Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
factor of safety
U
عامل تامین
safety factor
U
عامل تامین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
presentation manager
U
واسط کار به گرافیک تامین شده توسط سیستم عامل OS/2
unix
U
سیستم عامل چند کاربره عمومی سافت AT Tbell Laboraforien برای اجرا روی بیشتر کامپیوترها از PC تامین کامپیوتر و meninframe بزرگ
Other Matches
garnishee
U
کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
remands
U
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanding
U
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanded
U
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
garnishment
U
تامین خواسته حکم تامین مدعابه
remand
U
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
cyanogen agent
U
عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
close in security
U
برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
reserved character
U
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator
U
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
communication security monitoring
U
کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
capital intensive goods
U
کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand
U
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shells
U
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell
U
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling
U
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
communication security account
U
میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
piggyback
U
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
class a agent officer
U
افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
blood agent
U
عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
piggybacks
U
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
EXE file
U
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
MS DOS
U
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
securement
U
تامین
security
U
تامین
hedging
U
تامین
safety
U
تامین
safety limit
U
حد تامین
covers
U
تامین
coverings
U
تامین
water supply
U
تامین اب
cover
U
تامین
water supplies
U
تامین اب
securing
U
تامین
secure
U
تامین کردن
secure
U
درامان تامین
physical security
U
تامین تاسیسات
collective security
U
تامین اجتماعی
troop safety
U
تامین عده ها
transmission security
U
تامین مخابره
signal security
U
تامین مخابراتی
internal security
U
تامین داخلی
electronic security
U
تامین الکترونیکی
communication security
U
تامین مخابراتی
transmission security
U
تامین ارسال
chemical security
U
تامین شیمیایی
buffer stock
U
تامین ذخیره
secure
U
تامین شده
the rule of law
U
تامین قضایی
cover
U
تامین کردن
protection
U
تامین نامه
procurement
U
تامین اماد
guarantees
U
تامین کردن
coverings
U
تامین کردن
guaranteed
U
تامین کردن
cryptosecurity
U
تامین رمز
take care of
U
تامین کردن
guarantee
U
تامین کردن
supply port
U
درگاه تامین
covers
U
تامین کردن
secures
U
تامین شده
secures
U
تامین کردن
the rule of law
U
تامین قانونی
preservation of evidence
U
تامین دلیل
social security
U
تامین اجتماعی
local security
U
تامین محلی
give security for
U
تامین کردن
safety stakes
U
دستکهای تامین
safety factor
U
ضریب تامین
insuring
U
تامین کردن
insures
U
تامین کردن
insecurity
U
عدم تامین
financiers
U
تامین اعتبارکننده
financier
U
تامین اعتبارکننده
buffer zones
U
منطقه تامین
buffer zone
U
منطقه تامین
security
U
تامین مصونیت
quia timet
U
حکم تامین
secures
U
درامان تامین
funding
U
تامین وجه
safety diagram
U
دیاگرام تامین
supplied
U
تامین کردن
ensures
U
تامین کردن
appropriation reimbur sement
U
تامین اعتبار
provisioning
U
تامین ذخیره
area security
U
تامین منطقه
ensure
U
تامین کردن
fulfill
U
تامین کردن
supplying
U
تامین کردن
ensured
U
تامین کردن
ensuring
U
تامین کردن
supply
U
تامین کردن
committment
U
تامین اعتبار
security for cost
U
تامین هزینه دادرسی
unemployment fund
U
صندوق تامین بیکاری
safety card
U
کارت تامین اتشبار
collective security
U
تامین دسته جمعی
appropriation reimbur sement
U
تامین سپرده یاوثیقه
supply company
U
شرکت تامین کننده
area security
U
تامین منطقه عملیات
tucker
U
تامین غذا کردن
ups
U
تامین برق بی وقفه
rear area security
U
تامین منطقه عقب
security for costs
U
تامین هزینه دعوی
transmission security
U
تامین ارسال پیام
