه
base symbol
U
علایم قراردادی مبنا
conventional programming
U
برنامه نویسی قراردادی
hit and miss
<idiom>
U
ناخوشآیند ،غیر قراردادی
military symbols
U
علایم قراردادی نظامی
adjusts
U
میزان کردن تنظیم کنید
zero
U
روی صفر تنظیم کردن
replenishing
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
replenish
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
order
U
سفارش دادن تنظیم کردن
replenishes
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
adjusts
U
تصفیه نمودن تنظیم کردن
zeroes
U
روی صفر تنظیم کردن
zeros
U
روی صفر تنظیم کردن
replenished
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
adjusting
U
میزان کردن تنظیم کنید
adjusting
U
تصفیه نمودن تنظیم کردن
sight in
U
تنظیم کردن دید در تفنگ
open
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
phoneticism
U
عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
opened
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
taxi squadder
U
بازیگر عضو گروه قراردادی
default font
U
فونت پیش فرض یا قراردادی
taxied
U
عضو گروه بازیگران قراردادی
taxi
U
عضو گروه بازیگران قراردادی
creation of contractual tie
U
انشاء ایجاد رابطه قراردادی
all in contract
U
قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com