Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
temporal sign
U
علامت زمانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
slices
U
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slice
U
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
uptime
U
پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند
ppm
U
Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
symbol
U
اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
assembly
U
1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
symbol
U
علامت ترسیمی علامت فرمولی
characters
U
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
character
U
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
bingo
U
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
onetime
U
یک زمانی
eternity
U
بی زمانی
eternities
U
بی زمانی
time sense
U
حس زمانی
monomial
U
یک زمانی
whilom
U
یک زمانی
synchronization
U
هم زمانی
time limits
U
حد زمانی
synchrony
U
هم زمانی
time limit
U
حد زمانی
temporal
U
زمانی
simultaneeity
U
هم زمانی
sometime
U
یک زمانی
timeline
U
خط زمانی
contemporaneousness
U
هم زمانی
on
<prep.>
U
در
[زمانی]
time
U
زمانی موقعی
interval
U
فاصله زمانی
unit of time
U
واحد زمانی
time estimation
U
براورد زمانی
in a short time
U
در اندک زمانی
times
U
زمانی موقعی
time frames
U
چارچوب زمانی
time frame
U
چارچوب زمانی
discrete time
U
با گسستگی زمانی
mechanical time fuze
U
ماسوره زمانی
time fuse
U
ماسوره زمانی
timed
U
زمانی موقعی
lapse
U
فاصله زمانی
lapses
U
فاصله زمانی
lapsing
U
فاصله زمانی
vintage model
U
الگوی زمانی
yore
U
در زمانی بسیاردور
spatiotemporal
U
فضایی و زمانی
time path
U
مسیر زمانی
time preference
U
ترجیح زمانی
time preference
U
رجحان زمانی
time preference
U
ارجحیت زمانی
time priority
U
اولویت زمانی
time priority
U
تقدم زمانی
time quantum
U
ذره زمانی
time interval
U
فاصله زمانی
time horizon
U
افق زمانی
time flutter
U
اختلال زمانی
time jitter
U
اختلال زمانی
time error
U
خطای زمانی
time division multiplexing
U
تسهیم زمانی
time division multiplex
U
تسهیم زمانی
time disorientation
U
گم گشتگی زمانی
time dilation
U
پارادوکس زمانی
time schedule
U
برنامه زمانی
time score
U
نمره زمانی
time constant
U
ثابت زمانی
time base
U
مبدا زمانی
time bar
U
محدودیت زمانی
throughput time
U
اشتراک زمانی
time study
U
بررسی زمانی
temporal maze
U
ماز زمانی
schedule
U
برنامه زمانی
scheduled
U
برنامه زمانی
time series
U
سریهای زمانی
time slice
U
برش زمانی
schedules
U
برنامه زمانی
time table
U
جدول زمانی
time yield
U
تسلیم زمانی
time yield limit
U
حد تسلیم زمانی
timer switch
U
کلید زمانی
timetrend
U
روند زمانی
time fire
U
تیر زمانی
time lag
U
تاخیر زمانی
timetable
U
برنامه زمانی
flashbacks
U
وقفه زمانی
flashback
U
وقفه زمانی
no longer
U
نه دیگر
[زمانی]
no longer
U
نه بیشتر
[زمانی]
timetabled
U
برنامه زمانی
clock paradox
U
پارادکس زمانی
timetables
U
برنامه زمانی
timetabling
U
برنامه زمانی
pressure of time
U
فشار زمانی
time pressure
U
فشار زمانی
time lags
U
فاصله زمانی
lagged
U
تاخیر زمانی
lags
U
تاخیر زمانی
time lag
U
فاصله زمانی
time sharing
U
اشتراک زمانی
time scales
U
مقیاس زمانی
time limits
U
محدودیت زمانی
time limits
U
محدوده زمانی
time limit
U
محدودیت زمانی
time lags
U
تاخیر زمانی
time limit
U
محدوده زمانی
lag
U
تاخیر زمانی
temporal
U
جسمانی زمانی
time scale
U
مقیاس زمانی
When I came in
U
زمانی که من تو آمدم
continuous time
U
با پیوستگی زمانی
timeline
U
تسلسل زمانی
cotidal
U
دارای هم زمانی در طغیان اب
time series data
U
امار سریهای زمانی
timing
U
برنامه ریزی زمانی
time series analysis
U
تحلیل سریهای زمانی
inductive time constant
U
ثابت زمانی القا
vintage model
U
الگوی مقطع زمانی
time sampling
U
نمونه گیری زمانی
chronologic
U
دارای ربط زمانی
synchronised
U
انطباق زمانی داشتن
monsoons
U
باد وباران زمانی
age hardening
U
سخت گردانی زمانی
time lag
U
فاصله زمانی مرده
