Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
inverse element
U
عنصر وارون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
circular
U
لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars
U
لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
chain
U
لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
list
U
لیستی که هر عنصر حاوی داده و آدرس عنصر بعدی در لیست باشد
chains
U
لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
atom
U
کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atoms
U
کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
dis-
U
وارون
inverse
U
وارون
highlight
U
وارون
highlighted
U
وارون
highlights
U
وارون
inverting
U
وارون کردن
back splice
U
پیوند وارون
inversions
U
وارون سازی
reversal shift
U
تغییر وارون
quasi inverse
U
شبه وارون
motor transformer
U
تبدیلگر وارون
contrasuggestibility
U
وارون کاری
inverts
U
وارون کردن
inverted engine
U
موتور وارون
inverse function
U
تابع وارون
invert
U
وارون کردن
inversion
U
وارون سازی
additive inverse
U
وارون افزایشی
inverse video
U
تصویر وارون
inverted converter
U
تبدیلگر وارون
inverse
U
تابع وارون
[ریاضی]
conversion transconductance
U
رسانایی متقابل وارون
inverse function
U
تابع وارون
[ریاضی]
invertible matrix
U
ماتریس وارون
[ریاضی]
strephosymbolia
U
وارون بینی چپ و راست
inverted vee engine
U
موتور خورجینی وارون
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
masurium
U
عنصر 34
agent
U
عنصر
isomeric
U
هم عنصر
agents
U
عنصر
elements
U
عنصر
element
U
عنصر
member
U
عنصر
components
U
عنصر
component
U
عنصر
members
U
عنصر
active element
U
عنصر عامل
active element
U
عنصر کنشی
disafected person
U
عنصر نامطلوب
coupling element
U
عنصر پیوست
acid forming element
U
عنصر اسیدساز
active element
U
عنصر فعال
alloying agent
U
عنصر الیاژی
data element
U
عنصر داده
coupling element
U
عنصر اتصال
code element
U
عنصر رمز
delay element
U
عنصر تاخیری
chemical element
U
عنصر شیمیایی
biotic element
U
عنصر زیستی
trace element
U
عنصر کم مقدار
aqueous element
U
عنصر ابی
alloying element
U
عنصر الیاژ
alloying element
U
عنصر الیاژی
electronic element
U
عنصر الکترونیکی
guest element
U
عنصر کم مقدار
shunt element
U
عنصر موازی
signal element
U
عنصر علامتی
start element
U
عنصر شروع
stop element
U
عنصر ایست
symmetry element
U
عنصر تقارن
tactical element
U
عنصر تاکتیکی
thermocouple
U
عنصر حرارتی
threshold element
U
عنصر استانهای
tracer element
U
عنصر ردیاب
transition element
U
عنصر واسطه
wallydraigle
U
سست عنصر
Elementarism
U
عنصر نگری
service element
U
عنصر اداری
processing element
U
عنصر پردازشی
identity element
U
عنصر یکسانی
logic element
U
عنصر منطقی
logic element
U
عنصر لاجیک
weak minded
U
سست عنصر
minor constituent
U
عنصر فرعی
minor constituent
U
عنصر جزئی
nand element
U
عنصر نقیض و
passive element
U
عنصر غیرعامل
picture element
U
عنصر تصویر
primitive element
U
عنصر اولیه
primordial element
U
عنصر ازلی
print element
U
عنصر چاپ
acid forming element
U
عنصر اسیدی
ingredient
U
عنصر سازنده
weaklings
U
سست عنصر
elements
U
عنصر عملیاتی
cryotron
U
عنصر برودتی
weak-kneed
U
سست عنصر
part
U
عنصر اصلی
weak kneed
U
سست عنصر
weakling
U
سست عنصر
ingredients
U
عنصر سازنده
elements
U
عنصر اساس
accommpanying element
U
عنصر همراه
abundant element
U
عنصر فراوان
absorbing element
U
عنصر جذب
abiotic element
U
عنصر نازیوه
titanium
U
عنصر فلزی
abiotic element
U
عنصر بیجان
element
U
عنصر اساس
element
U
عنصر عملیاتی
strontium
U
عنصر سبک دو فرفیتی
exclusive or element
U
عنصر یای انحصاری
fire support element
U
عنصر پشتیبانی اتش
pyrogen
U
عنصر قابل اشتعال
disafected person
U
عنصر غیرقابل اعتماد
heating element
U
المان یا عنصر حرارتی
silicon
U
سیلیسیوم عنصر شش بنیانی
pixel
U
نقطه عنصر تصویری
physical element of crime
U
عنصر مادی جرم
macronutrient
U
عنصر غذایی پر مصرف
mental element of crime
U
عنصر روانی جرم
metal cutting element
U
عنصر براده برداری
micronutrient
U
عنصر غذایی کم مصرف
task element
U
عنصر اجرای عملیات
primordial
U
عنصر نخستین اساسی
active element
U
عنصر عمل کننده
air defense element
U
عنصر پدافند هوایی
asterium
U
عنصر ویژه ستارگان
boron water
U
ابی که عنصر شیمیایی بردارد
two up
U
تک با دو عنصر در جلوو بقیه در عقب
fabric
U
بافته عنصر تار و پود
characteristic
U
اندازه گیری مشخصات یک عنصر
characteristically
U
اندازه گیری مشخصات یک عنصر
fabrics
U
بافته عنصر تار و پود
parametron
U
عنصر با عدم تقارن مغناطیسی
terbium
U
عنصر فلزی کمیاب بعلامت Tb
