English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pyrogen U عنصر قابل اشتعال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
limit of inflammability U حد قابل اشتعال
flammable U قابل اشتعال
combustible U قابل اشتعال
inflammable U قابل اشتعال
piceous U قابل اشتعال
ignitable U قابل اشتعال
inflamable U قابل اشتعال
inflammable substances U مواد قابل اشتعال
inflammables U مواد قابل اشتعال
wildfire U ماده قابل اشتعال
hypergol U مایع قابل اشتعال
fueled U سوخت ماده قابل اشتعال
fuelled U سوخت ماده قابل اشتعال
fuelling U سوخت ماده قابل اشتعال
fuels U سوخت ماده قابل اشتعال
fuel U سوخت ماده قابل اشتعال
benzine U انواع مواد نفتی قابل اشتعال
circulars U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circular U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
xylol U خا نوادهای ازهیدروکربنهای سمی و قابل اشتعال و معطر
xylene U خا نوادهای ازهیدروکربنهای سمی و قابل اشتعال و معطر
nitro U مایع قابل اشتعال مورداستفاده در اتومبیل بصورت خالص یا مخلوط برای نیروی بیشتر
degressive burning U اشتعال طولانی اشتعال تدریجی خرج
typeball U یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
chain U لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
list U لیستی که هر عنصر حاوی داده و آدرس عنصر بعدی در لیست باشد
chains U لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
atoms U کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atom U کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
airlift control element U عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
deflagration U اشتعال
ignition U اشتعال
burning U اشتعال
firing U اشتعال
combustion U اشتعال
ignition point U نقطه اشتعال
aglow U درحال اشتعال
flammable U اشتعال پذیر
ignition charge U خرج اشتعال
igniting point U نقطه اشتعال
ignition U اشتعال احتراق
inflammable U اشتعال پذیر
coal dust firing U اشتعال گردی
ignitability U قابلیت اشتعال
combustibility U قابلیت اشتعال
fire proofing compound U اشتعال کاه
burning train U مسیر اشتعال
firing point U نقطه اشتعال
burning point U نقطه اشتعال
combustion U اشتعال احتراق
inflammability U اشتعال پذیری
lighting U اشتعال نورافکنی
light firing U اشتعال منور
flash point U نقطه اشتعال
flare up U اشتعال ناگهانی
flammability U اشتعال پذیری
light firing U اشتعال نورانی
flammability U قابلیت اشتعال
flaming of arc U اشتعال جرقه
firing voltage U ولتاژ اشتعال
flamboyance U اشتعال لرزشی
fire point U نقطه اشتعال
fire retardant U اشتعال کاه
dead burned U انتهای اشتعال
dead center ignition U نقطه اشتعال
inflammability U قابلیت اشتعال
inflamable U اشتعال پذیر
flamboyancy U اشتعال بالرزش
uninflammable U اشتعال ناپذیر
flamboyancy U اشتعال لرزشی
flamboyance U اشتعال بالرزش
lead in U مدار هادی اشتعال
ignition U اتش گیری اشتعال
lower flammability limit U حد پایینی اشتعال پذیری
upper flammability limit U حد بالایی اشتعال پذیری
flammable liquid U مایع اشتعال پذیر
ignitor U محفظه حامل باروت اشتعال
flash point tester U ازمایش کننده نقطه اشتعال
hypergolic fuel U سوخت خیلی حساس به اشتعال
flareback U اشتعال برخلاف مسیر عادی شعله
component U عنصر
members U عنصر
isomeric U هم عنصر
element U عنصر
agents U عنصر
components U عنصر
member U عنصر
masurium U عنصر 34
elements U عنصر
agent U عنصر
acid forming element U عنصر اسیدساز
minor constituent U عنصر فرعی
service element U عنصر اداری
signal element U عنصر علامتی
ingredients U عنصر سازنده
abiotic element U عنصر بیجان
thermocouple U عنصر حرارتی
alloying agent U عنصر الیاژی
threshold element U عنصر استانهای
minor constituent U عنصر جزئی
picture element U عنصر تصویر
abiotic element U عنصر نازیوه
alloying element U عنصر الیاژی
