Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
westernmost
U
غربی ترین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ended
U
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ends
U
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
end
U
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
nethermost
U
پایین ترین زیر ترین
carries
U
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried
U
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carry
U
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carrying
U
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
combat resolution
U
تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
court rug
U
فرش تالاری یا درباری
[این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
occidental
U
غربی
westerly
U
غربی
hesperian
U
غربی
north western
U
شمال غربی
northwestwards
U
روبشمال غربی
westernizes
U
غربی کردن
westernized
U
غربی شدن
westernized
U
غربی کردن
westernize
U
غربی شدن
westernize
U
غربی کردن
westernising
U
غربی شدن
westernising
U
غربی کردن
westernises
U
غربی شدن
westernises
U
غربی کردن
westernised
U
غربی شدن
westernised
U
غربی کردن
wester
U
طوفان غربی
westernizing
U
غربی کردن
westernizing
U
غربی شدن
westerly
U
باد غربی
north-western
U
شمال غربی
northwestern
U
شمال غربی
south-western
U
جنوب غربی
to lie east and west
U
شرقی غربی
westwork
U
بدنه غربی
westernizes
U
غربی شدن
east elevation
U
نمای غربی
southwest
U
بادجنوب غربی
south western
U
جنوب غربی
ind
U
هند غربی
west country whipping
U
بست غربی
wester
U
باد غربی
western hemisphere
U
نیمکره غربی
westernization
U
غربی شدن
Wild West
U
ایالتهای غربی
Western Sahara
U
صحرای غربی
NW
U
شمال غربی
sou'westers
U
جنوب غربی
north westerly
U
شمال غربی
north-westerly
U
شمال غربی
northwestwards
U
بطرف شمال غربی
narthex
U
ایوان غربی کلیسا
libecchio
U
باد جنوب غربی
libeccio
U
باد جنوب غربی
northwester
U
طوفان شمال غربی
northwester
U
باد شمال غربی
first world
U
واقع دراروپای غربی
turk'shead
U
کاکتوس هند غربی
southwesterner
U
اهل جنوب غربی
southwestern
U
واقع در جنوب غربی
atlantic
U
دریای محیط غربی
southwest
U
واقع در جنوب غربی
roaring forties
U
منطقه بادهای غربی
southwestward
U
بسوی جنوب غربی
turk's capcactus
U
کاکتوس هند غربی
southwester
U
باد جنوب غربی
southwestwards
U
بسوی جنوب غربی
westernizing
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernize
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernises
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernised
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernising
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernizes
U
تمدن غربی را پذیرفتن
Western Samoa
U
کشور ساموآی غربی
westernized
U
تمدن غربی را پذیرفتن
jonah crab
U
خرچنگ بزرگ امریکای غربی
piedmont
U
ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
westerns
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
Benin
U
کشور بنین در افریقای غربی
westerners
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
western
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
southwester
U
توفان یا تندباد جنوب غربی
Ivory Coast
U
کرانهی مرکزی و غربی افریقا
westerner
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
harmattan
U
بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
finlander
U
اهل فینلاند ذرشمال غربی روسیه
GI
U
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
GIs
U
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
denier
U
نوعی مسکوک در فرانسه و اروپای غربی
Cornish
U
وابسته به کورنوال درجنوب غربی انگلستان
New World
U
نیمکره غربی یا دنیای جدید امریکا
khowar
U
زبان رایج درشمال غربی پاکستان
troy
U
شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
st helena
U
جزیره سنت هلن درجنوب غربی افریقا
Indian style
U
[سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
granger road
U
راه اهنی که ازایالات غربی غله بارکرده میاورد
Nahavand
U
شهر نهاوند
