Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
floating point operation
U
عملیات ممیز شناور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mflops
U
یک میلیون عملیات ممیز شناور در ثانیه یک میلیون عملکرد با ممیزشناور در ثانیه Per Operation FloatingPoint illion
Other Matches
floating point
U
با ممیز شناور
floating point
U
ممیز شناور
floating point number
U
عدد با ممیز شناور
floating point constant
U
ثابت ممیز شناور
floating point representation
U
نمایش با ممیز شناور
floating point rutine
U
روال ممیز شناور
floating point arithmetic
U
حساب ممیز شناور
floating point operation
U
عملکردبا ممیز شناور
floating point
U
ممیز شناور
[ریاضی]
floating point notation
U
نشان گذاری با ممیز شناور
floating point number
U
اعداد ممیز شناور
[ریاضی]
g flops
U
یک بیلیون عملیات ممیز شناوردر یک ثانیه
normalised
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalises
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalising
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalizes
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalize
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
floating base
U
ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
iceberg
U
کوه یخ شناور توده یخ شناور
floated
U
شناور شدن شناور بودن
float
U
شناور شدن شناور بودن
floats
U
شناور شدن شناور بودن
icebergs
U
کوه یخ شناور توده یخ شناور
gulls
U
هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
gull
U
هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
farmgate type operations
U
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer
U
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air
U
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
anticrop operations
U
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air operations
U
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
statement
U
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements
U
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagating
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
U
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
distinguished investigated by the
U
ممیز
discerning
U
ممیز
auditor
U
ممیز
auditors
U
ممیز
verifier
U
ممیز
decimal point
U
ممیز
decimal points
U
ممیز
radix point
U
ممیز
scrutineer
U
ممیز
discriminator
U
ممیز
binary point
U
ممیز
comptroller
U
ممیز
auditor general
U
سر ممیز کل
surveyors
U
ممیز
surveyor
U
ممیز
controller
U
ممیز
controllers
U
ممیز
housekeeping
U
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
fixed point
U
با ممیز ثابت
slashed
U
نشان ممیز
indiscerning
U
غیر ممیز
binary point
U
ممیز دودویی
binary point
U
ممیز دودوئی
slashes
U
نشان ممیز
slash
U
نشان ممیز
fixed point
U
ممیز ثابت
variable point
U
با ممیز متغییر
decimal points
U
ممیز اعشاری
assessor
U
ممیز مالیات
controllers
U
حسابدار ممیز
decimal point
U
ممیز اعشار
decimal point
U
ممیز اعشاری
differentiating filter
U
صافی ممیز
controller
U
حسابدار ممیز
radix point
U
نقطه ممیز
marker variable
U
متغیر ممیز
assumed decimal point
U
ممیز عاریتی
decimal points
U
ممیز اعشار
discerning minor
U
صغیر ممیز
fixed point number
U
عدد با ممیز ثابت
fixed point representation
U
نمایش ممیز ثابت
octal point
U
ممیز هشت هشتی
fixed point operation
U
عملکرد با ممیز ثابت
fixed point arithmetic
U
حساب ممیز ثابت
hexadecimal point
U
ممیز شانزده شانزدهی
indiscerning minor
U
صغیر غیر ممیز
air sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
0.42
[zero point four two]
[zero point forty-two]
[forty-two hundreths]
U
صفر ممیز چهار دو
[ریاضی]
point
U
ممیز
[در کسر اعشاری]
[ریاضی]
actual decimal point
U
نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
fixed point notation
U
نشان گذاری با ممیز ثابت
point
U
نقطه گذاری کردن ممیز
component
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m
U
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
army operations center
U
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
time resolution
U
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit
U
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
floating
U
شناور
floaty
U
شناور
floating fundation
U
پی شناور
nectonic
U
شناور
above water
<adj.>
U
شناور
drift ice
U
یخ شناور
buoyant
U
شناور
bouyant foundation
U
پی شناور
flying bridge
U
پل شناور
free swimming
U
شناور
float
U
شناور
floating bridge
U
پل شناور
pontoons
U
پل شناور
pack ice
U
یخ شناور
ballcock
U
شناور
float bridge
U
پل شناور
floated
U
شناور
on the float
U
شناور
pontoon
U
پل شناور
vessels
U
شناور
afloat
U
شناور
floats
U
شناور
ballcocks
U
شناور
vessel
U
شناور
operation
U
1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
dipped electrode
U
الکترود شناور
life bouy
U
رهنمای شناور
floe
U
تخته یخ شناور
drifting mine
U
مین شناور
vessel
U
یگان شناور
levitative
U
شناور در هوا
immersion heaters
U
اب گرم کن شناور
natatores
U
مرغان شناور
nekton
U
جانور شناور
plunger
U
پیستون شناور
plungers
U
پیستون شناور
pontoon
U
اسکله شناور
antisurface
U
ضد ناوهای شناور
barged
U
تراده شناور
dipping enamel
U
لعاب شناور
immersion heater
U
اب گرم کن شناور
fluxed electrode
U
الکترود شناور
lifebuoys
U
گوی شناور
dipping varnish
U
لاک شناور
lifebuoy
U
گوی شناور
vessels
U
یگان شناور
immersion thermometer
U
دماسنج شناور
pontoons
U
طراده شناور
floating audress
U
نشانی شناور
floating aquatics
U
ابزیان شناور
floater
U
جسم شناور
float well
U
چاه شناور
float valve
U
دریچه شناور
float test
U
ازمون شناور
bays
U
پل رابط در پل شناور
float into position
U
شناور شدن
baying
U
پل رابط در پل شناور
float guage
U
اشل شناور
bayed
U
پل رابط در پل شناور
bay
U
پل رابط در پل شناور
pontoons
U
اسکله شناور
pontoon
U
طراده شناور
swim
U
شناور شدن
floating charactep
U
دخشه شناور
wafts
U
شناور ساختن
wafting
U
شناور ساختن
barge
U
تراده شناور
ice field
U
یخزار یخ شناور
barges
U
تراده شناور
bouyancy pump
U
پمپ شناور
bouyant foundation
U
پایه شناور
boom
U
دستگاه شناور
boomed
U
دستگاه شناور
booming
U
دستگاه شناور
booms
U
دستگاه شناور
carburetor float
U
شناور کاربراتور
floating gyro
U
ژایرو شناور
adrift
U
شناور مهارشده
floating mine
U
مین شناور
floating grid
U
شبکه شناور
floating dock
U
حوض شناور
waft
U
شناور ساختن
wafted
U
شناور ساختن
swims
U
شناور شدن
buoys
U
جسم شناور
buoys
U
رهنمای شناور
submergible pump
U
پمپ شناور
plunger piston
U
پیستون شناور
plunge valve
U
سوپاپ شناور
buoying
U
راهنمای شناور در اب
buoying
U
شناور ساختن
buoying
U
جسم شناور
submersible pump
U
پمپ شناور
buoying
U
رهنمای شناور
buoyed
U
راهنمای شناور در اب
buoys
U
راهنمای شناور در اب
buoys
U
شناور ساختن
pontoon bridge
U
پل شناور قایقی
buoyed
U
جسم شناور
floats
U
شناور شدن
floated
U
شناور بودن
buoyed
U
رهنمای شناور
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com