Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
the finger of god
U
قدرت خدا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
wind
U
قدرت تنفس کامل
winds
U
قدرت تنفس کامل
rod
U
میله قدرت
rods
U
میله قدرت
authoritarian
U
طرفدار تمرکز قدرت در دست یکنفر یا یک هیئت
authoritarian
U
قدرت طلب
authoritarians
U
طرفدار تمرکز قدرت در دست یکنفر یا یک هیئت
authoritarians
U
قدرت طلب
omnipotence
U
قدرت تام
omnipotence
U
قدرت مطلق
totalitarianism
U
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
magnitude
U
شدت قدرت
magnitude
U
سطح یا قدرت سیگنال یا متغیر
diffusion
U
کم کردن از قدرت تخلیه فشار
volume
U
قدرت دستگاه مخابراتی
volumes
U
قدرت دستگاه مخابراتی
imperialism
U
سیاست مبتنی بر استفاده از وسایل سیاسی برای بسط قدرت اقتصادی درخارج از محدوده کشورامپریالیستی
power
U
قدرت
power
U
قدرت دیدذره بین
power
U
درشت نمایی قدرت دوربین
power
U
قدرت نیرو
powered
U
قدرت
powered
U
قدرت دیدذره بین
powered
U
درشت نمایی قدرت دوربین
powered
U
قدرت نیرو
powering
U
قدرت
powering
U
قدرت دیدذره بین
powering
U
درشت نمایی قدرت دوربین
powering
U
قدرت نیرو
powers
U
قدرت
powers
U
قدرت دیدذره بین
powers
U
درشت نمایی قدرت دوربین
powers
U
قدرت نیرو
viability
U
قدرت ادامه زندگی پس از تولد
blockbuster
U
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
blockbusters
U
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
intensity
U
اندازه گیری قدرت سیگنال یا شدت نور منبع نور
abilities
U
قدرت
ability
U
قدرت
authority
U
قدرت
authority
U
مرجع قدرت
amplification
U
نرخ قدرت سیگنال خروجی به ورودی
sovereignty
U
قدرت
elite
U
طبقه ممتازه هرجامعه و بخصوص طبقهای که قدرت حاکمه را در دست دارد
creativity
U
قدرت خلاقه
creativity
U
قدرت ابداع
initiative
U
قدرت انجام عمل ابتکار عمل
initiatives
U
قدرت انجام عمل ابتکار عمل
general
U
کامپیوتری که قدرت پردازش آن روی برنامههای مختلفی اعمال میشود طبق دستورات نرم افزاری و سخت افزاری آن
generals
U
کامپیوتری که قدرت پردازش آن روی برنامههای مختلفی اعمال میشود طبق دستورات نرم افزاری و سخت افزاری آن
available
U
بیشترین قدرت الکتریکی یا پردازش یک سیستم
resolution
U
قدرت تشخیص
resolution
U
قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
resolutions
U
قدرت تشخیص
resolutions
U
قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
yield
U
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yielded
U
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yields
U
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
amplifier
U
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
amplifiers
U
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
purchasing power
U
قدرت خرید
influential
U
دارای نفوذ و قدرت
sovereign
U
دارای قدرت عالیه
sovereigns
U
دارای قدرت عالیه
tension
U
قدرت
tensions
U
قدرت
force
U
قدرت
forces
U
قدرت
forcing
U
قدرت
cogent
U
دارای قدرت وزور
independent
U
دارای قدرت مطلقه
arm
U
شاخههای لنگر قدرت پرتاب توپ
provenance
U
حد منطقه قدرت یا درک
dynamism
U
قدرت تحرک
tolerance
U
قدرت تحمل نسبت بدارویا زهر
tolerances
U
قدرت تحمل نسبت بدارویا زهر
system
U
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
systems
U
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
reception
U
قدرت پذیرش پذیرایی کردن
receptions
U
قدرت پذیرش پذیرایی کردن
posse
U
قدرت قانونی
posse
U
قدرت
posses
U
قدرت قانونی
posses
U
قدرت
discourse
U
قدرت استقلال
discourses
U
قدرت استقلال
staying power
