Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
electron transition
U
عبور الکترون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
electron transit time
U
زمان عبور الکترون
Other Matches
wading crossing
U
عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
energy transition
U
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
coelectron
U
هم الکترون
electron
U
الکترون
electron donor
U
الکترون ده
electrons
U
الکترون
negatron
U
الکترون
traces
U
رد الکترون
traced
U
رد الکترون
isoelectronic
U
هم الکترون
trace
U
رد الکترون
electron pair
U
زوج الکترون
odd electron
U
الکترون منفرد
outer shell electron
U
الکترون بیرونی
mass of the electron
U
جرم الکترون
valence electron
U
الکترون فرفیت
nuclear electron
U
الکترون هسته
initiating electron
U
الکترون اغازگر
valence electron
U
الکترون رسانایی
valence electron
U
الکترون والانس
nonbonding electron
U
الکترون ناپیوندی
electron recoil
U
بازگشت الکترون
emission
U
صدور الکترون
emissions
U
صدور الکترون
electron shell
U
پوسته الکترون
charge of the electron
U
بار الکترون
electrophile
U
الکترون دوست
isoelectronic ions
U
یونهای هم الکترون
inner shell electron
U
الکترون درونی
high energy electron
U
الکترون پر انرژی
bound electron
U
الکترون بسته
antibonding electron
U
الکترون ضد پیوندی
free electron
U
الکترون ازاد
free electron
U
الکترون غیرپیوندی
lone electron
U
الکترون تنها
electroneutrality
U
الکترون خنثایی
electron spin
U
تنیدگی الکترون
electron spin
U
اسپین الکترون
electron trajectory
U
مسیر الکترون
conduction electron
U
الکترون رسانش
electron transition
U
انتقال الکترون
electron tube
U
لوله الکترون
conduction electron
U
الکترون رسانایی
electron volt
U
الکترون ولت
concentration of electron
U
چگالی الکترون
electron multiplier
U
افزاینده الکترون
electron emmission
U
انتشار الکترون
electron emitter
U
منبع الکترون
electron emission
U
صدور الکترون
photo electron
U
الکترون نوری
density of electron
U
چگالی الکترون
secondary electron
U
الکترون ثانوی
electron capture
U
الکترون گیراندازی
electron drift
U
رانش الکترون
electron energy
U
کارمایه ی الکترون
photo electron
U
فوتو الکترون
electron energy
U
انرژی الکترون
primary electron
U
الکترون اولیه
electron mass
U
جرم الکترون
electron jump
U
پرش الکترون
electron injector
U
الکترون افکن
electron focusing
U
تمرکز الکترون
electron flow
U
سیلان الکترون ها
electron flow
U
فلوی الکترون
electron exchange
U
تبادل الکترون
electron donor
U
دهنده الکترون
electron distribution
U
پخش الکترون
electron beam
U
اشعه الکترون
electron beam
U
پرتو الکترون
electron beam
U
شعاع الکترون
electron avalanche
U
بهمن الکترون
electron affinity
U
الکترون خواهی
electron acceptor
U
الکترون پذیر
electron charge
U
بار الکترون
electron acceptor
U
پذیرنده الکترون
outer shell electron
U
الکترون رسانایی
electron acceleration
U
شتاب الکترون
electron orbit
U
مسیرگردش الکترون
electron beam
U
باریکه الکترون
electron concentration
U
غلظت الکترون
electronic concentration
U
غلظت الکترون
electron diffraction
U
خمیدگی الکترون
electron conduction
U
هدایت الکترون
electron decay
U
تجزیه الکترون
electron deceleration
U
دیرکرد الکترون
electron decay
U
اضمحلال الکترون
secondary electron emission
U
پیل ثانویه الکترون
supressor grid
U
شبکه الکترون بند
linear accelerator
U
شتابده خطی الکترون
outer shell electron
U
الکترون لایه بیرونی
lone pair electron
U
زوج الکترون ناپیوندی
rest mass of the electron
U
جرم ساکن الکترون
lone pair electron
U
زوج الکترون تنها
delocalized electron
U
الکترون غیر مستقر
free electron model
U
الگوی الکترون ازاد
free electron gas
U
گاز الکترون ازاد
electrophilic addition
U
افزایش الکترون دوستی
electroosmotic effect
U
اثر الکترون اسمزی
electron orbit
U
مدار گردش الکترون
elementary charge
U
بار الکترون
[فیزیک]
electron transfer mechanism
U
مکانیسم انتقال الکترون
electron attachment
U
پیوستگی یا وابستگی الکترون
electron spin resonance
U
رزونانس اسپین الکترون
electron pair
U
زوج الکترون حفره
electron paramagnetic resonance
U
رزونانس پارامغناطیسی الکترون
unpaired electron
U
الکترون جفت نشده
electron pairing
U
زوج شدن الکترون
electron pair bond
U
پیوند زوج الکترون
