English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hit list U فهرست ضربه
hit lists U فهرست ضربه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
vehicle summary U فهرست پیاده شدن خودروها فهرست ترتیب و مشخصات خودروهای ستون
blacklists U فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklist U فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisting U فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisted U فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
concordances U فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
concordance U فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
active list U فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
rotas U صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
rota U صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
waiting lists U فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
waiting list U فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
part list U فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
picking list U فهرست کالاهای انتخابی فهرست انتخاب
glossaries U فهرست معانی فهرست لغات
glossary U فهرست معانی فهرست لغات
hits U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
indexes U فهرست فهرست اعلام
indexed U فهرست فهرست اعلام
index U فهرست فهرست اعلام
punted U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response U پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
crosses U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser U ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest U ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff U ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
shank U ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
placekick U ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
cataloged U فهرست
slips U فهرست
slipped U فهرست
slip U فهرست
roll U فهرست
catalog U فهرست
b.d catalogue U فهرست بی . دی
repertory U فهرست
cataloguing U فهرست
catalogs U فهرست
inventory U فهرست
rolls U فهرست
cataloging U فهرست
phraseology U فهرست
checklist U فهرست
directories U فهرست
indexless U بی فهرست
roster U فهرست
directory U فهرست
tabling U فهرست
indexed U فهرست
catalogues U فهرست
table U فهرست
index U فهرست
tabled U فهرست
tables U فهرست
concordances U فهرست
concordance U فهرست
filed U فهرست
file U فهرست
catalogue U فهرست
rolled U فهرست
rosters U فهرست
kalendar U فهرست
catalogued U فهرست
indexes U فهرست
list U فهرست
registers U لیست یا فهرست
gloss U فهرست معانی
cataloged U فهرست کردن
registering U لیست یا فهرست
catalogued U کتاب فهرست
catalogues U فهرست کردن
register U لیست یا فهرست
star catalogue U فهرست ستارگان
catalogs U کتاب فهرست
rolls U فهرست پیچیدن
catalogued U فهرست کردن
rigging warrant U فهرست وسایل
requirements list U فهرست نیازمندیها
catalogs U فهرست کردن
cataloging U فهرست کردن
catalogues U کتاب فهرست
catalogue U فهرست کردن
catalogue U کتاب فهرست
cataloging U کتاب فهرست
cataloged U کتاب فهرست
problem checklist U فهرست مشکلات
excused list U فهرست معاف ها
elench U ردمنطقی فهرست
subject index U فهرست موضوعی
display menu U فهرست نمایش
data dictionary U فهرست داده ها
cross index U فهرست تقابلی
list price U فهرست قیمتها
load manifest U فهرست بار
indexes U فهرست شاخص
index U فهرست راهنما
registry U دفتر فهرست
registries U دفتر فهرست
handlist U فهرست دستی
file index U فهرست پرونده
index U فهرست شاخص
indexed U فهرست راهنما
indexed U فهرست شاخص
indexes U فهرست راهنما
catalog U به فهرست بردن
catalog U فهرست کردن
parts list U فهرست قطعات
schedules U صورت فهرست
black list U فهرست سیاه
bill of quantities U فهرست مقادیر
bill of quantites U فهرست مقادیر
price list U فهرست قیمت
bill of materials U فهرست مواد
bill of material U فهرست مواد
part list U فهرست اجزاء
nominal list U فهرست نامها
catalog U کتاب فهرست
messir catalogue U فهرست مسیه
cargo manifest U فهرست بار
schedule U صورت فهرست
contents directory U فهرست محتویات
scheduled U صورت فهرست
nomenclauture U فهرست اصطلاحات
nomenelature U فهرست اصطلاحات
handlist U فهرست مختصر
tabulate U فهرست کردن
short-list U فهرست کوتاه
mailing lists U فهرست پستی
mailing list U فهرست پستی
tariffs U فهرست نرخها
timetable U گاه فهرست
timetabled U گاه فهرست
timetables U گاه فهرست
menus U فهرست انتخاب
terrier U فهرست ما یملک
terriers U فهرست ما یملک
short-listed U فهرست کوتاه
tabulated U فهرست کردن
list U در فهرست واردکردن
tabulates U فهرست کردن
glossaries U فهرست معانی
listing U فهرست نویسی
listings U فهرست نویسی
list U فهرست کردن
list U در فهرست نوشتن
rolled U فهرست پیچیدن
glossary U فهرست معانی
short-lists U فهرست کوتاه
short-listing U فهرست کوتاه
inventory U فهرست موجودی
bill of goods U فهرست تجارتی
tabled U در فهرست نوشتن
tariff U فهرست نرخها
indexing U فهرست سازی
tables U در فهرست نوشتن
tabling U در فهرست نوشتن
table of replaceable partes U فهرست قطعات
directory U فهرست راهنما
directories U فهرست راهنما
cataloguing U فهرست کردن
subdirectory U فهرست فرعی
cataloguing U کتاب فهرست
timetabling U گاه فهرست
vocabulary U فهرست لغات
roll U فهرست پیچیدن
menu U فهرست انتخاب
volume table of constants U فهرست راهنما
who's who U فهرست رجال
menu U فهرست خوراک
table U در فهرست نوشتن
vocabularies U فهرست لغات
menus U فهرست خوراک
data directory U فهرست راهنمای داده ها
list price U قیمت فهرست شده
liquidity perference U فهرست پول راکد
list of books U فهرست یا صورت کتابها
nomenclature U فهرست علائم واختصارات
cataloguer U ثبات فهرست نگار
cataloger U ثبات فهرست نگار
key list U فهرست کلید رمز
display menu U فهرست انتخاب نمایشی
index U اندکس فهرست نمودن
indexed U :دارای فهرست کردن
indexed U اندکس فهرست نمودن
indexes U :دارای فهرست کردن
indexical U مرتب بشکل فهرست
indexes U اندکس فهرست نمودن
file directory U فهرست یا راهنمای فایل
erratum U غلطنامه فهرست اغلاط
poll U فهرست نامزدهای انتخاباتی
spare parts list U فهرست لوازم یدکی
polled U فهرست نامزدهای انتخاباتی
polls U فهرست نامزدهای انتخاباتی
index U :دارای فهرست کردن
legends U فهرست علائم واختصارات
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com