U
طاقت قدرت
strength
U
قدرت رزمی استعداد نفری
strength
U
قدرت
strengths
U
قدرت رزمی استعداد نفری
strengths
U
قدرت
referenda
U
حاکی از این که دارای قدرت و دستورات درمورد امر بخصوصی نیست ad-refrendum
referendum
U
حاکی از این که دارای قدرت و دستورات درمورد امر بخصوصی نیست ad-refrendum
referendums
U
حاکی از این که دارای قدرت و دستورات درمورد امر بخصوصی نیست ad-refrendum
stock car
U
قدرت و دوام
stock-car
U
قدرت و دوام
stock-cars
U
قدرت و دوام
rhetoric
U
قدرت نطق وبیان
rating
U
توان نامی توان قدرت
ratings
U
توان نامی توان قدرت
Other Matches
empowers
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
creativeness
U
قدرت خلاقه قدرت ابداع
dictatorship of proletariat
U
اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power
U
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
authoritarainism
U
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
radar discrimination
U
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
zing
U
قدرت
strong-arm
U
قدرت
strong arm
U
قدرت
vim
U
قدرت
vigour
U
قدرت
vigor
U
قدرت
vis
U
قدرت
strenght
U
قدرت
power takeoff
U
قدرت
will power
<idiom>
U
قدرت
commanding
U
با قدرت
inauthoritative
U
بی قدرت
capability
U
قدرت
energies
U
قدرت
nerve
U
قدرت
might
U
قدرت
godown
U
قدرت
energy
U
قدرت
potency
U
قدرت
nerves
U
قدرت
absorption power
U
قدرت جذب
accelerating power
U
قدرت شتاب
power loss
U
گمگشتگی قدرت
power consumption
U
مصرف قدرت
power dissipation
U
اتلاف قدرت
hands
U
قدرت توپگیری
power distribution
U
پخش قدرت
power failures
U
قطع قدرت
power factor
U
ضریب قدرت
power function
U
تابع قدرت
power loss
U
تلف قدرت
almightiness
U
قدرت کامل
adhesive stress
U
قدرت چسبندگی
firepower
U
قدرت شلیک
prepotence
U
قدرت کامل
prepotency
U
قدرت کامل
solvency
U
قدرت حلالپوشی
cans
U
قدرت داشتن
full
U
تمام قدرت
fullest
U
تمام قدرت
canning
U
قدرت داشتن
power transmission
U
انتقال قدرت
authoritarianism
U
قدرت طلبی
puissance
U
توان قدرت
power outege
U
قطع قدرت
power source
U
منبع قدرت
absorbency
U
قدرت جذب
power stroke
U
مرحله قدرت
power structure
U
ساخت قدرت
power supplay
U
منبع قدرت
power test
U
ازمون قدرت
high powerd money
U
پول پر قدرت
can
U
قدرت داشتن
power cable
U
کابل قدرت
fire power
U
قدرت تیراندازی
driving power
U
قدرت محرکه
heavy current circuit breaker
U
کلید قدرت
power switch
U
کلید قدرت
dielectric strength
U
قدرت دی الکتریک
hiding power
U
قدرت پوشش
dielectric power
U
قدرت دی الکتریکی
diagonal power
U
قدرت قطری
detection range
U
قدرت اکتشافی
detectability
U
قدرت اشکارسازی
destructivity
U
قدرت تخریب
deglutition
U
قدرت بلع
great power
U
کشور با قدرت
heam yoei vooly
U
تئوری قدرت
economic potential
U
قدرت اقتصادی
fluxing power
U
قدرت سیلان
fasces
U
قدرت مجازات
explosive force
U
قدرت انفجار
explosive energy
U
قدرت انفجار
generator output
U
قدرت مولد
engine power
U
قدرت موتور
engine performance
U
قدرت موتور
emissive power
U
قدرت صدور
gripping power
U
قدرت مهارکنندگی
effective power
U
قدرت موثر
economic power
U
قدرت اقتصادی
damping power
U
قدرت میرایی
cutting power
U
قدرت برش
cutting capacity
U
قدرت برش
low power stage
U
طبقه کم قدرت
low power transistor
U
ترانزیستور با قدرت کم ترانزیستور کم قدرت
bond strength
U
قدرت پیوند
benumb
U
بی قدرت کردن
monopoly power
U
قدرت انحصاری
bearing capacity
U
قدرت تحمل
basicity
U
قدرت بازی
authority symbol
U
نماد قدرت
authority figure
U
مظهر قدرت