electron capture detector
U
اشکارساز الکترون گیراندازی
electron charge mass ratio
U
چگالی بار الکترون
electron accelerator
U
شتاب دهنده الکترون
electron gun
U
لوله پرتاب الکترون
electron multiplier
U
فزون ساز الکترون
bonding electron pair
U
زوج الکترون پیوندی
electrophilic reagent
U
واکنشگر الکترون دوست
electron deficient molecules
U
مولکولهای با کمبود الکترون
transmission electron micrograph
U
ریزنگار انتقال الکترون
electrophilic attack
U
حمله الکترون دوستی
electron deceleration
U
کندی حرکت الکترون
electron spin resonance
[ESR]
U
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
picturing
U
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
quasi free electron theory
U
نظریه الکترون شبه ازاد
pictures
U
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictured
U
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
picture
U
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
Electron paramagnetic resonance
[EPR]
U
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
photon
U
تنها یک الکترون تابش شود
electrophilic aromatic substitution
U
استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
electrosensitive
U
چاپ با کاغذ حساس به الکترون
electron withdrawing substituent
U
گروه استخلافی الکترون کشنده
electron releasing substituent
U
گروه استخلافی الکترون دهنده
beam
U
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
beams
U
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
left hand rule for electron flow
U
قاعده چپگرد برای جریان الکترون
right hand rule for electron flow
U
قاعده راست گرد برای جریان الکترون
statcoulomb
[statC]
U
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
franklin
[Fr]
U
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
electrostatic unit of charge
[esu]
U
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
electron beam
U
رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
charges
U
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charge
U
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
beam
U
حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
hall effect
U
شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
photoemission
U
خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
klystron
U
لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
line flyback
U
اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
beams
U
حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
photoemissive
U
مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
inelastic
U
spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
flyback
U
اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
i.e.t.s
U
tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
phosphor
U
اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
EBR
U
ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
antimatter
U
جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
phototude
U
لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
transmission
U
عبور
transmissions
U
عبور
alpha canis majoris
U
عبور
crossing
U
عبور
passage of lines
U
عبور از خط
transmittance
U
عبور
right of way
U
حق عبور
transit
U
عبور
tolls
U
حق عبور
rights of way
U
حق عبور
fording
U
عبور از اب
transmittal
U
عبور
cross-Channel
U
عبور
passage
U
عبور
passage
U
حق عبور
toll
U
حق عبور
transmittancy
U
عبور
passages
U
عبور
passages
U
حق عبور
right of passage
U
حق عبور
road haulage
U
حق عبور
tolling
U
حق عبور
electronics
U
شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
crossing the line
U
عبور از خط استوا
counter sign
U
اسم عبور
pass
U
عبور کردن
crossing area
U
منطقه عبور
crossing the line
U
عبور از استوا
transmittance
U
مقدار عبور
passwords
U
اسم عبور
pass
U
گذر عبور
pass
U
کلمه عبور
transit time
U
مدت عبور
transit traffic
U
عبور ترانزیتی
transmission factor
U
ضریب عبور
transmission grating
U
شبکه عبور
passes
U
کلمه عبور
passes
U
گذر عبور
passes
U
عبور کردن
transit time
U
زمان عبور
passed
U
اجازه عبور
passed
U
کلمه عبور
passed
U
گذر عبور
passed
U
عبور کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com