English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 249 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
insubstantial U غیر واقعی
nominal U غیر واقعی
unrealistic U غیر واقعی
unrealistically U غیر واقعی
unreal U غیر واقعی
airy-fairy U غیر واقعی
never-never U غیر واقعی
never-never land U غیر واقعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
field U محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
fielded U محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
fields U محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
concrete U : واقعی
desktop U در یک GUI فضای کاری که نمایش گرافیک از میز کار واقعی ای با نشانههای تلفن
realised U واقعی کردن
realises U واقعی کردن
realising U واقعی کردن
realize U واقعی کردن
realized U واقعی کردن
realizes U واقعی کردن
realizing U واقعی کردن
bear U سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
bears U سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
true U واقعی حقیقی
truer U واقعی حقیقی
truest U واقعی حقیقی
genuine U واقعی حقیقی
hands on U تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
hands-on U تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
veritable U واقعی
abstract جوهرگرفتن از عاری از کیفیات واقعی
abstracting U جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
abstracts U جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
real U واقعی موجود
real U واقعی
real U ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
objective U واقعی
objectives U واقعی
right U واقعی
righted U واقعی
righting U واقعی
incidence U تعلق واقعی مالیات مشمولیت
serf U درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serfs U درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
abstraction U ربایش بیخبری از کیفیات واقعی وفاهری
abstractions U ربایش بیخبری از کیفیات واقعی وفاهری
simulator U برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
simulators U برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
matter of fact U بطور واقعی
matter-of-fact U بطور واقعی
virtual U واقعی
virtual U مشخصات ترمینال ایده آل که به عنوان مدل ترمینال واقعی به کارمی رود
virtual U شبیه سازی محیط دنیای واقعی توسط کامپیوتر
false U ساختگی غیر واقعی
sterling U فاهر وباطن یکی واقعی
tolerance U بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
tolerances U بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
objectively U بطور واقعی یا خارجی
down to earth U حقیقی واقعی
down-to-earth U حقیقی واقعی
literal U واقعی
underrate U چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
underrated U چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
underrates U چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
underrating U چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
overrate U بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated U بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrates U بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrating U بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
undervalue U کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undervalues U کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undervaluing U کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
foreshortening U نمایش خطوط واقعی شکلی بصورت کوچک تر
very U واقعی فعلی
very U واقعی
real time U با همان سرعتی که در جهان واقعی حرکت می کنند.نقاشی متحرک بلا درنگ نیاز به سخت افزار نمایش قادر به نمایش یک ترتیب به صورت ده تصویر مختلف در ثانیه دارد
real time U مدل کامپیوتری یک فرآیند که به هر فرآیند در زمانه مشابه با فرآیند واقعی اجرا میشود
substantive U دارای ماهیت واقعی حقیقی
essential U واقعی
essentials U واقعی
factual U واقعی
factually U واقعی
lifelike U واقعی
veracious U واقعی
actual U واقعی
unreal U غیر واقعی خیالی
true north U شمال واقعی
ideal U مطابق نمونه واقعی
ideals U مطابق نمونه واقعی
life size U اندازه واقعی
life-size U اندازه واقعی
positive U واقعی
practical U واقعی کارازموده
practicals U واقعی کارازموده
absolute altimeter U ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
abstractionism U مکتبی که از کیفیات واقعی هنر دوراست
actual address U نشانی واقعی
actual argument U نشانوند واقعی
actual carrier U موسسه حمل و نقل واقعی
actual cost U هزینه واقعی
actual damage U خسارت واقعی
actual decimal point U نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
actual expenses U مخارج واقعی
actual income U درامد واقعی
actual instruction U دستور العمل واقعی
actual investment U سرمایه گذاری واقعی
real investment U سرمایه گذاری واقعی
actual key U کلید واقعی
actual load U بار واقعی
Other Matches
cambridge equation U نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
pigou effect U اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
architecture proper U معماری بمعنی واقعی کلمه معماری واقعی
The real problem is not whether machines think but whether men do. U مشکل واقعی این نیست که آیا ماشین ها فکر می کنند یا خیر مشکل واقعی این است که آیا انسان فکر می کند یا خیر.
