Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
unifiable
U
قابل اتحاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
solidarity
U
اتحاد
injunction
U
اتحاد
alliances
U
اتحاد
conferderation
U
اتحاد
alliance
U
اتحاد
confederations
U
اتحاد
unity
U
اتحاد
union
U
اتحاد
identities
U
اتحاد
togetherness
U
اتحاد
identity
U
اتحاد
accretion
U
اتحاد
unions
U
اتحاد
incorporation
U
اتحاد
consolidation
U
اتحاد
federative
U
اتحاد
integrity
U
اتحاد
league
U
اتحاد
leagues
U
اتحاد
confederation
U
اتحاد
federal
U
اتحاد
injunctions
U
اتحاد
ties
U
اتحاد وابستگی
confederacy
U
اتحاد پیوند
tie
U
اتحاد وابستگی
defensive league
U
اتحاد دفاعی
unitive
U
موجد اتحاد
consolidation
U
ترکیب اتحاد
syneresis
U
اتحاد دو حرف
diphthongs
U
اتحاد دو صوت
unison
U
اتحاد اتفاق
diphthong
U
اتحاد دو صوت
association
U
معاشرت اتحاد
associations
U
معاشرت اتحاد
confederacies
U
اتحاد پیوند
unions
U
اتحاد سازش
coalition
U
اتحاد موقتی
mathematical identity
U
اتحاد ریاضی
monetary convention
U
اتحاد ارزی
monetary convention
U
اتحاد پولی
military convention
U
اتحاد نظامی
marriages
U
یگانگی اتحاد
marriage
U
یگانگی اتحاد
coalitions
U
اتحاد موقتی
sodality
U
اتحاد یگانگی
union
U
اتحاد واتفاق
unions
U
اتحاد اتحادیه
unions
U
اتحاد واتفاق
disunity
U
عدم اتحاد
Soviet Union
U
اتحاد شوروی
union
U
اتحاد سازش
union
U
اتحاد اتحادیه
bands
U
دستهء موسیقی اتحاد
pentarchy
U
اتحاد پنج حکومت
synoeky
U
اتحاد واتفاق الحاق
triumvir
U
عضو اتحاد سه گانه
unionists
U
هواخواه اتحاد و یگانگی
unionist
U
هواخواه اتحاد و یگانگی
spirit de corps
U
روح یگانگی و اتحاد
league
U
اتحاد متحد کردن
synoecy
U
اتحاد واتفاق الحاق
band
U
دستهء موسیقی اتحاد
leagues
U
اتحاد متحد کردن
solidarity
U
بهم پیوستگی
[اتحاد]
misalliance
U
اتحاد وائتلاف نامناسب
slurring
U
خط اتحاد لکه ننگ
slur
U
خط اتحاد لکه ننگ
slurred
U
خط اتحاد لکه ننگ
slurs
U
خط اتحاد لکه ننگ
pentarchy
U
اتحاد پنج نیرو یاپنج حس
post union
U
اتحاد پستی بین المللی
pan americanism
U
طرفداری از اتحاد کشورهای امریکایی
Soviet
U
هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
Soviets
U
هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
misjoinder
U
اتحاد ناصحیح وتبانی اصحاب دعوی
blocked
U
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
integration
U
یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
block
U
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
blocks
U
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
bloc
U
جعبه قرقره اتحاد دو یاچند دسته بمنظورخاصی
blocs
U
جعبه قرقره اتحاد دو یاچند دسته بمنظورخاصی
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
coalition
U
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalitions
U
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
thankworthy
U
قابل تشکر قابل شکر
presentable
U
قابل معرفی قابل ارائه
transferable
U
قابل واگذاری قابل انتقال
adducible
U
قابل اضهار قابل ارائه
tenable
U
قابل مدافعه قابل تصرف
flexile
U
قابل تغییر قابل تطبیق
presentable
U
قابل نمایش قابل تقدیم
observable
U
قابل مشاهده قابل گفتن
bilable
U
قابل رهایی قابل ضمانت
elastic
U
قابل کش امدن قابل انعطاف
exigible
U
قابل مطالبه قابل پرداخت
sensible
U
قابل درک قابل رویت
exigible
U
قابل تقاضا قابل ادعا
changeable
U
قابل تعویض قابل تبدیل
combustible
U
قابل سوزش قابل تراکم
presumable
U
قابل استنباط قابل استفاده
achievable
U
قابل وصول قابل تفریق
capacities
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display terminal
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
irrefrangible
U
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indiscoverable
U
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
floatable
U
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
inconvertible
U
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indemonstrable
U
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably
U
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendible
U
قابل فروش جنس قابل فروش
vendable
U
قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable
U
قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar
U
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
thorough paced
U
قابل
good
U
قابل
qualified
U
قابل
able
U
قابل
sensible
U
قابل حس
abler
U
قابل
solvable
U
قابل حل
capable
U
قابل
ablest
U
قابل
dissoluble
U
قابل حل
apt
U
قابل
acceptor
U
قابل
incapable
U
نا قابل
soluble
U
قابل حل
shippable
U
قابل ارسال
predictable
U
قابل پیشگویی
identifiable
U
قابل شناسایی
sellable
U
قابل فروش
adjustable
U
قابل تطبیق
predictably
U
قابل پیشگویی
adjustable
U
قابل تنظیم
handy
<adj.>
U
قابل استفاده
arguably
U
قابل بحث
believable
U
قابل قبول
passable
U
قابل قبول
passable
U
قابل عبور
soluble oil
U
روغن قابل حل
attributable
U
قابل اسناد
practicable
U
قابل اجرا
sustainable
U
قابل تحمل
admirable
<adj.>
U
قابل تحسین
admirable
<adj.>
U
قابل پسند
soundable
U
قابل ایجادصوت
acceptable
U
قابل قبول
spareable
U
قابل امساک
arguable
U
قابل بحث
navigable
U
قابل کشتیرانی
arable
U
قابل کشتکاری
mobile
U
قابل حرکت
soiothfast
U
قابل اعتماد
audible
U
قابل شنوایی
mobile
U
قابل تحرک
viable
U
قابل دوام
mobiles
U
قابل حرکت
perceptible
U
قابل درک
mobiles
U
قابل تحرک
transferable
U
قابل ورابری
transferable
U
قابل انتقال
resistible
U
قابل مقاومت
intelligible
U
قابل درک
acclimatable
U
قابل اعتیاد
acclamable
U
قابل تحسین
acceptance limit
U
حد قابل قبول
revokable
U
قابل فسخ
absorbable
U
قابل جذب
absolvable
U
قابل عفو
abrogable
U
قابل نسخ
abrogable
U
قابل الغاء
comprehensible
U
قابل درک
vulnerable
U
قابل حمله
objectionable
U
قابل اعتراض
accomplishable
U
قابل اجرا
revocable
U
قابل رجوع
respirable
U
قابل تنفس
affimable
U
قابل تصدیق
admittable
U
قابل تصدیق
admittable
U
قابل قبول
restorable
U
قابل اعاده
returnable
U
قابل برگشت
adducible
U
قابل استدلال
revealable
U
قابل مکاشفه
revocable
U
قابل فسخ
revocable
U
قابل برگشت
acquirable
U
قابل حصول
aceptive
U
قابل قبول
abatable
U
قابل تخفیف
reputable
U
قابل اطمینان
reputable
U
قابل شهرت
practical
<adj.>
U
قابل استفاده
handiest
U
قابل استفاده
profitable
U
قابل استفاده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com