English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
notice U قابل توجه دستور اماده باش
noticed U قابل توجه دستور اماده باش
notices U قابل توجه دستور اماده باش
noticing U قابل توجه دستور اماده باش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
warning order U دستور اماده باش اعلام اماده باش
floating U نشانه یا برچسبی که یک دستور یا کلمه مشخص را بیان میکند بدون توجه به محل آن
noticeable U قابل توجه
strikingly U قابل توجه
striking U قابل توجه
remarkable U قابل توجه
considerable U قابل توجه
noteworthy U قابل توجه
nota bene U قابل توجه
substantial U قابل توجه
ready reserve U ذخیره اماده ذخایر اماده احتیاط اماده برای بسیج یااستفاده
notice to airmen U قابل توجه خلبانان
Please note [that] ... U قابل توجه است که
accountable strength استعداد قابل توجه
significant U قابل توجه حاکی از
interestingly U بطور قابل توجه
chunk U مقدار قابل توجه
chunks U مقدار قابل توجه
significantly U قابل توجه حاکی از
roadworthy U اماده مسافرت قابل سفر کردن
newsworthy U قابل توجه عامه برای درج درروزنامه
aircraft scrambling U دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
ground readiness U اماده باش در روی زمین اماده بودن هواپیماها درروی باند اماده باش زمینی
statements U 1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statement U 1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
cam U حافظهای که با توجه به مقدارش قابل آدرس دهی و دستیابی است ونه محلش
cams U حافظهای که با توجه به مقدارش قابل آدرس دهی و دستیابی است ونه محلش
one for one U که برای هر دستور یا کلمه دستور در زبان یک دستور که ماشین تولید میکند
accumulator U آدرسی که توسط یک دستور در آکومولاتور قابل دستیابی است
accumulator register U آدرسی که توسط یک دستور در آکومولاتور قابل دستیابی است
presumptive instruction U دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
common U داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
commoners U داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
commonest U داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
supercritical U حالت اماده به انفجار ماده اتمی ترکیب اماده به انفجاراتمی
screamer U اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
on guard U اماده توپگیری اماده برای توگیری
link U تعداد دستورات کامپیوتری در برنامه که در هر زمان قابل فراخوانی هستند و کنترل به دستور بعدی به برنامه اصلی برمی گردد
colours U شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colour U شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
separator U نشانه جدا کردن بخشهای خط دستور در برنامه مثل دستور وآرگومان
modifiers U دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
skips U دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
statements U دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
actual address U دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
modifier U دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
skipped U دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
statement U دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
skip U دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
piped U که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
pipe U که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
fetch U دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetched U دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
GOSUB U دستور برنامه نویسی که یک تابع را اجرا میکند و سپس دستور بعدی را برمی گرداند
basics U دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
fetches U دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
basic U دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
effective U دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود
prefix U کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
prefixes U کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
branch U مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
branches U مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
discrimination instruction U دستور برنامه نویسی شرطی که با همراه داشتن محل دستور بعدی که باید اجرا شود و کنترل مستقیم اعمال میکند.
parting injuncyions U دستور در هنگام جدایی اخرین دستور
ramp alert U اماده باش در سکوی در جا زدن اماده باش 51 دقیقهای
guild socialism U سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
draw attention U توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
macroinstruction U دستور برنامه نویسی که به چندین دستور در تابع یا ماکرو برمی گردد. نرم افزار نشر Macromedia Derector برای PC و Macintosh با استفاده از زمان چاپ Lingo
winterize U اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
language U زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages U زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
do nothing instruction U دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد
halts U وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halt U وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halted U وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
resident U برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
residents U برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
one plus one address U قالب دستور که حاوی محل یک ثبات و محل دستور بعدی باشد
branches U دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
branch U دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
favourites U طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
questionof interest U پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favourite U طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favorites U طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
immediate U دستور کامپیوتری که عملوند در دستور راست و نه آدرس محل عملوند
laager U هلی کوپتر در حال اماده باش جلو هلی کوپتر اماده
alert force U نیروهای اماده باش نیروهای اماده
eagle flight U نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
recoverable item U وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end U طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
station time U زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
archival quality U مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
air alert warning U اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
escrow U سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
stock U اماده
susceptible U اماده
accoutrements U اماده
handier U اماده
ready made U اماده
supplying U اماده
stocked U اماده
minded U اماده
ready-made U اماده
prompted U اماده
supply U اماده
readies U اماده
readying U اماده
prompt U اماده
ready U اماده
supplied U اماده
handiest U اماده
handy U اماده
prompts U اماده
accoutred U اماده
readied U اماده
set U اماده
yare U اماده
equipped U اماده
in full fig U اماده
fresh U اماده
freshest U اماده
abler U اماده
in the saddle U اماده
in store U اماده
ablest U اماده
in kelter U اماده
in gear U اماده
yoi U اماده
fresh- U اماده
sets U اماده
setting up U اماده
lief U اماده
in form U اماده
provided U اماده
thankworthy U قابل تشکر قابل شکر
presumable U قابل استنباط قابل استفاده
exigible U قابل تقاضا قابل ادعا
combustible U قابل سوزش قابل تراکم
adducible U قابل اضهار قابل ارائه
transferable U قابل واگذاری قابل انتقال
observable U قابل مشاهده قابل گفتن
achievable U قابل وصول قابل تفریق
sensible U قابل درک قابل رویت
exigible U قابل مطالبه قابل پرداخت
elastic U قابل کش امدن قابل انعطاف
presentable U قابل نمایش قابل تقدیم
flexile U قابل تغییر قابل تطبیق
changeable U قابل تعویض قابل تبدیل
bilable U قابل رهایی قابل ضمانت
tenable U قابل مدافعه قابل تصرف
presentable U قابل معرفی قابل ارائه
drafts U اماده کردن
preparation U اماده کردن
seaworthy U اماده دریا
aforehand U اماده راحت
preparation U اماده سازی
insusceptible U غیر اماده
warlike U اماده جنگ
ready use U اماده مصرف
fledge U اماده پروازکردن
preparations U اماده سازی
apt U متمایل اماده
acoutre U اماده جنگ
giglot U دخترسبک که اماده
finest U بسیار اماده
johnny on the sopt U حاضر و اماده
kelter U انتظام اماده
set U اماده کردن
to buckle oneself U اماده شدن
sets U اماده کردن
beforehand U قبلا اماده
setting up U اماده کردن
coach U اماده ساز
coached U اماده ساز
coaches U اماده ساز
get ready U اماده کردن
draft U اماده کردن
drafted U اماده کردن
fine U بسیار اماده
to gird up one's loins U اماده کارشدن
present U موجود اماده
harness U اماده کردن
harnessed U اماده کردن
taut U اماده کار
harnessing U اماده کردن
obliging U اماده خدمت
unlimber U اماده کردن
indispose U اماده ساختن
mission ready U اماده پرواز
bound U : اماده رفتن
acceptancy U اماده قبول
in gear U اماده حرکت
preparatory U اماده کننده
accoutered U اماده جنگ
transit mixed concrete U بتن اماده
malcontents U اماده شورش
malcontent U اماده شورش
presented U موجود اماده
presenting U موجود اماده
presents U موجود اماده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com