Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tipster
U
فروشنده اطلاعات در شرطبندی
tipsters
U
فروشنده اطلاعات در شرطبندی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
tout
U
فروشنده اطلاعات شرطبندی
touted
U
فروشنده اطلاعات شرطبندی
touting
U
فروشنده اطلاعات شرطبندی
touts
U
فروشنده اطلاعات شرطبندی
Other Matches
vendor
U
فروشنده کالاهای نظامی طرف فروشنده قرارداد
vendors
U
فروشنده کالاهای نظامی طرف فروشنده قرارداد
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
book making
U
شرطبندی
staking
U
شرطبندی
prices
U
مبلغ شرطبندی
price
U
مبلغ شرطبندی
backing
U
مبلغ شرطبندی
turf accountants
U
متصدی شرطبندی
associative storage
U
یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
morning line
U
امتیاز شرطبندی پیش ازمسابقه
entry
U
شرطبندی روی اسب معین ورود به اب
handicap stake
U
مسابقهای که مبلغ شرطبندی از صاحبان اسبهاست
echo check
U
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
one thousand guineas
U
مسابقه شرطبندی مادیانهای اصیل 3 ساله در انگلستان
dow jones information service
U
سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
attribute
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attributes
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
derived information
U
اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
attributing
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
radar correlation
U
درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
aperture card
U
روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
supplements
U
اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplementing
U
اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplemented
U
اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
two thousands guineas
U
مسابقه شرطبندی بین اسبهای اصیل 3 ساله انگلیسی
supplement
U
اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
winter book
U
تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
trapdoor
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
automatic data processing
U
پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
starting fee
U
مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد
distance vector protocols
U
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
lines
U
رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
line
U
رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
regrade
U
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
connexions
U
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connection
U
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
civilian internee information bureau
U
دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
defense system aquisition
U
سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
chalk
U
مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalks
U
مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalked
U
مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalking
U
مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
help
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helps
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
negative acknowledgement
U
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
windowing
U
1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
salesgirl
U
فروشنده
salesgirls
U
فروشنده
sales clerks
U
فروشنده
salesperson
U
فروشنده
salespersons
U
فروشنده
seller
U
فروشنده
frontsman
U
فروشنده
suppliers
U
فروشنده
salespeople
U
فروشنده
sales clerk
U
فروشنده
shopman
U
فروشنده
dealer
U
فروشنده
vender
U
فروشنده
sales woman
U
فروشنده زن
sales man
U
فروشنده
sellers
U
فروشنده
dealers
U
فروشنده
monger
U
فروشنده
saleswoman
U
زن فروشنده
supplier
U
فروشنده
vendor
U
فروشنده
alienator
U
فروشنده
salesman
U
فروشنده
vendors
U
فروشنده
salesmen
U
فروشنده
bargainer
U
فروشنده
saleswomen
U
زن فروشنده
saleswomen
U
بانوی فروشنده
runner
U
فروشنده سیار
dealers
U
فروشنده معاملات چی
traveling salesman
U
فروشنده سیار
traveling man
U
فروشنده سیار
dealer
U
فروشنده معاملات چی
marginal seller
U
فروشنده نهائی
runners
U
فروشنده سیار
supplier evaluation
U
ارزیابی فروشنده
duopoly
U
در انحصار دو فروشنده
sellers surplus
U
مازاد فروشنده
tallyman
U
فروشنده اقساطی
computer salesman
U
فروشنده کامپیوتر
computer vendor
U
فروشنده کامپیوتر
saleswoman
U
بانوی فروشنده
counter jumper
U
فروشنده دکان
caveat venditor
U
اخطار به فروشنده
sales man
U
فروشنده سیار
salesclerk
U
فروشنده مغازه
seller's option
U
انتخاب فروشنده
seller's option
U
اختیار فروشنده
seller's market
U
بازار فروشنده
bandwidth
U
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
offeror
U
فروشنده عرضه کننده
haberdashers
U
فروشنده لباس مردانه
outfitter
U
فروشنده لوازم شکار
herbalist
U
فروشنده گیاهان طبی
outfitters
U
فروشنده لوازم شکار
ironmonger
U
فروشنده اهن الات
ironmongers
U
فروشنده اهن الات
bottlegger
U
فروشنده مشروب قاچاق
herbalists
U
فروشنده گیاهان طبی
plumassier
U
فروشنده پرهای ارایشی
stationers
U
فروشنده لوازم التحریر
caveat venditor
U
ملتفت بودن فروشنده
hardwareman
U
