English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
film U فیلم عکاسی
filmed U فیلم عکاسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
negative U گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negatives U گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
cassette U کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassettes U کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
camera magazine U جعبه محتوی فیلم عکاسی
filmstrip U فیلم عکاسی 53 میلمتری
image format U اندازه فیلم عکاسی
photo offset U چاپ افستی که فیلم عکاسی رابرای چاپ بکار برد
Other Matches
imagery sortie U پرواز مخصوص عکاسی هواپیمای عکاسی ماموریت عکاسی هوایی
continuous strip imagery U عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
spectrozonal photography U عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
pancromic U فیلم چند رنگه فیلم چندحالته
reels U قرقره فیلم حلقه فیلم
reeling U قرقره فیلم حلقه فیلم
reel U قرقره فیلم حلقه فیلم
reeled U قرقره فیلم حلقه فیلم
trimetrogon U عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
filmstrip U نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
country cover diagram U دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
lens distortion U خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
photogeny U عکاسی
photography U عکاسی
phototelegraphy U عکاسی رادیویی
photochromy U عکاسی رنگی
wirephoto U عکاسی رادیویی
photographic U وابسته به عکاسی
flashlight U لامپ عکاسی
flashlights U لامپ عکاسی
telephoto U عکاسی رادیویی
telephotography U عکاسی رادیویی
photographic accessories U لوازم عکاسی
photographic fixing U ثبوت عکاسی
aerial photography U عکاسی هوائی
photographic chemistry U شیمی عکاسی
photographic scale U مقیاس عکاسی
photographic strip U باند عکاسی
photographic strip U نوار عکاسی
radiophoto U عکاسی رادیویی
facsimiles U عکاسی رادیویی
photoionization U یونش عکاسی
line of collimation U خط محور عکاسی
flashed U فلاش عکاسی
faxing U عکاسی رادیویی
flash U فلاش عکاسی
facsimile U عکاسی رادیویی
shutterbug U عاشق عکاسی
heliochrome U عکاسی رنگی
flashes U فلاش عکاسی
brownie U یکجوردوربین عکاسی
faxes U عکاسی رادیویی
fax U عکاسی رادیویی
photography U لوازم عکاسی
flash photography U عکاسی شب بابرق
kodak U دوربین عکاسی
dark room U تاریکخانه عکاسی
faxed U عکاسی رادیویی
imagery U عکاسی هوایی
brownies U یکجوردوربین عکاسی
flash bulb U فلاش دوربین عکاسی
fixer U دوای ثبوت عکاسی
photographically U از روی علم عکاسی
safelight U چراغ تاریکخانه عکاسی
flash lamp U لامپ پر نور عکاسی
heliocheomy U عکاسی بارنگ طبیعی
negative photo plane U افق شیشه عکاسی
dicing photography U عکاسی در ارتفاع کم باهواپیما
camera nadir U محورلولایی دوربین عکاسی
camera axis U محور دوربین عکاسی
bombardment photography U عکاسی از بمباران هوایی
exposure station U ایستگاه عکاسی هوایی
image format U اندازه شیشه عکاسی
fan cameras U دوربینهای عکاسی منظرهای
photoflash U فشنگ منورمخصوص عکاسی در شب
telephotography U عکاسی از راه دور
to print out U چاپ کردن در عکاسی
vidicon U لوله دوربین عکاسی
exposure scale U جدول پرتوگیری [عکاسی]
cameras U دوربین یا جعبه عکاسی
camera دوربین یا جعبه عکاسی
Dont move . Hold it. Keep stI'll. U بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
isocentre U خط المرکزین دوربین عکاسی
thermal imagery U عکاسی مادون قرمز
iris U دیافراگم [دوربین عکاسی]
(iris) diaphragm U دیافراگم [دوربین عکاسی]
loads U فیلم
load U فیلم
film U فیلم
filmed U فیلم
film leader U فیلم
photocopied U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
folded optics U وسیله عکاسی یا دیدبانی تاشونده
camera obscura U اطاقک تاریک جعبه عکاسی
imagery U شبیه سازی عکاسی کردن
radar imagery U عکاسی به وسیله امواج رادار
photomap U نقشه برداری بوسیله عکاسی
flashbulb U لامپ پرنور فلاش عکاسی
platinotype U عکاسی بوسیله املاح پلاتین
flashbulbs U لامپ پرنور فلاش عکاسی
photocopying U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopy U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopies U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photoengraving U گراور سازی بوسیله عکاسی
reversal film U فیلم معکوس
telefilm U فیلم تلویزیونی
instruction film U فیلم اموزشی
instruction film U فیلم درسی
peepshows U فیلم شهوانی
peepshow U فیلم شهوانی
x ray film U فیلم رونتگن
