English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cross stroke U فشار روی پا برای ازدیادسرعت یا چرخش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
glides U حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided U حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide U حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
compensating relief valve U شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
cabin pressurization safety valve U شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
facing distance U مسافت بین نفرات در صف برای سهولت چرخش به اطراف
toe pick U تیغه تیز جلویی اسکیت برای کمک به پرش یا چرخش
toe rake U تیغه تیز جلویی اسکیت برای کمک به پرش یا چرخش
orbital injection U دادن سرعت لازم برای چرخش دور یک مدار به سفینه فضایی
waltz three U سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
ignition over voltage U فشار قوی برای سیستم جرقه زنی
boost control U سیستم کنترلی برای نگهداشتن فشار بوستر
to push for an answer [in reference to something] U برای پاسخ فشار آوردن [در رابطه با چیزی]
attack U فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
webbing U نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
attacked U فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
cabin supercharger U کوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
attacks U فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
thrust U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
cabin blower U در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
click U صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
oxygen bottle U محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
thrusts U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
clicks U صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicked U صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
pull the pace U جلوافتادن و در نتیجه کاستن از فشار هوا برای نفرات عقب
thrusting U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
poke check U فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
fixed pivot U محور ثابت چرخش یکانها نفر لولا برای گردش یکانها
cartridge actuated device U وسیلهای که با فشار گازفشنگ کار میکند وسیله فشنگی برای پرتاب صندلی خلبان
trapoze U سیم وصل به بالای دکل وکمربند سرنشین قایق برای فشار به سمت باد
wheel sucker U دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
c clamp U گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
wobble pump U پمپ دستی در کابین خلبان برای وارد ساختن فشار اولیه به سوخت قبل از استارت موتور پیستونی
cabin pressure U فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
slingshot U مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshots U مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
pressure breathing U تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pressurized cabin U اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
pitot static system U سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure U فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
single action U یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
charactristics U مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
variable area nozzle U نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
compressor pressure ratio U نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic U دارای فشار یکسان خط هم فشار
printhead U 1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است
low head plant U نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
BNC connector U متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
piezoelectric U ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber U مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer U ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level U سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure U فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears U متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
wheeling U چرخش
swirls U چرخش
wrenches U چرخش
troll U چرخش
levorotation U چرخش به چپ
circulations U چرخش
wheels U چرخش
trolls U چرخش
wheel U چرخش
rotational U چرخش
swirling U چرخش
twirled U چرخش
twirls U چرخش
whirl U چرخش
twirl U چرخش
whirled U چرخش
whirlpools U چرخش اب
whirlpool U چرخش اب
head rolling U سر چرخش
swirl U چرخش
whirling U چرخش
twirling U چرخش
wrenched U چرخش
wrench U چرخش
swirled U چرخش
whirls U چرخش
circulation U چرخش
turns U چرخش
gyrations U چرخش
rotation U چرخش
revolutions U چرخش
revolution U چرخش
volte-face U چرخش
turn U چرخش
spin U چرخش
volte face U چرخش
spins U چرخش
gyration U چرخش
low voltage distribution system U شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric U مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
tumble U چرخش اشفتگی
conrotatory motion U چرخش همسو
molecular rotation U چرخش مولکولی
topspin U چرخش توپ
turn table U میز چرخش
body english U چرخش بی اختیار
trepan U چرخش انحراف
oblique rotation U چرخش مایل
angle of rotation U زاویه چرخش
improper rotation U چرخش نامتعارف
tumbled U چرخش اشفتگی
pivoting U قابل چرخش
kick turn U نیم چرخش
williamson turn U چرخش ویلیامسون
magnetic ritation U چرخش مغناطیسی
turnabout U چرخش به یک طرف
universal U با چرخش ازاد
turning point U نقطه چرخش
helicopter U چرخش در هوا
tumbles U چرخش اشفتگی
upright spin U چرخش ایستاده
concentricity U دقت چرخش
turnabouts U چرخش به یک طرف
upward rotation U چرخش رو به بالا
compass swing U چرخش خط محوری
varimax rotation U چرخش واریماکس
vertical scrolling U چرخش عمودی
rev U چرخش بر دقیقه
helicopters U چرخش در هوا
turning points U نقطه چرخش
spins U چرخش به سرعت
rotational post U شغل در چرخش
rotational speed U سرعت چرخش
disrotatory motion U چرخش ناهمسو
pick and roll U ایجاد سد و چرخش
cyclostat U دستگاه چرخش
proper rotation U چرخش متعارف
stuff U چرخش توپ
revolutions per minute U چرخش بر دقیقه
revs per minute U چرخش بر دقیقه
sidespin U چرخش بیک سو
turn off U محل چرخش
turn-off U محل چرخش
sidespin U چرخش انحرافی
turn-offs U محل چرخش
forward dive U شیرجه رو به اب با چرخش
rotatable U چرخش پذیر
spins U چرخش توپ
spin U چرخش به سرعت
rotation U مقدار چرخش یک شی
spin U چرخش توپ
upturn U چرخش ببالا
gyoradius U شعاع چرخش
radius of gyration U شعاع چرخش
free rotation U چرخش ازاد
revolutions U چرخش دوران
revolution U چرخش دوران
radius of giration U شعاع چرخش
quartimax rotation U چرخش کوارتیماکس
pivot point U مرکز چرخش
pivot ship U ناو چرخش
fractional turn U چرخش کسری
rpm U چرخش بر دقیقه
roll U چرخش گردش
rotational speed U چرخش بر دقیقه
stuffs U چرخش توپ
axis of rotation U محور چرخش
rotation U چرخش دوران
optical rotation U چرخش نوری
wrests U چرخش پیچش
specific rotation U چرخش ویژه
wresting U چرخش پیچش
rolls U چرخش گردش
wrested U چرخش پیچش
wrest U چرخش پیچش
rolled U چرخش گردش
stuffed U چرخش توپ
speed of rotation U چرخش بر دقیقه
twisting U چرخش بدن
chased U پایه چرخش
high spin U چرخش زیاد
chase U پایه چرخش
chases U پایه چرخش
twist U چرخش بدن
orthogonal rotation U چرخش عمودی
chasing U پایه چرخش
twists U چرخش بدن
sidespin U چرخش توپ
number of revolutions U چرخش بر دقیقه
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
pivot U چرخش حول یک محور
full U چرخش با پشتک کامل
spinning U چرخش [گردش] [دوران ]
turning circle U دایره چرخش ناو
type face U نوع چرخش یکان
oblimax rotation U چرخش مایل بیشینه
oblimin rotation U چرخش مایل کمینه
pivoted U چرخش حول یک محور
dorro yoop chagi U ضربه پا به بغل با چرخش
pivots U چرخش حول یک محور
vertigo U دوار سر چرخش بدور
mutarotation U تغییر چرخش نوری
flow process U جریان چرخش کار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com