Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to lose track
[of]
U
فراموش کنند
[یا دیگر ندانند]
که شخصی
[چیزی]
کجا است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to provoke somebody until a row breaks out
<idiom>
U
کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
multiprocessor
U
تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
noncompatibility
U
دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
multiprocessing system
U
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
When brothers quarrel, only fools believe.
<proverb>
U
برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند.
mode
U
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
modes
U
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
collision detection
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
CSMA CD
U
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
MMU
U
مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
absent-minded
<idiom>
فراموش خیال
slip one's mind
<idiom>
U
فراموش شده
forgetter
U
فراموش کننده
unforgettable
U
فراموش نشدنی
let it lay
<idiom>
U
فراموش کردن
disremember
U
فراموش کردن
the trusty is that i forgot it
U
فراموش کردم
forgot
U
فراموش کرد
freemasons hall
U
فراموش خانه
to fall in to oblivion
U
فراموش شدن
to pass into silence
U
فراموش شدن
It slipped my mind.
U
آن را فراموش کردم.
foregettable
U
فراموش شدنی
haunting
U
فراموش نشدنی
forget
U
فراموش کردن
Forgive and forget.
<proverb>
U
ببخش و فراموش کن.
absent-minded
<idiom>
U
فراموش کار
never to be forgotten
U
فراموش نشدنی
forgets
U
فراموش کردن
forgotten
U
فراموش کرده یا شده
By the way . Incidentally.
U
راستی ( تا فراموش نکردم )
i forgot all about it
U
به کلی فراموش کردم
forget-me-nots
U
گل مرا فراموش مکن
myosote
U
گل مرا فراموش مکن
forget-me-not
U
گل مرا فراموش مکن
lose sight of
<idiom>
U
ندیدن ،فراموش کردن
mouse ear
U
گل مرا فراموش مکن
let bygones be bygones
<idiom>
U
فراموش کردن اتفاقات گذشته
Freemason
U
عضو فراموش خانه فراماسیون
the trusty is that i forgot it
U
حقیقا امراینست که فراموش کردم
please dont forget it
U
خواهش دارم فراموش نکنید
Freemasons
U
عضو فراموش خانه فراماسیون
We should not have lost sight of the fact that ...
U
ما نباید فراموش می کردیم در نظر بگیریم که ..
Have you forgotten our drinks?
U
آیا نوشیدنیهای ما را فراموش کرده اید؟
unlearnt
U
محفوفات را فراموش کردن از یاد بردن
skip it
<idiom>
U
همه چیز را درموردآن فراموش کردن
unlearn
U
محفوفات را فراموش کردن از یاد بردن
unlearns
U
محفوفات را فراموش کردن از یاد بردن
not to lose sight of
U
ملاحظه کردن
[به کسی یا چیزی]
را فراموش نکردن
misremember
U
غلط واشتباه بخاطر اوردن فراموش کردن
companding
U
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
self forgetful
U
نفس خود را فراموش کرده مستغرق در عالم خارج ازخود
red letter
U
مربوط به روزهای تعطیل و اعیاد مخصوص ایام خوشحالی فراموش نشدنی
to lock somebody
[yourself]
out
[of something]
U
در را روی
[خود]
کسی قفل کردن
[و دیگر نتوانند داخل شوند چونکه کلید در آنجا فراموش شده]
post script
U
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
think nothing of something
<idiom>
U
فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
PRI
U
پشتیبانی کنند
they mingle their tears
U
با هم گریه می کنند
he is well spoken of
U
از او تعریف می کنند
he warned them to obey
U
اطاعت کنند
i hear him complain
U
میشنوم که شکایت می کنند
charnel house
U
مردگان راتوده می کنند
compatible
U
با هم درست کار می کنند
they make much noise
U
خیلی صدا می کنند
they make much noise
U
زیاد شلوق می کنند
had it trans ted
U
بدهید ترجمه کنند
My feet hurt.
U
پاهایم درد می کنند.
daisy chain
U
سومین را و... فراخوانی می کنند
Murray code
U
- بیت استفاده می کنند
the trumpets blows
U
شیپورها صدا می کنند
they dispute about nothing
U
درسرهیچ نزاع می کنند
they went to r. themselves
U
رفتند که نامه نویسی کنند
watch pocket
U
جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
fillister
U
رندهای که با ان کنش کاودرست کنند
fire support coordinator
U
هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
Those who agree,raise their hands.
U
موافقین دستهایشان رابلند کنند
screen coordinator
U
هماهنگ کنند پوشش دریایی
the iron interest
U
کسانی که در اهن کار می کنند
they are in full retreat
U
سخت عقب نشینی می کنند
They act after their kind.
جنس خود رفتار می کنند.
knife board
U
میزی که روی ان کاردهاراپاک می کنند
tandems
U
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
ccd
U
که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
Birds of a feather flock together .
<proverb>
U
پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
mouses
U
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
fleas i. doges and cats
U
کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
tandem
U
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
pontoons
U
کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
pontoon
U
کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
collaret
U
یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست می کنند
meat safe
U
قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
mountain dew
U
ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
mud sill
U
پایه تبر پی استوانهای که در گل فرو می کنند
oleomargarine
U
کره تقلیدی که از گوشت گاودرست می کنند
musette
U
اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
nogging
U
اجری که بان فواصلی را پرمی کنند
oast
U
کورهای که رازک را دران خشک می کنند
the police are on his track
U
مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
mealing table
U
صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
koumiss
U
قومیس نوشابهای که تاتارهاازشیرمادیان درست می کنند
human machine interface
U
حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
Providence watches over him.
