Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
electronic control
U
فرمان الکترونیکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
Other Matches
solid-state
U
وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
electronic office
U
محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
ctrl break
U
در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
magna charta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna carta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
controlled stick steering
U
دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
sound off
U
فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
ebam
U
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
cybernetics
U
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
electronic element
U
بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
stand fast
U
فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
steering
U
فرمان ماشین سیستم فرمان یا هدایت
paperless
U
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
forward march
U
فرمان قدم رو فرمان پیش
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
guide on me
U
فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
whiter
U
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
whitest
U
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
white
U
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
e mail
U
علامت اختصاری پست الکترونیکی پست الکترونیکی
electrosensitive printer
U
چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی
close ranks
U
فرمان " صفها جمع " فرمان " فاصله جمع "
close interval
U
فرمان " فاصله جمع " فرمان " جمع به جلو "
electro optics
U
وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
guide left
U
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
cancel check firing
U
فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
electronic
U
الکترونیکی
electronic computer
U
کامپیوتر الکترونیکی
electronic beam
U
اشعه ی الکترونیکی
graphics
U
وسیله الکترونیکی
email
[short for electronic mail]
U
پست الکترونیکی
e-mail
[short for electronic mail]
U
پست الکترونیکی
electronic printer
U
چاپگر الکترونیکی
electronic brain
U
مغز الکترونیکی
electronic calculator
U
حسابگر الکترونیکی
snail mail
U
و نه پست الکترونیکی
electronic publishing
U
انتشارات الکترونیکی
electronic pen
U
قلم الکترونیکی
adapter
U
وسیله الکترونیکی
electronic security
U
تامین الکترونیکی
electrical interception
U
رهگیری الکترونیکی
elctron tube
U
لامپ الکترونیکی
electrical communications
U
ارتباطات الکترونیکی
computer
U
ماشین الکترونیکی
electronic music
U
موسیقی الکترونیکی
electronic components
U
اجزاء الکترونیکی
electronic mail
U
پست الکترونیکی
strobe
U
ا ز یک مدار الکترونیکی
electronic deception
U
فریب الکترونیکی
electronic magazine
U
مجله الکترونیکی
electronic element
U
عنصر الکترونیکی
electronic interfrence
U
تداخل الکترونیکی
electronic filling
U
پر کردن الکترونیکی
electronic countermea sures
U
اقدامات ضد الکترونیکی
electronic counter measure
U
جنگهای الکترونیکی
computers
U
ماشین الکترونیکی
electronic control
U
تنظیم الکترونیکی
electronic control
U
کنترل الکترونیکی
electronic counter counter measures
U
اقدامات ضد ضد الکترونیکی
electronic navigation
U
ناوبری الکترونیکی
pos
U
قط ه فروش الکترونیکی
bins
U
بلوک سه بعدی الکترونیکی
electronic fund transfer
U
ارسال الکترونیکی دارائی
electronic modulation
U
مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
electronic data processing
U
پردازش الکترونیکی داده
electronic camputer
U
ماشین حساب الکترونیکی
electronic power supply
U
منبع تغذیه الکترونیکی
eft
U
انتقال الکترونیکی سرمایه
electronic countermea sures
U
پیش گیریهای ضد الکترونیکی
amusement arcade
U
سالن بازیهای الکترونیکی
electronic
U
الکترونیکی مربوط به الکترونیک
bin
U
بلوک سه بعدی الکترونیکی
eft
U
انتقال الکترونیکی دارائی
electronic voltmeter
U
ولت سنج الکترونیکی
integrate electronic component
U
قطعه الکترونیکی مجتمع
edp manager
U
مدیرداده پردازی الکترونیکی
electronic spreadsheet
U
صفحه گسترده الکترونیکی
electrosensitive paper
U
کاغذ حساس الکترونیکی
electronic transfer of data
U
انتقال الکترونیکی اطلاعات
electronic warfare
U
میدان جنگ الکترونیکی
electronically programmable
U
برنامه پذیر به صورت الکترونیکی
industrial electronic computer
U
ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
microsoft
U
برنامهای در ویندوز که پست الکترونیکی
trunk exchange
U
مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
electronic security
U
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
EXOR
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EX OR
video
U
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
videos
U
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
electronic data processing system
U
سیستم پردازش الکترونیکی داده
videoed
U
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
videoing
U
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
OR function
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
gates
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gates
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
responsor
U
دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی
gates
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
electronic navigation
U
هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
replies
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
gate
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
EXNOR
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gates
U
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
facsimile transceiver
U
واحدی برای انتقال و دریافت الکترونیکی
gates
U
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
replied
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
replying
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
reply
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
electronically
U
مراجعه به دستورات بااستفاده از روشهای الکترونیکی
exclusive
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate
U
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate
U
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
NEQ
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع NER
an system
U
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
senses
U
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
sensed
U
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
sense
U
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
balloon reflector
U
بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
gate
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
non equivalence function
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع NEQ
motorola
U
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
chartering
U
فرمان
indocile
U
نا فرمان
handle bar
U
فرمان
for
U
فرمان FOR
hest
U
فرمان
handlebar
U
فرمان
rudder bar
U
فرمان
if
U
فرمان IF
charter
U
فرمان
steering
U
فرمان
chartered
U
فرمان
precepts
U
فرمان
charters
U
فرمان
sanction
U
فرمان
firman
U
فرمان
commission
U
فرمان
commandment
U
فرمان
ordinance
U
فرمان
institutes
U
فرمان
ordinace
U
فرمان
institute
U
فرمان
controls
U
فرمان
ordinances
U
فرمان
controlling
U
فرمان
instituted
U
فرمان
control
U
فرمان
commandments
U
فرمان
mkdir
U
فرمان D
mark time
U
فرمان در جا
rescript
U
فرمان
commissioning
U
فرمان
commissions
U
فرمان
MDs
U
فرمان D
MD
U
فرمان D
precept
U
فرمان
Rd
U
فرمان RD
drives
U
فرمان
drive
U
فرمان
instituting
U
فرمان
sanctioned
U
فرمان
worded
U
فرمان
assize
U
فرمان
word
U
فرمان
bugle call
U
فرمان
by order of
U
فرمان
edict
U
فرمان
at my command
U
به فرمان من
command
U
فرمان
commands
U
فرمان
edicts
U
فرمان
decrees
U
فرمان
decreeing
U
فرمان
sanctioning
U
فرمان
insubordinate
U
نا فرمان
chdir
U
فرمان CD
decreed
U
فرمان
sanctions
U
فرمان
decree
U
فرمان
commanded
U
فرمان
ship will adjust
U
فرمان
pipes
U
فرمان
equipment bay
U
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
newer
U
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
newest
U
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
NAND function
U
مدار الکترونیکی که دارای تابع NAND است
shouts
U
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
shouting
U
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
shouted
U
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
shout
U
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
new-
U
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
proms
U
وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM
new
U
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
proms
U
حاقظه الکترونیکی که داده روی آن ذخیره میشود
prom
U
وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM
prom
U
حاقظه الکترونیکی که داده روی آن ذخیره میشود
amplifier
U
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
technologies
U
قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند
electrically erasable read only memory
U
حافظه الکترونیکی پاک شدنی فقط خواندنی
technology
U
قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند
electroluminescent
U
قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com