fire power
U
قدرت اتش
palgwe
U
فوق قدرت
circuit breaking capacity
U
قدرت قطع
ionic strength
U
قدرت یونی
cogency
U
قدرت عقیده
high power engine
U
موتورپر قدرت
high power microscope
U
میکروسکوپ پر قدرت
high power transformer
U
ترانسفورماتور قدرت
high power transistor
U
ترانزیستور قدرت
countervailing power
U
قدرت همسنگ
conveying capacity
U
قدرت انتقال
horse power
U
قدرت اسب
imperium
U
قدرت مطلقه
combat power
U
قدرت رزمی
increase of power
U
افزایش قدرت
input power
U
قدرت ورودی
pi accepting
U
قدرت پی پذیری
voltage source
U
منبع قدرت
will to power
U
قدرت خواهی
world power
U
قدرت دنیوی
useful power
U
قدرت مفید
world power
U
قدرت جهانی
will-power
U
قدرت اراده
like a ton of bricks
<idiom>
U
به شدت یا با قدرت
power failure
U
قطع قدرت
enterprises
U
قدرت اقدام
enterprise
U
قدرت اقدام
reflecting power
U
قدرت انعکاس
refractive power
U
قدرت شکست
superpowers
U
ابر قدرت
on
U
در اوج قدرت
superpower
U
ابر قدرت
resolving power
U
قدرت تفکیک
heaven
U
قدرت پروردگار
rating plate
U
پلاک قدرت
acidity
U
قدرت اسیدی
leverage
U
قدرت نفوذ
receptivity
U
قدرت پذیرش
heavens
U
قدرت پروردگار
retentivity
U
قدرت نگهداری
saber rattling
U
قدرت نمایی
seapower
U
قدرت دریایی
social power
U
قدرت اجتماعی
source of power
U
منبع قدرت
strenght
U
قدرت شدت
super power
U
ابر قدرت
scattering power
U
قدرت پراکندگی
sea power
U
قدرت بحری
scepter
U
قدرت یا اقتدارسلطنتی
sights
U
قدرت دید
sight
U
قدرت دید
ground power unit
U
واحد قدرت زمینی
half astern
U
نصف قدرت به عقب
high power engine
U
موتور با قدرت زیاد
fuel endurance
U
قدرت پایداری سوخت
omnificent
U
دارای قدرت خلاقه
great power
U
قدرت بزرگ جهانی
high power projector lamp
U
لامپ پروژکتور پر قدرت
photovoltaic
U
قدرت زای نوری
value for money
U
قدرت خرید پول
power amplifier
U
تقویت کننده قدرت
unit strength
U
قدرت رزمی یکان
power converter station
U
پست تبدیل قدرت
trackage
U
قدرت کشش حق جریه
tnt equivalent
U
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
three phase circuit breaker
U
کلید قدرت سه فاز
starting power
U
قدرت راه اندازی
power supply cable
U
کابل منبع قدرت
power system protection
U
حفافت سیستم قدرت
predictive power
U
قدرت پیش بینی
prepotent
U
دارای قدرت کامل
puncture test
U
ازمایش قدرت نارسانایی
purchasing power of money
U
قدرت خرید پول
rectangular power
U
قدرت راست روی
purchasing power parity
U
برابری قدرت خرید
optical rotatory power
U
قدرت چرخش نوری
nuclear parity
U
قدرت اتمی یکسان
motor output
U
قدرت خروجی موتور
at full blast
<adv.>
U
در حداکثر قدرت یا شدت
full blast
<adv.>
U
در حداکثر قدرت یا شدت
power
[over somebody/something]
U
قدرت
[ بر کسی یا چیزی]
hunger for power
[craving for power]
U
میل شدید به قدرت
intermediate power transistor
U
ترانزیستور با قدرت متوسط
kenning
U
نگاه قدرت بینایی
Lust for power and riches.
U
شهوت قدرت وثروت
limitary
U
دارای قدرت محدود
low power microphone
U
میکروفن با قدرت خروجی کم
The policy of balance of power.
U
سیاست موازنه قدرت
maximum in power gain
U
تقویت قدرت حداکثر
metal removing capacity
U
قدرت براده برداری
real purchasing power
U
قدرت خرید واقعی
aphasia
U
عدم قدرت تکلم
calorific power
U
قدرت گرم کنندگی
capacitance
U
قدرت جمع اوری
abuse of power
U
سوء استفاده از قدرت
anticipative
U
دارای قدرت پیشگویی
payout
U
قدرت کار دستگاه
civil nuclear powers
U
کشوردارای قدرت اتمی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com