Gothic Survival
U
[ادامه عنصر سبک گوتیک]
two up
U
ارایش حرکت با دو عنصر درجلو
queues
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
elements
U
یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
jelly bean
U
ادم حساس و بی اراده و سست عنصر
queued
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
element
U
یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
queue
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queueing
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
thallium
U
عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
head
U
اولین عنصر داده در لیست بودن
chip
U
طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
microprocessor
U
واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
transmitter signal element timing
U
زمان گیری عنصر سیگنال فرستنده
chips
U
طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
microprocessors
U
واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
quintessence
U
عنصر پنجم یعنی "اثیر" یا "اتر"
search
U
بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
osmium
U
عنصر فلزی سخت و ابی مایل بسفید
atomic energy
U
تبدیل جرم به نیرو در تبادلات اتمی یک عنصر
searched
U
بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
searches
U
بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
corpus delicti
U
عنصر مادی جرم وعمل خلاف قانون
atoms
U
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
atom
U
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
searchingly
U
بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
ring
U
لیست داده که آخرین عنصر آن به اولین اشاره کند
sequential
U
بررسی میشود تا عنصر مورد نظر بدست آید
charges
U
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
capacitance
U
توانایی یک عنصر برای ذخیره سازی بار الکتریکی
charge
U
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
lifo
U
سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را اول می خواند
capacitor
U
عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند
forward
U
نشانه گری که حاوی آدرس عنصر بعدی لیست است
declarative statement
U
نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر بخصوص را میدهد
forwarded
U
نشانه گری که حاوی آدرس عنصر بعدی لیست است
combinational
U
مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
declarations
U
نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
chaining
U
جستجوی یک عنصر فایل که در لیست زنجیره مرتب شده است
last in first out
U
نوعی سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را در اول می خواند
phosphide
U
ترکیب دو فرفیتی که ازترکیب فسفر با یک عنصر یاریشه بدست اید
declaration
U
نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
bypassed
U
روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypasses
U
روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypass
U
روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassing
U
روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
fet
U
Transistor Effect Field نیمه هادی که به عنوان یک عنصر حافظه بکار برده میشود
typeball
U
یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
standalone
U
ترمینال کامپیوتر با پردازنده و حافظه که مستقیماگ به مودم وصل میشود و بدون اینکه عنصر شبکه یا انشعابی از آن باشد
finder
U
عنصر مرکزی یک محیط عملیاتی و برنامهای که میان سایر چیزها فایلهای ذخیره شده روی دیسک ها رانشان میدهد
voters
U
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voter
U
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
capital stock
U
عنصر مالکیت شرکت که بصورت سهام وگواهی نامه سهام درامده
softy
U
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
gram atom
U
وزن یک عنصر شیمیایی بگرم که معادل وزن اتمی انست
softie
U
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
first in first out
U
صف موقت که در آن اولین عنصر در اولین محل خواندن ذخیره میشود
softies
U
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
wetzel
U
عنصر تصویری که به تصویرروی ترمینال نمایش اضافه شده و دقت نمایش را بهبودمی بخشد
searches
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searchingly
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searched
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
blitter
U
عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
test element
U
دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
chips
U
وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com