ex post saving U واقعی
true life U واقعی
actuals U واقعی
McCoy U واقعی
card-carrying U واقعی
veridical U واقعی
unfeigned U واقعی
ex post U واقعی
actual saving U پس انداز واقعی
actual self U خود واقعی
actual velocity U سرعت واقعی
actual price U قیمت واقعی
actual loss U زیان واقعی
actual parameter U پارامتر واقعی
actualize واقعی کردن
real sector U بخش واقعی
real storage U انباره واقعی
real value U ارزش واقعی
real wage U مزد واقعی
real address آدرس واقعی
real anxiety U اضطراب واقعی
real capital U سرمایه واقعی
real costs U هزینههای واقعی
real earnings U درامدهای واقعی
real fluid U سیال واقعی
real income U درامد واقعی
real memory U حافظه واقعی
real score U نمره واقعی
true complement U متمم واقعی
true complement U مکمل واقعی
historical costs U هزینه واقعی
incidental expenses U هزینههای واقعی
real numbers U اعداد واقعی
jisen U مبارزه واقعی
true vertical U قائم واقعی
true slump U نشست واقعی
true power U توان واقعی
objective data U دادههای واقعی
objective value U ارزش واقعی
out of pocket expenses U هزینه واقعی
true form U فرم واقعی
real assets U دارائیهای واقعی
real mode U حالت واقعی
put into practice U واقعی کردن
carry ineffect U واقعی کردن
bring inbeing U واقعی کردن
accomplish U واقعی کردن
put into effect U واقعی کردن
bring into being U واقعی کردن
make a reality U واقعی کردن
fulfill [American] U واقعی کردن
actualise [British] U واقعی کردن
execute U واقعی کردن
carry out U واقعی کردن
actualize U واقعی کردن
implement U واقعی کردن
put ineffect U واقعی کردن
carry into effect U واقعی کردن
make something happen U واقعی کردن
put inpractice U واقعی کردن
real will U نظریه اراده واقعی
no par U بدون ارزش واقعی
true meridian U نصف النهار واقعی
real national income U درامد ملی واقعی
real money supply U عرضه واقعی پول
real interest rate U نرخ بهره واقعی
pepper corn rent U اجاره غیر واقعی
pragmatize U واقعی نشان دادن
real balance effect U اثر مانده واقعی
real purchasing power U قدرت خرید واقعی
real rate of interest U نرخ بهره واقعی
in the p sense of the word U بمعنی واقعی کلمه
conductance U مقدار هدایت واقعی
actual velocity of ground water U سرعت واقعی اب زیرزمینی
actual neurosis U روان رنجوری واقعی
inesse U دارای هستی واقعی
index of real wages U شاخص دستمزدهای واقعی
in the clouds <idiom> U دور از زندگی واقعی
home whistle U امتیاز واقعی یا فرضی
real McCoy <idiom> U چیز واقعی واصیل
to look like the real thing U مانند چیزی واقعی بودن
real gross national product U تولید ناخالص ملی واقعی
entitative U واقعی مربوط بوجودخارجی چیزی
undervaluation U تقویم یاارزیابی کمتر ازمیزان واقعی
psych out <idiom> U پیی بردن به انگیزه واقعی (شخص)
over estimate U بیش ازاندازه واقعی بها گذاشتن بر
overcapitalize U بیش ازاندازه واقعی براورد کردن
to put it on U پیش از اندازه واقعی نشان دادن
see things <idiom> U چیزهای غیر واقعی راتصور کردن
underlet U کمتر از ارزش واقعی اجاره دادن
rectification U تصحیح سند بر مبنای قصد واقعی طرفین
It was filmed on location. U صحنه فیلم درمحل واقعی فیلمبرداری شده
that was a quasi war U جنگ واقعی نبود- چیزی مانندجنگ بود
declination U مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
nominal value U قیمت واقعی سهم که روی ان نوشته شده
to overcapitalize a company U سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
characteristic strength U مقاومتی که احتمال عدم حصول واقعی ان ضعیف میباشد
hot test U تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