U
از عالم غیب اورا حفا ظت می کنند
combatable
U
قابل اینکه باان نبردیاضدیت کنند
She is the talk of the town .
U
همه راجع به او ( پشت او ) صحبت می کنند
company grade
U
پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
They fight like cat and dog .
U
باهم مثل سگ وگربه دعوا می کنند
The story goes that …
U
آورده اند که (چنین روایت کنند )…
who are your reference?
U
چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
saw doctor
U
ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
mouse
U
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
tightropes
U
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
numerical
U
داده ذخیره شده کار می کنند
combination
U
مجموعهای از اعداد که یک قفل را باز می کنند
tightrope
U
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
functional
U
مشخصاتی که نتایجی که تولید یک برنامه را معرفی می کنند
rissole
U
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
rissoles
U
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
processes
U
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
priestcraft
U
دکانی که کشیش هاو ملاهادران بازی می کنند
columns
U
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
column
U
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
These trees deprive the house of light .
U
این درختها منز ؟ را نور محروم می کنند
corporal oath
U
سوگندی که بادست زدن بکتاب یاد کنند
pond life
جانوران بی مهره
[که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
departmental LAN
U
چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
Refugees believe Germany is a land of milk and honey.
U
پناهندگان فکر می کنند در آلمان حلوا می دهند.
In a quarrel they do not distribute sweetmeat.
<proverb>
U
توى دعوا یلوا پخش نمى کنند.
pulper
U
اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
Can you get it repaired?
U
آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
times
U
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
The squirrels are storing up nuts for the winter.
U
سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
process
U
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
qualifying shares
U
سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
timed
U
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
message
U
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
messages
U
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
time
U
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
pentarch
U
یکی از پنج تن مردمی که در جایی حکومت کنند
huck aback
U
حولهای پارچه نخ وکتان که گاهی گلداردرست می کنند
mutton chop
U
دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
lachryma christi
U
باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
kago
U
تخت روان سبدی که از تیری اویزان کنند
kirmess
U
جشن وعیدسالیانهای که ........وفریادهای شادی برپامی کنند
database
U
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
generation
U
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
water bed
U
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
live lining
U
ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
This car is assembled in Iran.
U
این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
manil hemp
U
کنف مانیلایی که از ان طناب وبوریا درست می کنند
databases
U
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
oatcake
U
کلوچه ور نیامده که ازارذجودوسردرست می کنند قرص جودوسر
generations
U
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
The surely clean you out in this nightclub .
U
دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
hydropath establishment
U
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydrotherapeutic
U
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
carriages
U
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
carriage
U
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
boat people
U
پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
Olympic Games
U
مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
accross the slope system
U
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
resurection pie
U
کلوچهای که از ریزههای خوراک مانده از پیش درست کنند
an out match
U
مسابقهای که بیرون از زمین بازی خانگی برپا کنند
Atari ST
U
و از پردازنده هایی استفاده می کنند که سازگار با IBM PC نیستند
backplane
U
مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
picalilli
U
ترشی هندی که باسبزی وادویه تند درست می کنند
in house training
U
برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
command sponsored dependent
U
بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
protonotary apostoloc
U
یکی از 21 تن متران هایی که فرمان پاپ را ثبت می کنند
jacamar
U
پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
candle ends
U
باقی مانده هرچیزکه مردم لئیم جمع می کنند
mail application programming interface
U
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
guild hall
U
عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
fritters
U
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
initialled
U
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
pneumatic
U
بافشار گاز وسایلی که با فشارگاز یا هوا کار می کنند
They live abroad for the greater part of the year.
U
آنها بخش بیشتری از سال را در خارج زندگی می کنند.
train headway
U
فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
initials
U
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
analogue
U
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
initialling
U
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
wysiwyg
U
You What Is See WhatYou کلمه پردازهایی که تصاویر صفحهای تولید می کنند
initialing
U
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialed
U
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initial
U
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
transceiver
U
گیرنده و فرستنده که می توانند سیگنال را ارسال و دریافت کنند
fritter
U
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
analogues
U
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
gates
U
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
symmetry ink
U
مرکبی که اثران در روی کاغذتنهاوقتی نمودارمیشودکه ان کاغذراگرم کنند
gate
U
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
analogues
U
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
analogue
U
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
He was engrossed in conversation .
U
فوتبالیستها دارند قبل از بازی خودرا گرم می کنند
operation
U
آزمایش هایی برای برنامه و آمادگی داده را بررسی می کنند
function
U
چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
times
U
زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
fetch
U
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
pos systems
U
فروشگاههای زنجیرهای وسوپرمارکتها که اخیرا " ازسیستمهای POS استفاده می کنند
acronyms
U
حالت خلاصه چندین حرف که کلمهای خوانا را ایجاد می کنند
lyuch law
U
مجازاتی که مردم بدون دادرسی و پیش خود معین می کنند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com