Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sonnet sequence
U
غزلیات دارای موضوع واحد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
matter of mutual interest
U
موضوع دارای سود دوجانبه
lyries
U
غزلیات
lyrics
U
غزلیات
sonnet sequence
U
غزلیات مرتبط
unipersonal
U
واحد دارای یک افنوم منحصربیک صیغه
quincunx
U
شکلی دارای پنج واحد یا نفش یکجور
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
trey
U
پیشوندیست بمعنی دارای سه قسمت وسه قسمتی وسه تایی وهرسه واحد یکبار
federal reserve system
U
ایالات متحده علیرغم تقسیم به ایالات مختلف دارای پشتوانه ارزی واحد است
queued
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queues
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access
U
فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
queueing
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread
U
این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
red herrings
U
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herring
U
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition
U
موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
power
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
knot
U
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
reverse
U
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses
U
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversing
U
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed
U
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
cpu
U
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
morpheme
U
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
functional unit
U
واحد در حال کار واحد تابعی
circular
U
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars
U
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
knot
U
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
U
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
U
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension
U
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
U
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
U
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
U
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged
U
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
U
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
theme
U
موضوع
subjecting
U
موضوع
proposition
U
موضوع
subjects
U
موضوع
propositioned
U
موضوع
texts
U
موضوع
text
U
موضوع
propositioning
U
موضوع
propositions
U
موضوع
themes
U
موضوع
matters
U
موضوع
subject
U
موضوع
issued
U
موضوع
issue
U
موضوع
head
U
موضوع
plotless
U
بی موضوع
issues
U
موضوع
mattering
U
موضوع
mattered
U
موضوع
matter
U
موضوع
subjected
U
موضوع
point
U
موضوع
objected
U
موضوع
questioned
U
موضوع
indirect objects
U
موضوع
topics
U
موضوع
subject
[topic]
U
موضوع
topic
U
موضوع
subjects
U
موضوع ها
topics
U
موضوع ها
objecting
U
موضوع
objects
U
موضوع
afair
U
موضوع
topic
U
موضوع
object
U
موضوع
themes
U
موضوع ها
direct objects
U
موضوع
criteria
U
موضوع
question
U
موضوع
motifs
U
موضوع
questions
U
موضوع
motif
U
موضوع
end stopped
U
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
U
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
side issues
U
موضوع فرعی
side issue
U
موضوع فرعی
in contestation
U
موضوع بحث
subject
U
شیی موضوع
direct objects
U
موضوع منظره
sign position
U
موضوع علامت
indirect objects
U
موضوع منظره
issue
U
موضوع شماره
sides of the question
U
اطراف موضوع
businesses
U
موضوع تجارت
business
U
موضوع تجارت
grievance
U
موضوع شکایت
fair game
<idiom>
U
موضوع تهاجم
What's behind all this?
U
موضوع چه است؟
monomaniac
U
دیوانه یک موضوع
neither here nor there
<idiom>
U
بیربط به موضوع
universe of discourse
U
موضوع بحث
lemma
U
مقدمه موضوع
a horse of another colour
[different colour]
U
موضوع علیحده
affaire d'honneur
U
موضوع شرافتی
it is a question of money
U
موضوع بسته به
postulating
U
اصل موضوع
postulate
U
اصل موضوع
postulates
U
اصل موضوع
postulated
U
اصل موضوع
objective complement
U
مکمل موضوع
What is it all about ?
U
موضوع چیست ؟
off the track
U
از موضوع پرت
side show
U
موضوع فرعی
What's the matter?
U
موضوع چیه؟
What's wrong?
U
موضوع چه است؟
subjects
U
شیی موضوع
subjecting
U
رعایا موضوع
What's up?
U
موضوع چه است؟
What's on?
U
موضوع چه است؟
at issue
U
موضوع بحث
privity
U
موضوع محرمانه
subjecting
U
شیی موضوع
beside the question
U
خارج از موضوع
What is happening?
U
موضوع چه است؟
What gives?
U
موضوع چه است؟
What's going on?
U
موضوع چه است؟
What is the matter?
U
موضوع چه است؟
in question
U
موضوع بحث
recitations
U
تعریف موضوع
subject of debate
U
موضوع دعوی
subject and predicate
U
موضوع و محمول
matter on hand
U
موضوع بحث
subduce
U
موضوع کردن
recitation
U
تعریف موضوع
subjects
U
رعایا موضوع
decades
U
ده موضوع یا رویداد
not to point
U
بیرون از موضوع
What's cooking?
U
موضوع چه است؟
decade
U
ده موضوع یا رویداد
res ipsa loquitur
U
موضوع گویاست
problem
U
معما موضوع
case
U
موضوع حالت
objecting
U
موضوع منظره
problems
U
معما موضوع
issue
U
موضوع دعوی
issued
U
موضوع شماره
subjected
U
شیی موضوع
issued
U
موضوع دعوی
subject
U
رعایا موضوع
cases
U
موضوع حالت
out of question
U
خارج از موضوع
issues
U
موضوع شماره
objects
U
موضوع منظره
irrelevant
U
خارج از موضوع
subject matter
U
مطلب موضوع
subject matter
U
موضوع اصلی
not to the point
U
خارج از موضوع
objected
U
موضوع منظره
subjected
U
رعایا موضوع
object
U
موضوع منظره
issues
U
موضوع دعوی
subject
U
مبحث موضوع مطالعه
gambits
U
بذله موضوع بحث
name of the game
<idiom>
U
قسمت اصلی یک موضوع
red herring
<idiom>
U
از موضوع اصلی دورکردن
gambit
U
بذله موضوع بحث
permit goods coveredby
U
کالای موضوع پروانه
subjecting
U
مبحث موضوع مطالعه
monographs
U
رساله درباره یک موضوع
monograph
U
رساله درباره یک موضوع
subjects
U
مبحث موضوع مطالعه
subjected
U
مبحث موضوع مطالعه
stick to the point
U
از موضوع خارج نشوید
contested area
U
منطقه موضوع اختلاف
lowdown
<idiom>
U
لپ مطلب ،حقیقت موضوع
at stake
U
نامعلوم موضوع بحث
object of worship
U
موضوع پرستش یاستایش
The topic of our discussion . The subject of our talk (argument).
U
موضوع بحث وصحبت ما
That is beside the point. It is irrelevant ( inconsequential , immaterial ) .
U
ربطی به موضوع ندارد
deviate from the main subject
U
از موضوع خارج شدن
topicality
U
موضوع موردبحث روز
contenting
U
موضوع یک برنامه یا متن
content
U
موضوع یک برنامه یا متن
obiter dictum
U
خارج از موضوع دعوی
it is a question of money
U
موضوع پول است
It dawned on me.
U
بعدش من
[آن موضوع را]
فهمیدم.
there
U
دراین موضوع انجا
plot
U
موضوع اصلی توط ئه
cause
U
موضوع منازع فیه
remind me ofit
U
ان موضوع را بخاطرمن بیاورید
causes
U
موضوع منازع فیه
It deals with ...
U
موضوع در باره ... است.
donnee
U
موضوع داستان یا درام
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com