roman a clef U داستان واقعی که نام شخصیتهای ان بطور ناشناس برده شده
true track U تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
yard marker U خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
yard line U خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
employment gap U مقدار کمبوداشتغال در حالت تعادل تولیدملی نسبت به اشتغال درفرفیت واقعی تولید
lively description U شرح روشن یا واقع نما شرحی که حالت واقعی یااصلی رانشان دهد
presentationism U عقیده باینکه چیزهای واقعی هنگام درک در مغز انسان نمایش داده میشوند
wavetable U حافظه در کارت صوتی که حاوی دستگاه ضبط دستگاههای موسیقی واقعی که اجرا می شوند است
vindictive damages U مقدار غرامتی که دادگاه علاوه بر خسارت واقعی وارد برخواهان از خوانده به منظورتنبیه او وصول میکند
real representative U قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
interactive video U سیستمی که از اتصال کامپیوتری به دیسک خوان اسفاده میکند تا توان پردازش و تصاویر واقعی و متحرک را ایجاد کند
hi res graphics U graphics resolution high تصویر صاف و واقعی روی صفحه نمایش که به وسیله تعداد زیادی سلولهای تصویرتولید میشود
Sophrosyne U وضعیت سالم ذهن توصیف شده با خویشتنداری اعتدال و آگاهی عمیق از نفس حقیقی که به شادی واقعی منجر میشود
inflow ratio U نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
shadow memory U جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
reserve factor U نسبت استحکام واقعی یک سازه به کمترین استحکام لازم برای شرایط موردنظر
shadow page U جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
demand paging U در سیستم ذخیره مجازی انتقال یک صفحه از حافظه به حافظه واقعی به هنگام نیازمندی است
income effect U اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
watt hour meter U کنتور وات ساعت کنتور مصرف واقعی
backdates U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdate U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdated U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdating U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
smiley U فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
antedated cheque U چک به تاریخ مقدم بر تاریخ واقعی صدور
virtual mass U مجموع جرم واقعی و جرم فاهری
edict of emancipation U فرمانی که به تاریخ سوم مارس 1681 به وسیله الکساندر دوم امپراطور روسیه صادر و به موجب ان به "سرفها" یعنی ثلث جمعیت روسیه که فاقدازادی واقعی بودند
nominal scale U شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
constructive fraud U منظورعملی است که به اعتبارقانون خاص عنوان کلاهبرداری بافته و از این نظر از کلاهبرداری واقعی وارادی متمایز است
no par value U بدون ارزش واقعی بی ارزش
true complement U متمم واقعی متمم مبنایی
rug condition U [وضعیت ظاهری و ارزش واقعی فرش که به عوامل مختلفی از جمله اندازه، رنگ، عدم پارگی نخ هاخسارت ناشی از بیدزدگی، نداشتن ریشه تقلبی، ارتفاع پرز مناسب و غیره بستگی دارد.]
paged address مدار منطقی الکترونیک که ترجمه بین آدرس منطقی مربوطه به صفحه کاغذ و آدرس واقعی فیزیکی که مراجعه شده است را بر عهده دارد
real will U مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
quantity theory of money U حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
okuns law U براساس این قانون رابطه نزدیکی بین تغییرات نرخ بیکاری وافزایش تولید واقعی وجوددارد . اوکان نشان میدهد که در امریکا برای کاهش 1درصد نرخ بیکاری تولیدواقعی باید معادل 3درصدافزایش یابد
pilot tunnel U تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
gnp gap U شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com