English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
landing U فرود ژیمناست به زمین
landings U فرود ژیمناست به زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
split lean U پا باز نشسته و تماس سینه ژیمناست با زمین
coffee grinder U حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
coffee grinders U حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
line of fall U خط فرود گلوله به زمین
point of fall U نقطه فرود گلوله به زمین به طور فرضی که با دهانه لوله در یک افق قرار دارد
diversionary landing U فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
ease turn U سرعت چرخش فرود چرخیدن یا دور زدن هواپیمابرای فرود
plunging fire U تیر با زاویه فرود زیاد اتش فرود اینده به جلو و عقب دشمن
bingo U علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
control surface U کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
gymnasts U ژیمناست
gymnast U ژیمناست
full U چرخیدن ژیمناست
leaps U جهش ژیمناست
leap U جهش ژیمناست
fullest U چرخیدن ژیمناست
leaped U جهش ژیمناست
tumblers U ژیمناست زمینی کار
half circle U چرخش نمیدایره ژیمناست
cuts U درو زدن ژیمناست
cut U درو زدن ژیمناست
tumbler U ژیمناست زمینی کار
stag leap U پرش پا باز ژیمناست
straddle vault U پرش پا باز ژیمناست
stutz U عقبگرد جلو ژیمناست
doubled U دوبار چرخش کامل ژیمناست
double U دوبار چرخش کامل ژیمناست
toe stand U ایستادن ژیمناست روی نوک پا
monkey hang U اویزان شدن ژیمناست با یک دست
croup U انتهای خرک نزدیک ژیمناست
doubled up U دوبار چرخش کامل ژیمناست
english hand balance U بالانس ژیمناست روی چوب موازنه
muscle up U بالاکشیدن بکمک نیروی عضلانی ژیمناست
support U تکیه بدن ژیمناست روی دستها
single leg balance U حرکت تعادلی بدن ژیمناست روی یک پا
dismounting U پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
upper arm hang U اویزان شدن ژیمناست روی کتفها
swing half turn U تاب بدن ژیمناست با نیم پیچ
spot U کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
dismount U پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
dismounts U پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
spots U کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
near side U سمت اسباب که ژیمناست بدان نزدیک میشود
chest roll U چرخیدن ژیمناست از حالت ایستاده بروی سینه
swan scale U تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
planche U وضع افقی بدن ژیمناست روی دستها
extending U کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extend U کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
wraparound U چرخش 063 درجهای ژیمناست ازبالای ناحیه ران
dish rag U حالت افقی بدن ژیمناست درامتداد چوب موازنه
extends U کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
mag U ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
mags U ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
stockli U حرکت روی خرک ازانتها به وسط یا بعکس بادایره زدن ژیمناست از پهلو
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok U زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeant U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
covenant runing with land U شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
seat U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seats U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seated U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
tailwater U فرود اب
downstream U فرود اب
drops U فرود
dropping U فرود
land U فرود
splashdown U آب فرود
splashdowns U آب فرود
dropped U فرود
drop U فرود
abseils U فرود
abseiled U فرود
abseil U فرود
line of fall U خط فرود
landings U فرود
landing U فرود
abseiling U فرود
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying U پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone U موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground U زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse U نوعی موشک زمین به زمین
pershing U موشک زمین به زمین پرشینگ
instrument landing U فرود کور
pits U منطقه فرود
pit U منطقه فرود
ditching U فرود اضطراری
landing strip U باند فرود
drop zone U منطقه فرود
plunges U فرود امدن
impact point U نقطه فرود
access point U نقطه فرود
parachut U چتر فرود
forced landing U فرود اجباری
descends U فرود امدن
landing site U پایگاه فرود
alight U فرود امدن
plunged U فرود امدن
plunge U فرود امدن
under carriage U ارابه فرود
undercarriage U ارابه فرود
perching U فرود امدن
perches U فرود امدن
perched U فرود امدن
deck landing aid U کمکهای فرود
soft landing U فرود نرم
strip U باند فرود
descend U فرود امدن
descendeur U صفحه فرود
alights U فرود امدن
landed U فرود امده
alighting U فرود امدن
alighted U فرود امدن
undercarriages U ارابه فرود
run way U محوطه فرود
run way U باند فرود
perch U فرود امدن
night landing U فرود شبانه
application of a force U فرود نیرو
landing angle U زاویه فرود
approaches U مسیر فرود
landing area U منطقه فرود
nosediving U فرود عمودی
nosedives U فرود عمودی
nosedived U فرود عمودی
approach clearance U اجازه فرود
nosedive U فرود عمودی
missed approach U فرود اضطراری
land vi U فرود امدن
missed approach U فرود ناقص
landing gear U ارابه فرود
angle of fall U زاویه فرود
landing light U چراغ فرود
landing hill U تپه فرود
landing spot U نقطه فرود
landing weight U وزن فرود
landing site U محل فرود
approach U مسیر فرود
landing zone U منطقه فرود
landing strips U باند فرود
prelanding U قبل از فرود
approached U مسیر فرود
light or lighted U فرود امدن
biosphere U قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
landing threshold U استانه فرود اب خاکی
landing mat U باند فرود اضطراری
air landing U فرود از راه هوا
air strip U باند فرود یاپرواز
back dive U شیرجه از پشت و فرود با پا
angle of approach U زاویه فرود هواپیما
angle of fall U زاویه فرود گلوله
landing ship dock U اسکله فرود اب خاکی
line of approach U مسیر تقرب یا فرود
service court U محل فرود سرویس
landing signal officer U افسر ارتباط فرود
lodgment area U منطقه استراحت یا فرود در سر پل
overshoots U فرود ناقص هواپیما
final approach U مسیر نهایی فرود
wave off U فرود همراه با سایش
slope of falp U شیب زاویه فرود
final approach U مسیرنهایی فرود هواپیما
maximum landing weight U حداکثر وزن فرود
overshoot U فرود ناقص هواپیما
overshooting U فرود ناقص هواپیما
glide path U مسیر فرود ازاد
forced landing U فرود اجباری هواپیما
belly flop U با شکم فرود آمدن
landing aircraft U هواپیمای در حال فرود
point of application of a force U نقطه فرود نیرو
approach end U ابتدای باند فرود
helipad U سکوی فرود هلیکوپتر
drop zone U منطقه فرود چترباز
approach chart U نقشه مسیر فرود
advanced landing field U پایگاه فرود مقدم
landing U فرود [هواپیما یا موشک]
belly flops U با شکم فرود آمدن
little john U موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com