English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
inflatable U قابل تورم یا باد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
expectational inflation U تورم قابل پیش بینی
reflate U تورم ایجاد کردن
reflated U تورم ایجاد کردن
reflates U تورم ایجاد کردن
reflating U تورم ایجاد کردن
deflate U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflated U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflates U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflating U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
stagflation U تورم + رکود تورم همراه با رکود
protuberance U تورم
protuberancy U تورم
protuberances U تورم
antinode U تورم
turgescence U تورم
goutiness U تورم
cumulative inflation U تورم
tumidness U تورم
tumescence U تورم
swellings U تورم
swelling U تورم
bulged U تورم
bulges U تورم
bulging U تورم
inflationary U تورم
inflation U تورم
bulge U تورم
unemployment inflation dilemma U تورم
deflation U ضد تورم
gas inflation U تورم گاز
undersirable inflation U تورم نامطلوب
galloping inflation U تورم تازنده
galloping inflation U تورم چهارنعل
galloping inflation U تورم افسارگسیخته
hyperinflation U تورم شدید
monetary inflation U تورم پولی
secular inflation U تورم مزمن
inflation U تورم پول
inflation rate U نرخ تورم
chronic inflation U تورم مزمن
imported inflation U تورم وارداتی
hepatitis U تورم کبد
hyperinflation U تورم حاد
hidden inflation U تورم خزنده
hidden inflation U تورم پنهان
disinflation U کاهش تورم
disinflationary U کاهنده تورم
reflation U بازآوری تورم
reflation U تورم عمدی
inflationism U تورم گرایی
galloping inflation U تورم شدید
tumidity U بادکردگی [تورم]
turgor U تورم [آماس]
tumidity U تورم [آماس]
tumescence U تورم [آماس]
struma U گواتر تورم
tumescence U برامدگی [تورم]
persistent inflation U تورم مداوم
swelling U تورم [آماس]
swelling U برامدگی [تورم]
bulge U بادکردگی [تورم]
tumescence U بادکردگی [تورم]
swelling U بادکردگی [تورم]
anti drumming sheet U ورق ضد تورم
protuberance U بادکردگی [تورم]
lump U بادکردگی [تورم]
bulge U برامدگی [تورم]
lump U برامدگی [تورم]
protuberance U تورم [آماس]
lump U تورم [آماس]
bulge U تورم [آماس]
turgor U بادکردگی [تورم]
secular inflation U تورم قرنی
turgidity U بادکردگی تورم
stagflation U تورم رکود
creeping inflation U تورم ارام
protuberance U برامدگی [تورم]
structural inflation U تورم ساختاری
creeping inflation U تورم خزنده
tumidity U برامدگی [تورم]
rate of inflation U نرخ تورم
turgor U برامدگی [تورم]
persistent inflation U تورم دائمی
swelling resistant U مقاوم در برابر تورم
tumefaction U ورم حالت تورم
tumescence U ورم حالت تورم
enlarged tonsils U تورم لوزه ها [پزشکی]
anticipated inflation U تورم مورد انتظار
runaway inflation U تورم افسار گسیخته
unexpected inflation U تورم غیر منتظره
strumous U دارای تورم بالشی
strumose U دارای تورم بالشی
swell U باد غرور داشتن تورم
excess demand inflation U تورم ناشی از مازاد تقاضا
supply push inflation U تورم ناشی از فشار عرضه
cost push inflation U تورم ناشی از فشار هزینه
expectational inflation U تورم پیش بینی شده
inflationism U پیروی از روش تورم اقتصادی
swelled U باد غرور داشتن تورم
unexpected inflation U تورم پیش بینی نشده
demand pull inflation U تورم ناشی از فشار تقاضا
anticipated inflation U تورم پیش بینی شده
wage push inflation U تورم ناشی از فشار مزد
frost heave U تورم خاک در اثر یخبندان
goiterogenic U ایادکننده تورم غده تیروئید
swells U باد غرور داشتن تورم
ingotism U تورم و رشد بیش از حدبلورها
goitrogenic U ایجاد کننده تورم غده تیروئید
trade off between inflation and U رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
mark up price inflation U تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
natural rate hypothesis U هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
erectable U قابل راست کردن یا بنا کردن
friendly front end U طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item U وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
rebuttable U قابل رو کردن
archival quality U مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
estimable U قابل براورد کردن
projectable U قابل پرتاب کردن
condensible U قابل خلاصه کردن
translatable U قابل معنی کردن
swimmable U قابل شنا کردن
manageable U قابل اداره کردن
combatable U قابل جنگ کردن
magnetizable U قابل مغناطیسی کردن
separable U قابل جدا کردن
exhaustible U قابل خالی کردن
multiplicable U قابل ضرب کردن
multipliable U قابل ضرب کردن
reversible U قابل پشت و رو کردن
phillips curve U شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
removable U قابل سوار و پیاده کردن
escrow U سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
hot money U منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
roadworthy U اماده مسافرت قابل سفر کردن
downloadable U آنچه قابل بار کردن است
attachable U قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
permanent U خطایی در سیستم که قابل رفع کردن نیست
bind U الزام اور وغیر قابل فسخ کردن
binds U الزام اور وغیر قابل فسخ کردن
manageable U آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد
foldboat U قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
eurocheque U چک انگلیسی که قابل نقد کردن در بانکهای اروپایی میباشد
zero U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeros U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeroes U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
sensible U قابل درک قابل رویت
combustible U قابل سوزش قابل تراکم
transferable U قابل واگذاری قابل انتقال
presentable U قابل نمایش قابل تقدیم
achievable U قابل وصول قابل تفریق
presentable U قابل معرفی قابل ارائه
changeable U قابل تعویض قابل تبدیل
presumable U قابل استنباط قابل استفاده
elastic U قابل کش امدن قابل انعطاف
tenable U قابل مدافعه قابل تصرف
observable U قابل مشاهده قابل گفتن
flexile U قابل تغییر قابل تطبیق
adducible U قابل اضهار قابل ارائه
bilable U قابل رهایی قابل ضمانت
thankworthy U قابل تشکر قابل شکر
exigible U قابل مطالبه قابل پرداخت
exigible U قابل تقاضا قابل ادعا
pass U صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
passed U صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
passes U صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
senses U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sense U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
standalone U که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
war head U قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
nonerasable storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
to pound the filed U غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
joint filler U نوارهایی که ازمواد قابل تراکم ساخته شده و پر کردن درزها به کارمیرود
capacities U حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity U حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
inflationary recession U رکود همراه باتورم تورم رکود
visual display terminal U ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit U ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
scrambling U کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambled U کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambles U کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scramble U کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
phillips curve U منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
pooler U وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
water injection U پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
preparations U تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparation U تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
public U متن یا برنامهای که حق کپی ندارد و توسط هر کسی قابل کپی کردن است
floatable U قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
indiscoverable U غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
irrefrangible U غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
inconvertible U غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indemonstrable U غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
authentication U استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است
mirror U کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors U کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored U کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
adobe type manager U استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
refresh U بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com