English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
handle U قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
handles U قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
handle U قبضه شمشیر
handles U قبضه شمشیر
doubled U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
double U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
covered U گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
To gain full control of the affairs . To have a tight grip on things. U کارها را قبضه کردن
gripe U گیره چسبیدن قبضه کردن
heaved U جابجا کردن
displaces U جابجا کردن
suppresses U جابجا کردن
transpose U جابجا کردن
suppressing U جابجا کردن
transposing U جابجا کردن
transposes U جابجا کردن
unhorse U جابجا کردن
displace U جابجا کردن
relocates U جابجا کردن
relocate U جابجا کردن
relocated U جابجا کردن
dislocates U جابجا کردن
relocating U جابجا کردن
removal U جابجا کردن
dislocate U جابجا کردن
heave U جابجا کردن
dislocating U جابجا کردن
suppress U جابجا کردن
displaced U جابجا کردن
displacing U جابجا کردن
displacement U جابجا کردن
translocate U جابجا کردن
shifted U انتقال جابجا کردن
shift U انتقال جابجا کردن
shifts U انتقال جابجا کردن
soil transport U جابجا کردن خاک
preempt U پیشدستی کردن قبضه کردن
removing U جابجا کردن به محل دیگر
removes U جابجا کردن به محل دیگر
winkles U جابجا کردن حلزون خوراکی
winkle U جابجا کردن حلزون خوراکی
remove U جابجا کردن به محل دیگر
restaging U جابجا کردن سوارکردن نفرات
to handle something with care U چیزی را با احتیاط جابجا کردن
movement U گردش جابجا کردن تحرک
luxate U از جای خود بیرون کردن جابجا کردن
interchanges U جابجا کردن چیزی با چیز دیگر
interchanging U جابجا کردن چیزی با چیز دیگر
interchange U جابجا کردن چیزی با چیز دیگر
interchanged U جابجا کردن چیزی با چیز دیگر
fence U شمشیر بازی کردن
fences U شمشیر بازی کردن
removing U بردن جابجا کردن انتقال دادن بیرون اوردن
remove U بردن جابجا کردن انتقال دادن بیرون اوردن
removes U بردن جابجا کردن انتقال دادن بیرون اوردن
change of engagement U وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
shunting station U ایستگاه فرعی راه اهن برای جابجا کردن واگن ولوکوموتیو
anagrammatize U جابجا کردن قلب کردن
ceding parry U کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
staging base U پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
cartel U اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels U اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
hilts U قبضه
hilt U قبضه
griped U قبضه
premption U قبضه
readied U قبضه حاضر
section chief U رئیس قبضه
readying U قبضه حاضر
readies U قبضه حاضر
artillery piece U قبضه توپخانه
gun captain U رئیس قبضه
base piece U قبضه مبنا
base mortar U قبضه مبنا
piece U قبضه سلاح
manubrium U قبضه تفنگ
sections U قبضه توپ
section U قبضه توپ
Ten firearms . U ده قبضه اسلحه
ready U قبضه حاضر
pieces U قبضه سلاح
bitblt U در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر
blit U در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر
pieces U قبضه توپ یا تفنگ
registered letter with receipt attached U نامه سفارشی دو قبضه
gun section U یک قبضه توپ با نفرات
piece U قبضه توپ یا تفنگ
haft U قبضه دسته گذاشتن
drilled U مشق پای قبضه
cornering the market U قبضه نمودن بازار
drills U مشق پای قبضه
drill U مشق پای قبضه
certified mail U پست سفارشی دو قبضه
manubrium U عضو یا قسمت قبضه مانند
They have seized ( dominated) the country. U مملکت را قبضه کرده اند
stocked U قبضه جنگ افزار قنداق تفنگ
stock U قبضه جنگ افزار قنداق تفنگ
His speech gripped the television viewers ( audience ). U سخنرانی اش بینندگان تلویزیون را قبضه کرد
service practice U مشق پای قبضه جنگ افزار تمرین عملی
times U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
grab handle U دستگیره
levers U دستگیره
grip U دستگیره
handles U دستگیره
lever U دستگیره
pinned U دستگیره در
handle U دستگیره
clipped U دستگیره
pin U دستگیره در
clip U دستگیره
doorknob U دستگیره در
doorknobs U دستگیره در
handgrip U دستگیره
handhold U دستگیره
handgrips U دستگیره
belay U دستگیره
knop U دستگیره
grips U دستگیره
pinning U دستگیره در
gripe U دستگیره
clips U دستگیره
clippings U دستگیره
gripped U دستگیره
gripping U دستگیره
door latch U دستگیره در
pinning U گیره دستگیره در
hand rail U دستگیره نرده
handle U ضامن دستگیره
catch U اخذ دستگیره
knurled handle U دستگیره اج دار
knobs U دستگیره گویی
carrier handle U دستگیره حمل
lever handle U دستگیره اهرم
operating handle U دستگیره عامل
pinned U گیره دستگیره در
door-knob U دستگیره گویی
star handle U دستگیره گردان
safety lever U دستگیره ضامن
pin U گیره دستگیره در
knobs U دستگیره دسته
knob U دستگیره گویی
knob U دستگیره دسته
handles U ضامن دستگیره
operating handle U دستگیره کولاس
fire unit U یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
winched U باچرخ یا دستگیره کشدن
mahlstick U زیر دستی دستگیره
throttle twist grip U دستگیره موتور گازی
adjustable catch دستگیره قابل تنظیم
winches U دستگیره چرخ جراثقال
dogs U دستگیره در چخماق تفنگ
dogging U دستگیره در چخماق تفنگ
winching U باچرخ یا دستگیره کشدن
firing lever U چخماق دستگیره اتش
dog U دستگیره در چخماق تفنگ
winches U باچرخ یا دستگیره کشدن
understrung U فاصله زه تا دستگیره کمان
salvo latch U چفت دستگیره کولاس
maulstick U زیر دستی دستگیره
operating lever U دستگیره عامل کولاس
handrail U نرده مخصوص دستگیره
operating handle U دستگیره راه اندازی
winch U دستگیره چرخ جراثقال
winch U باچرخ یا دستگیره کشدن
handrails U نرده مخصوص دستگیره
winched U دستگیره چرخ جراثقال
winching U دستگیره چرخ جراثقال
inside door handle U دستگیره داخل درب اتومبیل
notch U دستگیره [دندانه] [چفت] [مهندسی]
handle U سیم بین چکش و دستگیره
throttleman U متصدی دستگیره سرعت ناو
handles U سیم بین چکش و دستگیره
relocation U جابجا سازی
migratory U جابجا شونده
metastatic U جابجا شده
metastatic U جابجا شونده
out of place U جابجا شده
lomomote U جابجا شدن
revulsive U جابجا شونده
displacement U جابجا شدن
dislocate U جابجا شدن
transposable U جابجا شدنی
supplants U جابجا شدن
supplanting U جابجا شدن
supplanted U جابجا شدن
supplant U جابجا شدن
dislocates U جابجا شدن
floating U جابجا شده
disposition U جابجا شدن
displaceable U جابجا شونده
autochthonous U جابجا نشده
turnover U جابجا شدن
dislocating U جابجا شدن
migrating U جابجا شدن
migrates U جابجا شدن
migrated U جابجا شدن
migrate U جابجا شدن
translocation U جابجا شدگی
He was kI'lled on the spot. U جابجا کشته شد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com