[در شمال غربی ایران نزدیک همدان]
backmost
U
پس ترین
west lndies
U
جزایر هند غربی واقع بین اتازونی و امریکای جنوبی
lattermost
U
پست ترین
lowermost
U
پایین ترین
proto
U
مهم ترین
hindmost
U
عقب ترین
nethermost
U
پست ترین
downmost
U
پایین ترین
lower most
U
پایین ترین
middlemost
U
میان ترین
least significant
U
کم اهمیت ترین
leftmost
U
سمت چپ ترین
most important
<adj.>
U
مهم ترین
rightmost
U
راست ترین
lattermost
U
عقب ترین
midmost
U
میان ترین
meritorious
U
شایسته ترین
more like;most like
U
شبیه ترین
most significant
U
پراهمیت ترین
arrant
U
بدنام ترین
lowest
U
پایین ترین
eldest
U
مسن ترین
topmost
U
اعلی ترین
best
U
عظیم ترین
foremost
U
پیش ترین
undermost
U
پایین ترین
aftmost
U
عقب ترین
rearmost
U
عقب ترین
driest
U
خشک ترین
drier
U
: خشک ترین
undermost
U
زیر ترین
first and foremost
<adv.>
U
پیش ترین
bottommost
U
پایین ترین
furthest
U
پیشرفته ترین
backmost
U
عقب ترین
rio treaty
U
پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
monroe doctrine
U
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
neap
U
خفیف ترین جزر و مد
best
U
شایسته ترین پیشترین
most significant digit
U
با اهمیت ترین رقم
most significant digit
U
با ارزش ترین رقم
full-backs
U
عقب ترین بازی کن
lsb
U
کم اهمیت ترین بیت
most significant bit
U
با ارزش ترین بیت
ticked
U
سخت ترین مرحله
most significant bit
U
با اهمیت ترین بیت
full-back
U
عقب ترین بازی کن
ticks
U
سخت ترین مرحله
neap tide
U
پائین ترین جزر و مد
tick
U
سخت ترین مرحله
least significant digit
U
کم اهمیت ترین رقم
tenth rate
U
از پایین ترین جنس
tenth rate
U
پایین ترین درجه
aftermost
U
عقب ترین واپسین
royal road
U
اسان ترین راه
top flight
U
اعلی ترین مرتبه
heartstring
U
عمیق ترین احساسات دل
innermost
U
داخلی ترین دراعماق
bottom price
U
پائین ترین قیمت
least significant bit
U
کم اهمیت ترین بیت
next
U
نزدیک ترین پس ازان
eastermost
U
شرقی ترین نقطه
easternmost
U
شرقی ترین نقطه
c
U
سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
albanega
U
[دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
thermosphere
U
خارجی ترین لایه اتمسفر
Put your warmest clothes on .
U
گرم ترین لباسهایت را تن کرد
upmost
U
عالی ترین بالاترین درجه
sternmost
U
عقب ترین قسمت کشتی
troposphere
U
پایین ترین بخش اتمسفر
primitive data type
U
ساده ترین شکل داده
combat resolution
U
پایین ترین رده رزمی
culminant
U
درمرتفع ترین موضع کامل
curtail step
U
پایین ترین پله پلگان
lasted
U
پایین ترین درجه یا مقام
curtal step
U
پایین ترین پله پلگان
lasts
U
پایین ترین درجه یا مقام
lower high water
U
پایین ترین پیشرفت اب دریا
last
U
پایین ترین درجه یا مقام
exosphere
U
خارجی ترین لایه اتمسفر
admiral
U
عالی ترین افسرنیروی دریایی
main battle tank
U
قوی ترین تانک رزمی
fullback
U
جای عقب ترین بازی کن
admirals
U
عالی ترین افسرنیروی دریایی
Common Market
U
بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
western european union
U
ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
bottoms
U
با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
subcutis
U
عمیق ترین قسمت زیر پوست
least upper bound
[lub, LUB]
U
کوچک ترین کران بالا
[ریاضی]
last but not least
<idiom>
U
آخرین موقعیت وپر اهمیت ترین
belly
U
کلفت ترین قسمت قلاب ماهیگیری
This is the easisrt way.
U
این آسان ترین راه است
next of kin
U
نزدیک ترین خویشاوندان منسوب بلافصل
supremum
U
کوچک ترین کران بالا
[ریاضی]
bottom
U
با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
lowest common multiple
[LCM]
U
کوچک ترین مضرب مشترک
[ک.م.م]
[ریاضی]
heart strings
U
عمیق ترین احساسات دل رشته هایاریسمانهای دل
lowest common multiple
U
کوچک ترین مضرب مشترک
[ریاضی]
bellies
U
کلفت ترین قسمت قلاب ماهیگیری
master pick
U
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
master tooth
U
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
least developed countries
U
پائین ترین کشورهای در حال توسعه
skirting armor
U
ضخیم ترین قسمت زره تانک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com