Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
long
U
طی مسافت زیاد توپ
long-
U
طی مسافت زیاد توپ
longed
U
طی مسافت زیاد توپ
longer
U
طی مسافت زیاد توپ
longest
U
طی مسافت زیاد توپ
longs
U
طی مسافت زیاد توپ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
distantly
U
دور به مسافت زیاد
long distance
U
دارای مسافت زیاد
long-distance
U
دارای مسافت زیاد
Other Matches
photo distance
U
مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
time distance
U
مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین
scattering mean free path
U
مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free for scattering
U
مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free path for attenuation
U
مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
range scale
U
طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
attenuation mean free path
U
مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
short international
U
مسابقهای که هر تیرانداز 03تیر از مسافت 05 متر و 03تیر از مسافت 53 متر و 03تیر از مسافت 52 متر با تیرو کمان می اندازد
range section
U
قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
range component
U
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
windsor round
U
مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری و 63تیر از مسافت 05 متری و63 تیر از 04 متری با کمان
vehicle stopping distance
U
مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
road distance
U
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
coincidence range finder
U
مسافت یاب دوشاخهای مسافت یاب انطباقی
mean free path absorption
U
مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
absorption mean free path
U
مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
load call
U
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
U
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
telemetering
U
ارزیابی کردن موشکها مسافت سنجی کردن مسافت سنجی
I didnt get much sleep.
U
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
sofar
U
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
overbuild
U
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect
U
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
distance
U
مسافت
short range
U
کم مسافت
short-range
U
کم مسافت
distances
U
مسافت
ranged
U
مسافت
length
U
مسافت
lengths
U
مسافت
range
U
مسافت
ranges
U
مسافت
telemeter
U
مسافت سنج
range determination
U
تخمین مسافت
telephone
U
در یک مسافت طولانی
range drum
U
طبله مسافت
telephoned
U
در یک مسافت طولانی
telephoning
U
در یک مسافت طولانی
proximity fuze
U
از مسافت دور
metrograph
U
مسافت سنج
sight distance
U
مسافت دید
racing course
U
مسافت مسابقه
odometer
U
مسافت سنج
odometry
U
مسافت پیمایی
telephones
U
در یک مسافت طولانی
supporting distance
U
مسافت پشتیبانی
taximeter
U
مسافت سنج
range determination
U
تعیین مسافت
range sensing
U
تخمین مسافت
known distance
U
مسافت معلوم
viameter
U
مسافت پیما
trochometer
U
مسافت پیما
odograph
U
مسافت سنج
range adjustment
U
تنظیم مسافت
close range
U
مسافت نزدیک
plotting scale
U
خط کش مسافت یاب
air distance
U
مسافت هوایی
hauls
U
مسافت حمل
burst range
U
مسافت ترکش
jacob's staff
U
مسافت سنج
rangefinders
U
مسافت یاب
intervalometer
U
مسافت سنج
range finding
U
مسافت یابی
blooming train
U
مسافت نورد
range indicator
U
شاخص مسافت
range indicator
U
طبله مسافت
range finder
U
مسافت یاب
range indicator
U
مقیاس مسافت
hauling
U
مسافت حمل
test course
U
مسافت ازمایش
training distance
U
مسافت تمرین
range scale
U
طبله مسافت
ranging
U
مسافت یابی
haul
U
مسافت حمل
range calibration
U
تنظیم مسافت
hauled
U
مسافت حمل
telemetry
U
مسافت سنجی
equidistance
U
مسافت مساوی
ranging
U
مسافت یابی کردن
eying
U
دیدخوب با تشخیص مسافت
telephone modal distance
U
مسافت مکالمه تلفنی
taximeter
U
مسافت نمای تاکسی
telemetry
U
مسافت سنجی رادیویی
mile
U
مقیاس سنجش مسافت
miles
U
مقیاس سنجش مسافت
leader's rule
U
تعیین مسافت امن
long-distance
U
دارای مسافت دور
eyes
U
دیدخوب با تشخیص مسافت
long haul
<idiom>
U
مسافت دراز یا سفرکردن
spots
U
مسافت یابی کردن
telemeter
U
دورسنج مسافت سنج
tachymeter
U
دوربین مسافت یاب
flash ranging
U
مسافت یابی نوری
torpedo run
U
مسافت طی شده اژدر
long distance
U
دارای مسافت دور
flights shooting
U
مسابقه مسافت نه هدف
eye
U
دیدخوب با تشخیص مسافت
tachometric sight
U
دوربین مسافت سنج
tachometric sight
U
دوربین مسافت یاب
tachometer
U
کیلومترشمار مسافت سنج
limit
U
مسافت یا مدت مسابقه
eyeing
U
دیدخوب با تشخیص مسافت
spot
U
مسافت یابی کردن
macrometer
U
مسافت یاب نوری
range finder
U
مسافت سنج دریایی
range disk
U
میز تصحیح مسافت
measuring magnifier
U
مسافت یاب دقیق
measurer whell
U
چرخ مسافت سنج
mean free path
U
مسافت ازاد میانگین
macrometer
U
دوربین مسافت سنج
ranging pole
U
شاخصهای مسافت یابی
range rake
U
الیداد مسافت سنج
range spotting
U
تخمین مسافت کردن
range table
U
جدول مسافت توپ
range board
U
میز تنظیم مسافت
long distance supply
U
تغذیه مسافت دور
mean free path
U
مسافت ازاد متوسط
range finding
U
تخمین مسافت کردن
equidistant
U
دارای مسافت مساوی
sound ranging
U
مسافت یابی صوتی
range keeper
U
محاسب مسافت توپ
leg
U
مسافت طی شده قایق در یک دور
course
U
مسیر رفت و برگشت مسافت
courses
U
مسیر رفت و برگشت مسافت
arming range
U
مسافت مسلح شدن گلوله
band
U
را یک مسافت کوتاه ارسال میکند
legs
U
مسافت طی شده قایق در یک دور
range drum
U
طبله بستن مسافت به توپ
bands
U
را یک مسافت کوتاه ارسال میکند
weaving distance
U
طول تلاقی مسافت همبری
repeat range
U
با همین مسافت تیراندازی کنید
marathon
U
دو ماراتون به مسافت 09124 متر
coincidence adjustment
U
تعیین مسافت به وسیله انطباق
To cover (traverse)long distances.