synchronizes
U
انطباق زمانی داشتن
time fire
U
تیراندازی با گلوله زمانی
tdm
U
تسهیم زمانی ultiplexing
synchronize
U
انطباق زمانی داشتن
synchronising
U
انطباق زمانی داشتن
time lags
U
فاصله زمانی مرده
synchronises
U
انطباق زمانی داشتن
time slicing
U
تقسیم بندی زمانی
since he was in petticoats
U
از زمانی که بچه بود
rate of time preference
U
نرخ برتری زمانی
aging
U
سخت گردانی زمانی
cross sectional data
U
داده ها در یک مقطع زمانی
time division multiplexing
U
انتقال چندتایی زمانی
chronological
U
دارای ربط زمانی
chronological
U
ترتیب زمانی وقوع
serve time
<idiom>
U
زمانی رادرزندان بودن
monsoon
U
باد وباران زمانی
input time constant
U
ثابت زمانی اولیه
distributed lag
U
توزیع فاصله زمانی
high burst
U
تیر زمانی بالا
low time constant
U
ثابت زمانی کوچک
magnetic time relay
U
رله زمانی مغناطیسی
time slicing
U
برش زمانی زدن
o technique
U
تحلیل عوامل زمانی
capacitive time constant
U
ثابت زمانی فرفیت
asynchronous time division multiplexing
U
تسهیم زمانی ناهمگام
time average symmetry
U
تقارن میانگین زمانی
synchronous time division multiplexing
U
تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
time table
U
جدول زمانی ورود و عزیمت
phases
U
دوره زمانی اجرای برنامه
phased
U
دوره زمانی اجرای برنامه
final
U
رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
time constant of an exponential quantity
U
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
time utility
U
بهره گیری از شرایط زمانی
phase
U
دوره زمانی اجرای برنامه
greatuncle
U
زمانی برابر 00852 سال
time out
U
معتبر نبودن پس از یک دوره زمانی
decision lag
U
تاخیر زمانی در تصمیم گیری
chronograph
U
الت سنجش فواصل زمانی
time out of minds
U
زمانی که کسی یاد ندارد
valve duration
U
مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
marginal rate of time preference
U
نرخ نهائی ترجیح زمانی
finals
U
رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
social rate of time preference
U
نرخ ترجیح زمانی اجتماعی
lap chart
U
جدول زمانی برای هر دور
strain age harden
U
سخت کردن کرنشی زمانی
strain age hardening
U
سخت گردانی کرنشی زمانی
airburst ranging
U
تنظیم تیر زمانی بالا
age hardening susceptibility
U
تقبل سخت گردانی زمانی
peak
U
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
time lag
U
زمان تلف شده سکته زمانی
peaking
U
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
outage
U
مدت زمانی که سیستم کار نمیکند
time preference theory of interest
U
نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
time lags
U
زمان تلف شده سکته زمانی
productive
U
مدت زمانی که یک محصولی ساخته میشود
peaks
U
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
outages
U
مدت زمانی که سیستم کار نمیکند
duration
U
مدت زمانی که چیزی سالم می ماند
cripple
U
پرتاب توپ زمانی که حساب 0-3 یا 1-3 است
time
U
خیر زمانی مشخصی ایجاد کند
air hardening
U
سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
times
U
خیر زمانی مشخصی ایجاد کند
phase
U
مدت زمانی که برنامه کامپایل میشود
transients
U
خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد
leases
U
استفاده از قطعه در زمانی و پرداخت قیمت
lease
U
استفاده از قطعه در زمانی و پرداخت قیمت
He was quite a fellow in his day.
U
زمانی برای خودش آدمی بود
timed
U
خیر زمانی مشخصی ایجاد کند
transient
U
خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد
available
U
دوره زمانی ای که در آن سیستم استفاده میشود
crippled
U
پرتاب توپ زمانی که حساب 0-3 یا 1-3 است
cripples
U
پرتاب توپ زمانی که حساب 0-3 یا 1-3 است
crippling
U
پرتاب توپ زمانی که حساب 0-3 یا 1-3 است
mechanical time fuze
U
ماسوره زمانی خودکار یا زمان مکانیکی
phased
U
مدت زمانی که برنامه کامپایل میشود
variable time fuse
U
ماسوره زمانی متغیر VTF:abb
phases
U
مدت زمانی که برنامه کامپایل میشود
run duration
U
مدت زمانی که برنامه اجرا میشود
transient
U
بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com