Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
spread
U
فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
spreads
U
فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
thick
U
با فاصله زیاد از دوسطح
thickest
U
با فاصله زیاد از دوسطح
thicker
U
با فاصله زیاد از دوسطح
easily
U
بردن با فاصله زیاد
to space out
U
زیاد فاصله دادن گشادترکردن
It is some distance to the school .
U
تا مدرسه فاصله زیاد است
To keep one s distmce from some one .
U
از کسی فاصله گرفتن ( زیاد صمیمی نشدن )
shim
U
واشر نازکی از جنس فلز بادقت زیاد جهت پر کردن فاصله بین دو قطعه
trafficking
U
تجمع مدافعان
traffics
U
تجمع مدافعان
traffic
U
تجمع مدافعان
trafficked
U
تجمع مدافعان
through pass
U
پاس کوتاه از میان مدافعان
pass rush
U
حمله مدافعان به پاس دهنده
thread the needle
U
پاس دقیق از بین مدافعان
spike past the block
U
ابشار را پشت پای مدافعان کوبیدن
bleeder
U
توپی که از دست مدافعان نزدیک رد میشود
bleeders
U
توپی که از دست مدافعان نزدیک رد میشود
single space
U
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance
U
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
cutback
U
بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
cutbacks
U
بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
point blank range
U
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
branching
U
شاخهای
viminal
U
شاخهای
ramal
U
شاخهای
arborescence
U
حالت شاخهای
plug switch
U
کلید دو شاخهای
switch plug
U
کلید دو شاخهای
branched polymer
U
بسپار شاخهای
interval
U
فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
grapnels
U
قلاب چند شاخهای لنگر
grapnel
U
قلاب چند شاخهای لنگر
space
U
فاصله دادن فاصله داشتن
spaces
U
فاصله دادن فاصله داشتن
kyloe
U
گونهای ازگاوکوچک درکوهستان اسکاتلندکه شاخهای درازدارد
collision parameter
U
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
functioned
U
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
photomagnetism
U
شاخهای از فیزیک که ازرابطه مقناطیس بروشنایی گفتگو میکند
pediatrics or pae
U
شاخهای از علم طب که ازبهداشت و ناخوشیهای کودکان گفتگو میکند
genetics
U
شاخهای از علم زیست شناسی که در باره انتقال وراثت
function
U
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
functions
U
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
alleys
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
roentgenology
U
شاخهای از پرتونگاری که با استفاده از اشعه مجهول امراض رامعالجه میکند
load call
U
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
hematology
U
شاخهای از زیست شناسی که درباره خون ودستگاههای خونساز بحث میکند
endodontics
U
شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
endodontia
U
شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
geostrategy
U
شاخهای از فیزیک سیاسی که در باره علم لشکر کشی بحس میکند
compression ignition
U
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
fawned
U
گوزن
fawns
U
گوزن
roebuck
U
گوزن نر
brocket
U
گوزن نر
fawn
U
گوزن
bucks
U
گوزن نر
buck
U
گوزن نر
red deer
U
گوزن نر
hart
U
گوزن نر
stag
U
گوزن
stags
U
گوزن
if/then/else
U
یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
floristry
U
شاخهای از علم گیاه شناسی توصیفی که درباره تعدادوگروههای گیاهی بحث میکند
holes
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
cervine
U
شبیه گوزن
hind
U
گوزن ماده
cariboo
U
گوزن کانادایی
staggart
U
گوزن نرچهارساله
caribous
U
گوزن کانادایی
buckskin
U
پوست گوزن
caribou
U
گوزن کانادایی
staggard
U
گوزن نرچهارساله
gnus
U
گوزن یالدار
elks
U
گوزن شمالی
she deer
U
گوزن ماده
gnu
U
گوزن یالدار
elk
U
گوزن شمالی
doe
U
گوزن ماده
roe
U
گوزن کوچک
buckskins
U
پوست گوزن
fallow deer
U
گوزن زرد
moose
U
گوزن شمالی
venison
U
گوشت گوزن
deerlet
U
گوزن کوچک
antlers
U
شاخ گوزن
antler
U
شاخ گوزن
deerskin
U
پوست گوزن
roe
U
گوزن ماده
sorrel
U
گوزن نر سه ساله
knobber
U
گوزن نردوساله
bucktail
U
دم غزال یا گوزن نر
close march
U
راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
I didnt get much sleep.