فروشنده افزارواسباب فلزی
counterbid
U
جواب خریداربه فروشنده
stationer
U
فروشنده لوازم التحریر
herbist
U
فروشنده گیاهان طبی
cutler
U
فروشنده الات برنده
herborist
U
فروشنده گیاهان طبی
aytomobile dealer
U
فروشنده یا دلال اتومبیل
haberdasher
U
فروشنده لباس مردانه
trinketer
U
فروشنده جواهر بدلی
third party vendor
U
فروشنده دسته سوم
supplier at arm's length
U
فروشنده آزاد
[اقتصاد]
ex warehouse
U
تحویل در انبار فروشنده
tipster
U
فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
value added reseller
U
فروشنده تکمیلی دسته دوم
suppliers rating
U
درجه بندی نمودن فروشنده ها
clerks
U
کارمند دفتری فروشنده مغازه
stapler
U
فروشنده پشم وپنبه وامثال ان
clerk
U
کارمند دفتری فروشنده مغازه
corsetiere
U
فروشنده شکم بند زنانه
staplers
U
فروشنده پشم وپنبه وامثال ان
hawkers
U
فروشنده دوره گرد وجار زن
asking price
U
قیمت مورد مطالبهی فروشنده
gold import point
U
طلای خالص به فروشنده میدهد
tipsters
U
فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
hawker
U
فروشنده دوره گرد وجار زن
private treaty
U
معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
drysalter
U
فروشنده مواد شیمیایی وگوشت وترشی
price taker
U
خریدار یا فروشنده جزء گیرنده قیمت
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
vendors
U
کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
represent
U
عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
represents
U
عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
represented
U
عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
vendor
U
کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
del credere
U
ضمانت فروشنده حق العمل کار نسبت به معتبر بودن خریدار
seller's market
U
بازاری که در ان اختیار معامله وتصمیم گیری در دست فروشنده است
caveat venditor
U
یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
right of stoppage in transitu
U
حق امتناع از تسلیم مال التجاره در حال حمل برای فروشنده
tie in sales
U
حالتی که دران فروشنده چند کالا رابصورت مجموعه میفروشد
ex works
U
یک از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را در محل خود به خریدار تحویل میدهد
free on quay
U
قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
ex quay
U
یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
ex ship
U
یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد و درکشتی به خریدارتحویل میدهد
discount register
U
دفتر ثبت تخفیفها و امتیازاتی که از طرف فروشنده به خریدار داده شده است
intelligence process
U
جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
free on rail
U
قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
particular lien
U
حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
free carrier
U
یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
delivered at frontier
U
یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالای موردمعامله را در مرز تعیین شده تحویل میدهد
c.i.f.
U
یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را به هزینه خود و باپرداخت حق بیمه لازم در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
S HTTP
U
سیستمی که خط امنیتی بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده ایجاد تا به کاربران امکان پرداخت قیمت کالاها از طریق اینترنت بدهد
building material dealer
U
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
secure encryption payment protocol
U
سیستمی که یک اتصال امن بین جستجوگرکاربر ووب سایت فروشنده ایجاد میکند تا کاربران بتوانند قیمت کالاها را روی اینترنت بپردازند
disclaimers
U
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
disclaimer
U
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
delivered duty paid
U
یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
STT
U
نشانه تامین اتصال امن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت برای اینترنت میدهد
SEPP
U
سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
imperfect competition
U
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
secure transaction technology
U
سیستم ساخت ماکروسافت برای ایجار اتصال ایمن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت کالاها روی اینترنت میدهد
counterintelligence
U
ضد اطلاعات
data
U
اطلاعات
[pieces of]
information
U
اطلاعات
information
U
اطلاعات
intelligence
U
اطلاعات
witting
U
اطلاعات
kinked demand curve
U
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
compensation trading
U
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
information explosion
U
انفجار اطلاعات
departmental intelligence
U
اطلاعات اداری
secrets
U
اطلاعات سری
secret
U
اطلاعات سری
assistant chief of staff,g (intelligenc
U
معاونت اطلاعات
information center
U
مرکز اطلاعات
communication
U
عبور اطلاعات
filter center
U
مرکزتوزیع اطلاعات
essential elements of information
U
عناصراصلی اطلاعات
information processing
U
پردازش اطلاعات
information retrieval
U
بازیابی اطلاعات
data bank
U
بانک اطلاعات
dissemination
U
پخش اطلاعات
data processing
U
تهیه اطلاعات
data processing
U
پرورش اطلاعات
data processing
U
امایش اطلاعات
information bureau
U
دفتر اطلاعات
defense information
U
اطلاعات دفاعی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com