U
مسافت زیادی راطی کردن
fetch
U
مسافت طی شده با وجود بادنامساعد
air distance
U
مسافت طی شده به وسیله هواپیما
fetched
U
مسافت طی شده با وجود بادنامساعد
safe distance
U
مسافت امن اطراف مین
fetches
U
مسافت طی شده با وجود بادنامساعد
coursed
U
مسیر رفت و برگشت مسافت
loran
U
رادار مسافت سنج دریایی
marathons
U
دو ماراتون به مسافت 09124 متر
measuring magnifier
U
مسافت یاب مخصوص فواصل کم
metropolitan area network
U
شبکه گسترده در مسافت محدود.
mileage
U
مسافت طی شده به وسیله خودرو
overtaking sight distance
U
مسافت دید برای سبقت گرفتن
make time
<idiom>
U
بیشترین مسافت را درکمترین وقت رفتن
mpg
U
مخفف مسافت طی شده با یک گالن بنزین
baseball throw
U
مسابقه پرتاب توپ از لحاظ مسافت
target range
U
مسافت هدف میدان تیر مشقی
short course
U
مسابقه شنا به مسافت 52 وحداکثر 05 متر
speeding
U
مسافت طی شده تقسیم بر زمان حرکت
speeds
U
مسافت طی شده تقسیم بر زمان حرکت
speed
U
مسافت طی شده تقسیم بر زمان حرکت
range marker
U
شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
speedograph
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
black box
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
vista
U
منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
phoning
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
vistas
U
منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
range calibration
U
تعیین دقت مسافت تنظیم برد سلاح
flash ranging location
U
تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری
phone
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phoned
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phones
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
shorter
U
مودم ارسال داده روی مسافت کوتاه
tachograph
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
winning post
U
تیری که پایان مسافت دور را نشان میدهد
short
U
مودم ارسال داده روی مسافت کوتاه
range sensing
U
تخمین زدن برد مسافت یابی کردن
airline
U
کوتاهترین مسافت بین دو نقطهی کرهی زمین
airlines
U
کوتاهترین مسافت بین دو نقطهی کرهی زمین
shortest
U
مودم ارسال داده روی مسافت کوتاه
surcharge
U
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
U
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
telesthesia
U
احساس چیزی از مسافت دوربدون دخالت حواس پنجگانه
facing distance
U
مسافت بین نفرات در صف برای سهولت چرخش به اطراف
mileage on departure
[arrival]
U
اندازه مسافت طی شده در زمان حرکت
[ورود]
خودرو
Targa
U
بیتی . 2-آداپتور گرافیکی با renolation بالا مسافت Truevision
Is mileage included?
U
آیا شامل مایل مسافت پیموده شده هم میشود؟
glide ratio
U
نسبت مسافت طی شده به هرپای فرود با هواپیمای بی موتور
components
U
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
component
U
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
high speed
U
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
velocity gradiant
U
میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
infinity
U
مسافت شی از دید شخصی که اشعههای نور از شی موازی دیده می شوند.
gaps
U
مسافت بین نوک هدف وصفحه نشانه از نظر کمانگیر
sextant
U
وسیله اندازه گیری ارتفاع ستارگان مسافت سنج دریایی
gap
U
مسافت بین نوک هدف وصفحه نشانه از نظر کمانگیر
air mass
U
جریان تودهء عظیمی از هواکه مسافت زیادی را در سطح زمین طی میکند
perigee
U
نقطه حداقل مسافت در مدارسفینه فضایی نققه حضیض مدار سفینه
lay up
U
ضربه زدن به مسافت کوتاهتر از عادی برای اجتناب از افتادن ان در مانع
densities
U
تعداد بیتهایی که در یک واحد مسافت در دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند
density
U
تعداد بیتهایی که در یک واحد مسافت در دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند
leader's rule
U
روش تعیین مسافت امن هنگام اجرای تیر بالای سربوسیله تیربار
generations
U
مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود
generation
U
مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود
gunner's rule
U
روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
halving
U
نیم حباب منطبق شونده درانواع دوربینها و مسافت یابها برای تراز کردن
photoresist
U
روش تبدیل تصاویر فتوگرافیک پس از تغییر فضاهای مقاوم نسبت به نور. در مسافت PCB به کار می رود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com