U
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
aerodynamics
U
شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
positive economics
U
شاخهای ازاقتصاد که دران پدیده هاانطوریکه وجود دارند موردبررسی قرارمیگیرند نه انطوریکه باید باشند
muntjak
U
گوزن کوچک اسیا
muntjac
U
گوزن کوچک اسیا
caribou
U
گوزن امریکایی شمالی
pricket sister
U
گوزن ماده دو ساله
doeskin
U
پوست گوزن ماده
deer stalking
U
شکار اهو و گوزن
deer stalker
U
شکارکننده گوزن و اهو
fallow deer
U
گوزن یااهوی کوچک
munjak
U
گوزن کوچک اسیا
caribous
U
گوزن امریکایی شمالی
caribous
U
گوزن امریکای شمالی
hartshorn
U
شاخ گوزن ماده
caribou
U
گوزن امریکای شمالی
cariboo
U
گوزن امریکایی شمالی
gralloch
U
احشای گوزن مرده
pricket
U
گوزن راست شاخ نر دوساله
horned design
U
طرح شاخدار
[یا شاخ گوزن]
deer stalker
U
کلاه ویژه گوزن شکارکن ها
pulka
U
سورتمهای که گوزن انرامی کشد
surroyal
U
انشعاب شاخ گوزن چهارساله
electronics
U
شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
troche
U
قرص مکیدنی شاخ سه شعبه گوزن
chamois
U
چرم بسیارنازک از پوست گوسفند و بز و گوزن
sambur
U
گوزن یال دار بزرگ اسیا
sambar
U
گوزن یال دار بزرگ اسیا
wapiti
U
گوزن سفید و شاخ بلندو بزرگ
troat
U
نعره گوزن نرهنگام مستی یاشهوت
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
overbuild
U
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
electrodynamics
U
شاخهای از علم فیزیک که درباره اثرات جریان برق برمعناطیس یا روی جریانهای الکتریکی دیگر یاروی خودشان بحث میکند
buckhorn
U
استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمیبرند
reindeer
U
گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
bionomics
U
زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
modulo arithmetic
U
شاخهای از ریاضی که از باقی ماندن عدد وقتی بر عدد دیگر تقسیم میشود استفاده میکند
plantable lanceolata
U
استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمی رود
to hold somebody in great respect
U
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
actaeon
U
اکتئون نام شکارگری که بدن لخت دیاناالههء شکار و جنگل را دیدوبشکل گوزن درامد
deep motif
U
نگاره گوزن و غزال
[که در فرش های حیوان دار و باغی ایران، هند و چین بکار می روند.]
surcharge
U
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
U
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
U
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
interval
U
فاصله
hiatus
U
فاصله
ranges
U
فاصله
distances
U
فاصله
lengths
U
فاصله
length
U
فاصله
per saltum
U
بی فاصله
ranged
U
فاصله
tele
U
فاصله
distance
U
فاصله
unremittingly
U
بی فاصله
single space
U
تک فاصله تو هم
range
U
فاصله
space bar
U
فاصله زن
spacing
U
فاصله
intermezzo
U
فاصله
intermittence
U
فاصله
blank character
U
فاصله
equidistant
U
هم فاصله
interregnums
U
فاصله
interregnum
U
فاصله
interregna
U
فاصله
en dash
U
خط فاصله ان
em dash
U
خط فاصله ام
head space
U
فاصله سر
diastema
U
فاصله
blank
U
فاصله
blankest
U
فاصله
clearance
U
فاصله
space
U
جا فاصله
space
U
فاصله
spaces
U
جا فاصله
spaces
U
فاصله
gap
U
فاصله
discontinuance
U
فاصله
gaps
U
فاصله
angular distance
U
فاصله زاویهای
deflationary gap
U
فاصله تنزلی
dead rise
U
فاصله مرده
dutter
U
فاصله ستونها
frequency distance
U
فاصله فرکانس
frequency spacing
U
فاصله فرکانس
space bar
U
فاصله گذار
interlude
U
بادخور فاصله
interstice
U
ترک فاصله
haul distance
U
فاصله حمل
hard space
U
فاصله واصل
subinterval
U
فاصله فرعی
diatessaron
U
فاصله یک چهارم
distance meter
U
فاصله سنج
space condition
U
شرط فاصله
confidence interval
U
فاصله اطمینان
spacing bias
U
پیشقدر فاصله
blank character
U
دخشه فاصله
coherence distance
U
فاصله همدوسی
f. distance or length
U
فاصله کانونی
center distance
U
فاصله مرکزی
center distance
U
فاصله ازمرکز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com