Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
staple
U
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapled
U
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapling
U
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
downgrade
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
declassification
U
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
defense classification
U
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
security classification
U
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation
U
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
classification
U
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications
U
طبقه بندی کردن طبقه بندی
ratings
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
rating
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
vertebration
U
فقره بندی
groups
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
pigeonhole
U
طبقه بندی کردن
categorizes
U
طبقه بندی کردن
graduating
U
طبقه بندی کردن
categorises
U
طبقه بندی کردن
categorised
U
طبقه بندی کردن
graduates
U
طبقه بندی کردن
classify
U
طبقه بندی کردن
to categorize
U
طبقه بندی کردن
categorising
U
طبقه بندی کردن
categorize
U
طبقه بندی کردن
graduate
U
طبقه بندی کردن
categorized
U
طبقه بندی کردن
layers
U
طبقه بندی کردن
categorizing
U
طبقه بندی کردن
layer
U
طبقه بندی کردن
classifies
U
طبقه بندی کردن
aggroup
U
طبقه بندی کردن
systemize
U
طبقه بندی کردن
classifying
U
طبقه بندی کردن
intergrade
U
طبقه بندی داخلی کردن
classing
U
طبقه بندی کردن رده
classes
U
طبقه بندی کردن رده
classed
U
طبقه بندی کردن رده
integrade
U
[طبقه بندی داخلی کردن]
class
U
طبقه بندی کردن رده
army class manager activity
U
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
labeling
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
assort
U
طبقه بندی کردن مناسب بودن
labels
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
label
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelled
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
evaluation rating
U
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
black concept
U
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
carpet classification
U
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
resorted
U
جدا کردن طبقه بندی کردن
grade
U
طبقه بندی کردن کلاسه کردن
sorted
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
resort
U
جدا کردن طبقه بندی کردن
break down
U
تجزیه کردن طبقه بندی کردن
sorts
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
grades
U
طبقه بندی کردن کلاسه کردن
types
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
typed
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
type
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
sort
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
resorts
U
جدا کردن طبقه بندی کردن
indexes
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
index
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexed
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
classification
U
طبقه بندی رده بندی
classifications
U
طبقه بندی رده بندی
regrade
U
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
word warp
U
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
main stage
U
طبقه اصلی
divisions
U
طبقه بندی
low grade
U
کم طبقه بندی
division
U
طبقه بندی
classifications
U
طبقه بندی
classification
U
طبقه بندی
typification
U
طبقه بندی
taxonomies
U
طبقه بندی
denomination
U
طبقه بندی
systemization
U
طبقه بندی
stratification
U
طبقه بندی
denominations
U
طبقه بندی
assortments
U
طبقه بندی
grading
U
طبقه بندی
sorting
U
طبقه بندی
taxonomy
U
طبقه بندی
assortment
U
طبقه بندی
bracket
U
طبقه بندی
accounting classification
U
طبقه بندی حساب
nondescript
U
غیرقابل طبقه بندی
classificatory
U
مربوط به طبقه بندی
classifiable
U
قابل طبقه بندی
suborder
U
طبقه بندی فرعی
classifications
U
طبقه بندی پیام
industrial classifications
U
طبقه بندی صنعتی
map classification
U
طبقه بندی نقشه ها
market grades and grading
U
طبقه بندی بازار
nosology
U
طبقه بندی بیماریها
budget classification
U
طبقه بندی بودجه
job classification
U
طبقه بندی شغل
unclassified
U
بدون طبقه بندی
job classification
U
طبقه بندی شغلی
classification of soil
U
طبقه بندی خاک
secrets
U
طبقه بندی سری
service rating
U
طبقه بندی پرسنلی
secret
U
طبقه بندی سری
route classification
U
طبقه بندی جاده ها
unclassified
U
طبقه بندی نشده
classified
U
طبقه بندی شده
standardization
U
همگونی طبقه بندی
soil class
U
طبقه بندی خاک
speed rate increment
U
طبقه بندی سرعت
computer classifications
U
طبقه بندی کامپیوتر
classification
U
طبقه بندی پیام
classification chart
U
نمودار طبقه بندی
harmonic proportion
U
طبقه بندی متناسب
harmonic division
U
طبقه بندی متناسب
classification of aggregate
U
طبقه بندی خاکدانه ها
zootaxy
U
طبقه بندی جانوران
taxonomist
U
متخصص طبقه بندی
vendor rating
U
طبقه بندی فروشندگان
rug classification
U
طبقه بندی فرش
brussels nomenclature
U
طبقه بندی تعرفه برکسل
restricted data
U
اطلاعات طبقه بندی شده
restricting
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
classified material
U
مدارک طبقه بندی شده
topsecret
U
طبقه بندی به کلی سری
coinage
U
طبقه بندی بهای مسکوک
classified items
U
اقلام طبقه بندی شده
classified items
U
اماد طبقه بندی شده
restrict
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
classified advertisement
آگهی طبقه بندی شده
restricts
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
glossography
U
طبقه بندی و شرح زبانها
access to classified material
U
دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
accountable cryptomaterial
U
مدارک و وسایل طبقه بندی شده
systematist
U
متخصص فائده سازی و طبقه بندی
army genetal classification test
U
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
classification yard line
U
سایدینگ راه اهن طبقه بندی خط
international classification of
U
طبقه بندی بین المللی بیماریها
taxon
U
واحد طبقه بندی گیاهی یاجانوری
agct
U
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
age grouping
U
طبقه بندی اقلام بر حسب عمرقانونی انها
grain size classification
U
طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
reserve on board
U
مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
to form into groups
U
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
unified soil classification system (uscs
U
نوعی طبقه بندی خاک که به 51 قسمت تقسیم شده است
marshalling yard
U
محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
unit citation
U
جشن طبقه بندی یکانها از نظر عملیات یاامادگی رزمی
phytography
U
طبقه بندی گیاهان روی زمین گیاه شناسی توضیحی وتشریحی
standardizing
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizes
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardize
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardising
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardises
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardised
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
concurrently
U
مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
red concept
U
جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
abc analysis
U
طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
groups
U
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group
U
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
proficiency rating
U
طبقه بندی بر حسب پایه مهارت یا مهارت شغلی
fault
U
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faulted
U
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults
U
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
stratify
U
طبقه طبقه کردن
grades
U
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade
U
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
source
U
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
laggin
U
اب بندی کردن اب بندی ناوها
entresol
U
طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
DIMM
U
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
intermediate
U
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
lower class
U
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower classes
U
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
spondyl
U
فقره
vertebra
U
فقره
paragraphic
U
فقره فقره
episode
U
فقره
episodes
U
فقره
piece
U
فقره
entry
U
فقره
pieces
U
فقره
paticular
U
فقره
vertebrate
U
فقره
vertebrates
U
فقره
pericope
U
فقره
item
U
فقره
items
U
فقره
elegant
U
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
VL local bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
particular redemption
U
متوجه فقره
passage
U
عبارت فقره
paragraph
U
فقره ماده
item
U
یک فقره جزء
items
U
یک فقره جزء
passages
U
عبارت فقره
piece de resistance
U
فقره برجسته
vertebral
U
مهره فقره
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com