phonofilm U فیلم صدادار
phonofilm U فیلم سخنگو
as good as a play <idiom> U مثل فیلم
negative film U فیلم منفی
picturize U فیلم برداشتن از
positive film U فیلم مثبت
talkies U فیلم ناطق
microfilm U ریز فیلم
microfilm U میکرو فیلم
microfilmed U ریز فیلم
microfilmed U میکرو فیلم
microfilming U ریز فیلم
microfilming U میکرو فیلم
microfilms U ریز فیلم
microfilms U میکرو فیلم
cinematograph U اپارات فیلم
film U فیلم سینما
talkie U فیلم ناطق
filmed U فیلم سینما
advertising spot U فیلم تبلیغاتی
acetate film U فیلم استاتی
film-strips U نوار فیلم
film-strip U نوار فیلم
film recorder U ضباط فیلم
film strip U نوار فیلم
film reader U فیلم خوان
film developer U سازنده فیلم
filmier U فیلم مانند
filmiest U فیلم مانند
moving picture U فیلم سینما
filmy U فیلم مانند
film recorder U فیلم نگار
filmstrip U فیلم سینمایی
ground position U نقطه تصویرزمینی هواپیمای در حال عکاسی
time exposure U مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
thermal imagery U عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
sortie plot U شمای منطقه پرواز در عکاسی هوایی
photogravure U گراور سازی از روی شیشه عکاسی
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
telecamera U دوربین مخصوص عکاسی ازفواصل دور
thermal crossover U تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
playoff U نشان دادن فیلم
scenario U متن فیلم سینمایی
technicolour U روش فیلم رنگی
rerun U نمایش مجدد فیلم
dubs U فیلم را دوبله کردن
playoffs U نشان دادن فیلم
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
fast-forward U جلو زدن فیلم
Make three copies of each film. U از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
Color films(T. V). U فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
dub U فیلم را دوبله کردن
dubbed U فیلم را دوبله کردن
talkie U صنعت فیلم ناطق
false colour U فیلم رنگی مصنوعی
talkies U صنعت فیلم ناطق
film badge U برگ شناسایی فیلم
cinematograph U دوبین فیلم برداری
magnetic film memory U حافظه با فیلم مغناطیسی
camera magazine U کاست فیلم دوربین
magnetic film U لایه فیلم مغناطیسی
magnetic thin film U فیلم نازک مغناطیسی
metol U دوای فهور فیلم
magnetic film storage U ذخیره فیلم مغناطیسی
geneva stop U سیستم نگهدارنده فیلم
zoom lenses U عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
canadian , grid U سیستم شبکه بندی عکاسی برجسته منشوری
zoom lens U عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
panoramic U دوربین منظره نما یا افق نمادر عکاسی
sonne photography U روش عکاسی به طریقه عکسبرداری از یک نوار ممتدزمین
cover search U جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
magnetic thin film memory U حافظه فیلم نازک مغناطیسی
scenarios U متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
scenario U متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
spaghetti western U فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
spaghetti westerns U فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
It was a sI'lly boring film (movie). U فیلم لوس وخنکی بود
newsreel U فیلم اخبار جاری روز
newsreels U فیلم اخبار جاری روز
filmed U تاری چشم فیلم برداشتن از
horse opera U فیلم یا نمایش گاوچرانان امریکایی
semidocumentary U فیلم سینمایی نیمه مستند
film U تاری چشم فیلم برداشتن از
sneak preview U نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
sneak previews U نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
continuous strip photography U عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
infrared resolution U تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
denitometer U وسیله اندازه گیری درجه تیرگی تصاویر عکاسی
coverage index U کالک نمایش مناطق زیرپوشش شناسایی عکاسی هوایی
scenarios U زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
She portrays a dancer in the film. U او [زن] نقش یک رقاص [زن] را در فیلم بازی می کند.
Black and white. U سیاه وسفید ( عکس ؟ فیلم وغیره )
smash hit <idiom> U نمایش ،بازی یا فیلم خیلی موفق
scenario U زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
protection U کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
latensification U تقویت عکس فاهر شده عکاسی بوسیله مواد شیمیایی
crab angle U زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
tip U در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com