to feather ones nest
U
تامین اتیه کردن
safety
U
برقرار کردن تامین
deficit financing
U
تامین کسر بودجه
power supply
U
تامین کننده برق
social security act
U
قانون تامین اجتماعی
financed
U
تامین هزینه پولی
finance
U
تامین هزینه پولی
angle of safety
U
زاویه تامین گلوله
social security system
U
نظام تامین اجتماعی
social security program
U
برنامه تامین اجتماعی
communication security
U
برقراری تامین مخابراتی
social security organization
U
سازمان تامین اجتماعی
finances
U
تامین هزینه پولی
continuing appropriation
U
مداومت تامین اعتبار
guaranteed
U
تامین تضمین کردن
self protection
U
برقراری تامین از خود
continuing appropriation
U
تامین اعتبار پیوسته
safety officer
U
افسر تامین یکان
bombline
U
خط تامین پرتاب بمب
pacification
U
تامین ثبات داخلی
financing
U
تامین هزینه پولی
system maintenance
U
تامین و نگهداری سیستم
social security benefits
U
منافع تامین اجتماعی
make up a deficit
U
تامین کردن کسری
water supply to navigation
U
تامین اب کانال کشتیرانی
secure
U
تامین کردن هدف
secures
U
مطمئن تامین کردن
guarantee
U
تامین تضمین کردن
secure
U
مطمئن تامین کردن
guarantees
U
تامین تضمین کردن
victual
U
خواربار تامین کردن
emanitions security
U
تامین ضد استراق سمع تامین استراق سمع
finance company
U
شرکت تامین مالی
elevation of security
U
زیاد کردن تامین
secures
U
تامین کردن هدف
levy a sum on a person's property
U
تامین خواسته کردن
to ensure something
U
تامین کردن
[چیزی]
elegit
U
حکم تامین مدعی به
coverings
U
تامین زیان و خسارات بیمه
safeguards
U
تامین کردن امن نگهداشتن
safeguarding
U
قفل حفافتی یا تامین دار
covers
U
تامین زیان و خسارات بیمه
cover
U
تامین زیان و خسارات بیمه
protect a bill
U
وجه براتی را تامین کردن
stability operations
U
عملیات تامین ثبات داخلی
environmental security
U
تامین محیطی و فیزیکی منطقه
safeguards
U
قفل حفافتی یا تامین دار
social security tax
U
مالیات سیستم تامین اجتماعی
safeguard
U
تامین کردن امن نگهداشتن
social security contributions
U
پرداختی بابت تامین اجتماعی
safeguarding
U
تامین کردن امن نگهداشتن
safeguard
U
قفل حفافتی یا تامین دار
safeguarded
U
قفل حفافتی یا تامین دار
safeguarded
U
تامین کردن امن نگهداشتن
communication security custodian
U
مسئول وسایل تامین مخابراتی
user supplied
U
تامین شده توسط کاربر
garnisher
U
تامین کننده خواسته یامدعابه
degree of protection
U
میزان تامین درجه حفافت
safety card
U
کارت تامین جنگ افزار
supplied
U
تامین موجودی عرضه نمودن
supplied
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
report generator
U
برای تامین گزارش کامل
replevy
U
بادادن تامین ازتوقیف دراوردن
supply
U
تامین موجودی عرضه نمودن
supplying
U
تامین موجودی عرضه نمودن
supplying
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
quia timet
U
قرار تامین دستور موقت
force development
U
برنامه تامین یا بسیج یکانها
to safeguard
[against]
U
تامین کردن
[علیه]
[در برابر]
provides
U
میسر ساختن تامین کردن
troop program
U
برنامه تامین عدههای نظامی
services
U
1-توابع تامین شده در یک قطعه . 2-
uniterruptable power supply
U
سیستم تامین برق بی وقفه
provide
U
میسر ساختن تامین کردن
supplying
U
تامین چیزی که مورد نیاز است .
pre empt
U
از پیش برای خود تامین کردن
podded
U
دارای زندگی اسوده یا تامین شده
supply
U
تامین چیزی که مورد نیاز است .
supplied
U
تامین چیزی که مورد نیاز است .
privacy
U
جداسازی مبادله پیام برای تامین
social security wealth
U
ثروت ناشی از نظام تامین اجتماعی
social security
U
بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
deficit financing
U
تامین مالی از راه کسر بودجه
short covering
U
خرید سهم برای تامین فروشهای سلف
to be insured under the social security scheme
[system]
U
بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
microsoft
U
ه شده توسط ماکروسافت برای تامین اطلاعات
America Online
U
بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
social security payroll tax
U
مالیات مزد و حقوق برای تامین اجتماعی
ways and means
U
طرق و وسایل انجام چیزی تامین معاش
to be covered by social security
U
بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
to have social security coverage
U
بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
to secure a debtby a mortagage
U
با گرفتن گرو بستانکاری خودرا ازدیگران تامین کردن
redundancy
U
تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
redundancies
U
تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com