acid forming element U عنصر اسیدی
shunt element U عنصر موازی
start element U عنصر شروع
active element U عنصر فعال
abundant element U عنصر فراوان
absorbing element U عنصر جذب
aqueous element U عنصر ابی
passive element U عنصر غیرعامل
accommpanying element U عنصر همراه
symmetry element U عنصر تقارن
nand element U عنصر نقیض و
tactical element U عنصر تاکتیکی
active element U عنصر کنشی
active element U عنصر عامل
alloying element U عنصر الیاژ
stop element U عنصر ایست
delay element U عنصر تاخیری
disafected person U عنصر نامطلوب
transition element U عنصر واسطه
weak kneed U سست عنصر
weak-kneed U سست عنصر
titanium U عنصر فلزی
element U عنصر اساس
element U عنصر عملیاتی
elements U عنصر اساس
Elementarism U عنصر نگری
logic element U عنصر لاجیک
logic element U عنصر منطقی
data element U عنصر داده
weakling U سست عنصر
weaklings U سست عنصر
cryotron U عنصر برودتی
wallydraigle U سست عنصر
weak minded U سست عنصر
inverse element U عنصر وارون
coupling element U عنصر پیوست
coupling element U عنصر اتصال
elements U عنصر عملیاتی
primordial element U عنصر ازلی
electronic element U عنصر الکترونیکی
chemical element U عنصر شیمیایی
print element U عنصر چاپ
processing element U عنصر پردازشی
identity element U عنصر یکسانی
trace element U عنصر کم مقدار
ingredient U عنصر سازنده
guest element U عنصر کم مقدار
primitive element U عنصر اولیه
part U عنصر اصلی
tracer element U عنصر ردیاب
code element U عنصر رمز
biotic element U عنصر زیستی
active element U عنصر عمل کننده
mental element of crime U عنصر روانی جرم
fire support element U عنصر پشتیبانی اتش
strontium U عنصر سبک دو فرفیتی
pixel U نقطه عنصر تصویری
disafected person U عنصر غیرقابل اعتماد
exclusive or element U عنصر یای انحصاری
asterium U عنصر ویژه ستارگان
silicon U سیلیسیوم عنصر شش بنیانی
micronutrient U عنصر غذایی کم مصرف
metal cutting element U عنصر براده برداری
physical element of crime U عنصر مادی جرم
macronutrient U عنصر غذایی پر مصرف
heating element U المان یا عنصر حرارتی
air defense element U عنصر پدافند هوایی
task element U عنصر اجرای عملیات
primordial U عنصر نخستین اساسی
characteristically U اندازه گیری مشخصات یک عنصر
two up U تک با دو عنصر در جلوو بقیه در عقب
Gothic Survival U [ادامه عنصر سبک گوتیک]
terbium U عنصر فلزی کمیاب بعلامت Tb
boron water U ابی که عنصر شیمیایی بردارد
two up U ارایش حرکت با دو عنصر درجلو
parametron U عنصر با عدم تقارن مغناطیسی
characteristic U اندازه گیری مشخصات یک عنصر
fabric U بافته عنصر تار و پود
fabrics U بافته عنصر تار و پود
recoverable item U وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end U طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
microprocessors U واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
element U یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
quintessence U عنصر پنجم یعنی "اثیر" یا "اتر"
transmitter signal element timing U زمان گیری عنصر سیگنال فرستنده
elements U یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
thallium U عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
queued U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
microprocessor U واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
queue U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
chip U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
queueing U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
chips U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
head U اولین عنصر داده در لیست بودن
queues U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
jelly bean U ادم حساس و بی اراده و سست عنصر
archival quality U مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com