Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
driving range
U
علامت تعیین کننده فاصله ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
range markers
U
علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
space mark
U
علامت فاصله گذاری
designative
U
اشاره کننده تعیین کننده
determinative
U
تعیین کننده
crucially
U
تعیین کننده
determinant
U
تعیین کننده
crucial
U
تعیین کننده
determinants
U
تعیین کننده
indicating
U
تعیین کننده
parity bit
U
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
crucial experiment
U
ازمایش تعیین کننده
oddsmaker
U
تعیین کننده امتیاز
dream determinant
U
تعیین کننده رویا
form determinant
U
تعیین کننده شکل
rorschach determinant
U
تعیین کننده رورشاخ
electroscope
U
تعیین کننده برق
determinants
U
عامل تعیین کننده
coefficient of determination
U
ضریب تعیین کننده
determinant
U
عامل تعیین کننده
determining tendency
U
گرایش تعیین کننده
rate determining step
U
مرحله تعیین کننده سرعت
authenticator
U
تعیین کننده سیستم نشانی
laser disignator
U
تعیین کننده هدف لیزری
timing disc
U
علامت حک شده روی موتورپیستونی برای کمک به تعیین دقیق وضعیت زاویهای میل لنگ به منظور زمان بندی صحیح کارکرد موتور
advisory signal
علامت یادآوری کننده
logotype
U
علامت متمایز کننده
fault localization apparatus
U
دستگاه تعیین کننده محل خطا
doppler radar
U
رادار تعیین کننده اشیاء ثابت و متحرک
gyroscopes
U
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
air transport allocations board
U
هیئت تعیین کننده سهمیه ترابری هوایی
words of limitation
U
الفاظ تعیین کننده سهم هرکس در سند
gyroscope
U
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
vane
U
علامت بادنما پرده جدا کننده
vanes
U
علامت بادنما پرده جدا کننده
boxman
U
عضو هیئت تعیین کننده محل افتادن توپ
command destruct signal
U
علامت به کار افتادن سیستم تخریب کننده موشک
localizer
U
انتن سمت نما یا تعیین کننده محل هواپیما نسبت به مسیرباند فرود
single space
U
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance
U
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
policy maker
U
سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
point blank range
U
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
pile height
U
ارتفاع پرز
[این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
beach marker
U
علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
cartels
U
اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartel
U
اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
interval
U
فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
marker
U
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
markers
U
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
authentication
U
تعیین نشانی تعیین معرف کردن
spaces
U
فاصله دادن فاصله داشتن
space
U
فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter
U
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
symbol
U
اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
alleys
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
default
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
holing
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
symbol
U
علامت ترسیمی علامت فرمولی
character
U
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters
U
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
close march
U
راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
dosimetry
U
تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
combat resolution
U
تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
locating
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locates
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locate
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
located
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
bingo
U
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
air priorities committee
U
کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
convoy routing
U
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
corrector
U
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
radar locating
U
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
running fix
U
کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
altitude/height hold
U
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
U
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
U
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
U
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling
U
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor
U
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers
U
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer
U
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
gap
U
فاصله
space
U
جا فاصله
space bar
U
فاصله زن
hiatus
U
فاصله
blank
U
فاصله
en dash
U
خط فاصله ان
blankest
U
فاصله
em dash
U
خط فاصله ام
space
U
فاصله
spacing
U
فاصله
gaps
U
فاصله
tele
U
فاصله
unremittingly
U
بی فاصله
intermezzo
U
فاصله
distance
U
فاصله
distances
U
فاصله
clearance
U
فاصله
interval
U
فاصله
equidistant
U
هم فاصله
head space
U
فاصله سر
discontinuance
U
فاصله
per saltum
U
بی فاصله
spaces
U
جا فاصله
length
U
فاصله
lengths
U
فاصله
spaces
U
فاصله
blank character
U
فاصله
single space
U
تک فاصله تو هم
ranges
U
فاصله
ranged
U
فاصله
diastema
U
فاصله
range
U
فاصله
interregnums
U
فاصله
interregnum
U
فاصله
interregna
U
فاصله
intermittence
U
فاصله
homogeneous computer network
U
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonator
U
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators
U
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive
U
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
steam fitter
U
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
makgi boowi
U
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor
U
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptors
U
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere
U
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor
U
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer
U
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
search jammer
U
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
interludes
U
بادخور فاصله
line to line spacing
U
فاصله سطور
intermissions
U
فاصله عود
ignition spark gap
U
فاصله جرقه
mode interval
U
فاصله نما
known distance
U
فاصله معلوم
keyspace
U
فاصله کلیدی
input gap
U
فاصله اولیه
distant
U
فاصله دار
focal distance
U
فاصله کانونی
interlude
U
بادخور فاصله
safe distance
U
فاصله بی خطر
interim
U
فیمابین فاصله
interstice
U
ترک فاصله
intervalometer
U
فاصله سنج
interval confidence
U
فاصله اطمینان
interspace
U
فاصله مدت
light gap
U
فاصله نور
light gap
U
فاصله روشنایی
line spacing
U
فاصله سطرها
line spacing
U
فاصله سطر
line spacing
U
فاصله خطوط
magnet gap
U
فاصله هوایی
infighting
U
نبرد در فاصله کم
intermission
U
فاصله عود
lattice spacing
U
فاصله شبکه
focal length
U
فاصله کانونی
ignition gap
U
فاصله جرقه
range meter
U
فاصله سنج
haul distance
U
فاصله حمل
time lags
U
فاصله زمانی
time out
U
وقفه فاصله
vacations
U
فاصله دو اجلاس
time span
U
فاصله زمان
period
U
فاصله زمان
time period
U
فاصله زمان
period/stretch/lapse of time
U
فاصله زمان
vacation
U
فاصله دو اجلاس
frequency distance
U
فاصله فرکانس
frequency spacing
U
فاصله فرکانس
gulfs
U
فاصله زدوری
spacing
U
فاصله گذاری
spacing
U
فاصله بندی
normal interval
U
فاصله معمولی صف
angular distance
U
فاصله زاویهای
head space
U
فاصله سر تیربار
piston clearnce
U
فاصله پیستون
hard space
U
فاصله واصل
polar distance
U
فاصله قطبی
spaces
U
فاصله مدت
respite _
U
فاصله استراحت
spaces
U
جا فاصله مدت
time lag
U
فاصله زمانی
spaces
U
فاصله گذاشتن
space
U
فاصله مدت
space
U
جا فاصله مدت
space
U
فاصله گذاشتن
gulf
U
فاصله زدوری
space condition
U
حالت فاصله
interval
U
فاصله تاکتیکی
tritone
U
فاصله سه اهنگ
spans
U
فاصله معین
deflationary gap
U
فاصله تنزلی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com