English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fixed factor U عوامل تولید ثابت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cobb doglas production function U ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
fixed factor U عوامل ثابت تولید
Other Matches
elasticity of factor substitution U کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
euler theorem U در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
increasing cost industry U حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
functional distribution of income U توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
declassified cost U هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
constant factors U عوامل ثابت
agents of production U عوامل تولید
factors of production U عوامل تولید
production factors U عوامل تولید
elements of expense U عوامل تولید هزینه
inputs U عوامل تولید منابع
factor earnings U درامد عوامل تولید
factor cost line U خط هزینه عوامل تولید
mobility of factors of production U تحرک عوامل تولید
factor mobility U تحرک عوامل تولید
factor markets U بازارهای عوامل تولید
ceteris paribus U ثابت بودن تمام عوامل دیگر
variable factors U عوامل قابل تغییر تولید
factor payments U پرداختهای عوامل تولید مانند
non specific factors of production U عوامل غیر اختصاصی تولید
neutral technology U تکنولوژی بی طرف در رابطه با عوامل تولید
input output table U این جدول جریان عوامل تولید
fission products U عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
sampled U مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample U مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
functional distribution U توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
fixed production coefficients U ضرایب تولید ثابت
capital intensive goods U کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
external diseconomies U عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
marginal productivity law U قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
static employment U کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
v , series U سری عوامل شیمیایی بی بو وبی رنگ عصبی سری عوامل شیمیایی عصبی
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
static test U ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
fixed capital U سپرده ثابت اموال ثابت یکان
embryophyte U گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
pilot line operation U کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
component U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods U هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
seconds U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
standing orders U دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order U دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
m factors U عوامل ام
effects U عوامل
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
cost fraction U نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
balancing factors U عوامل جبرانی
growth factors U عوامل رشد
demand factors U عوامل تقاضا
excusatory conditions U عوامل رافعه
allocative factors U عوامل تخصیصی
technical data U عوامل فنی
psychological factors U عوامل روانی
variable factors U عوامل متغیر
aerodynamic factors U عوامل ایرودینامیکی
natural agents U عوامل طبیعی
total factor productivity U بازدهی کل عوامل
institutional factors U عوامل نهادی
motivational factors U عوامل محرکه
justificatory conditions U عوامل موجهه
human factor U عوامل انسانی
adverse factors U عوامل نامساعد
elements of expense U عوامل هزینهای
factor demand U تقاضای عوامل
factor price U قیمت عوامل
factor proportion U نسبت عوامل
factor productivity U بازدهی عوامل
complementary factors U عوامل مکمل
oem U شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
cryptovariable U عوامل متغیر رمز
retarding factors U عوامل کند کننده
diseconomies U عوامل زیان اور
factor productivity U بهره دهی عوامل
additional production personnel عوامل دیگر تولد
competitive factors U عوامل محرک رقابت
factor analysis U تجزیه و تحلیل عوامل
market forces U عوامل موثردر بازار
human factors engineering U مهندسی عوامل انسانی
weathering U اثر عوامل جوی
ingredient U داخل شونده عوامل
aiming group U عوامل مثلث گیری
mechanism U عوامل مکانیکی مکانیزم
polygene U عوامل توارثی غیرهمردیف
o technique U تحلیل عوامل زمانی
factor price distortions U انحراف قیمت عوامل
factor price equalization U برابرسازی قیمت عوامل
ingredients U داخل شونده عوامل
mechanisms U عوامل مکانیکی مکانیزم
geopolitics U مطالعه نفوذ عوامل فیزیکی
net factor income from abroad خالص درآمد عوامل از خارج
aerometeorograph U دستگاه نگارش عوامل هواسنجی
matrixes U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
columnar transposition U تغییر مکان دادن عوامل در ستون
map k U ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
self buried U مدفون شده در اثر عوامل طبیعی
unpredictable factors U عوامل غیر قابل پیش بینی
elasticity of factor substitution U وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
mechanical powers U نیروها یا عوامل مکانیکی ماشینهای ساده
shift forward U انتقال به عوامل بعدی حرکت به سمت جلو
group dynamics U مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
standing U ثابت دستورالعمل ثابت
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
bleaching materiel U پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
spermary U غده تولید کننده منی محل تولید منی
eurytopic U دارای قدرت تحمل زیاد نسبت به تغییرات عوامل محیط
danc solution U نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
steady U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
escarpment U پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
sound effects U عوامل صوتی که در رادیو وتلویزیون وفیلم سینمایی وغیره موجب صدامیشود
m factors U عوامل موثر دربازاریابی که عبارتند از :messages ,motives,markets ,moneymerchandise and media
escarpments U پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
mixed capitalism U نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
full U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
physiocracy U حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
gnp gap U شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
half U جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
federal privacy act U قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
fixes U ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fix U ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
lysenkoism U نظریهای که معتقد است عوامل جسمانی وبدنی وشرایط محیط در وراثت موثر است
pile height U ارتفاع پرز [این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
producers burden of tax U بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
elements of weather U عناصر موثر در شرایط جوی عوامل جوی
parataxis U مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
rug condition U [وضعیت ظاهری و ارزش واقعی فرش که به عوامل مختلفی از جمله اندازه، رنگ، عدم پارگی نخ هاخسارت ناشی از بیدزدگی، نداشتن ریشه تقلبی، ارتفاع پرز مناسب و غیره بستگی دارد.]
chemical survey U بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
firm U ثابت
firmer U ثابت
firmest U ثابت
firms U ثابت
solids U ثابت
stationary U ثابت
standstill U ثابت
fix U ثابت
settled U ثابت
solid U ثابت
fixed U ثابت
rugged U ثابت
specifics U ثابت
permanent U ثابت
disputeless U ثابت
fixed bridge U پل ثابت
specific U ثابت
static U ثابت
fiducial U ثابت
loyal U ثابت
steadier U ثابت تر
fixes U ثابت
immovable U ثابت
constants U ثابت
established U ثابت
invariable U ثابت
changeless U ثابت
thetical U ثابت
thetic U ثابت
resolute U ثابت
patting U ثابت
patted U ثابت
pat U ثابت
stable U ثابت
stables U ثابت
pats U ثابت
sustain U ثابت
unswerving <adj.> U ثابت
undeviating <adj.> U ثابت
fixing U ثابت
steadied U ثابت
inalterable U ثابت
incommutable U ثابت
sustains U ثابت
sustained U ثابت
true U ثابت
hard and fast U ثابت
truer U ثابت
truest U ثابت
constant U ثابت
leger or ledger U ثابت
steadies U ثابت
indelible U ثابت
equable U ثابت
steadying U ثابت
pegged U ثابت
steadiest U ثابت
steady U ثابت
unshaken U ثابت
numeric constant U ثابت عددی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com