English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fashion U طرز طریقه
fashioned U طرز طریقه
fashioning U طرز طریقه
fashions U طرز طریقه
mode U طرز طریقه
modes U طرز طریقه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
acoustic U به طریقه صوتی
manner U طریقه
method U راه طریقه
method U طریقه
methods U راه طریقه
methods U طریقه
system U طریقه
systems U طریقه
wise U کلمه پسوندیست بمعنی "راه وروش و طریقه و جنبه " و"عاقل "
wiser U کلمه پسوندیست بمعنی "راه وروش و طریقه و جنبه " و"عاقل "
wisest U کلمه پسوندیست بمعنی "راه وروش و طریقه و جنبه " و"عاقل "
absolutism U طریقه مطلقه
routine U طریقه عادی
routinely U طریقه عادی
routines U طریقه عادی
form U طریقه
formed U طریقه
forms U طریقه
genre U طریقه
genres U طریقه
procedure U رویه طریقه فرایند
process U روند طریقه
processes U روند طریقه
way U طریقه
acoustical surveillance U اکتشاف وتجسس هدفها به طریقه صوتی
aerodynamic missile U موشکی که به طریقه ایرودینامیکی کار میکند
brinell hardness test U طریقه اندازه گیری سختی برینل
caged storage U انبار کردن به طریقه محصور
centralized control U انجام کنترل به طریقه تمرکزی
centrifugal casting process U طریقه ریخته گری گریز از مرکز
clock method U روش شمارش هدفها به طریقه ساعتی روش شمارش در جهت عقربه ساعت
compression molding process U فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
contact print U چاپ به طریقه تماس
facture U عمل یا طریقه ساختن هرچیزی
honey combing U روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
horizontal clock system U طریقه هواسنجی برای به دست اوردن جهت باد
international practice U طریقه معمول به بین المللی
ism U پسوندی بمعنی >عمل < و>کار< و >طریقه عمل < و>حالت < و >شرط < و >پیروی <
lins donawitz process U طریقه ال دی
linear speed U روش محاسبه سبقت به طریقه خطی سبقت خطی هدف
magnetic anomaly detection gear U دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
measuring method U طریقه اندازه گیری
mechanical sweep U مین جمع کردن به طریقه خودکار
method of measurment U طریقه اندازه گیری
methode U طریقه
pibal U تعیین جهت وزش باد به طریقه بصری دیدبانی بصری
plenum method U طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
polar plot U روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
power press extrusion U طریقه اشترانق پرس
rod float U تعیین سرعت اب در کانال به طریقه جسم شناور
sand cone method U طریقه جابجایی ماسه
shortcut U طریقه اقتصادی
solemn form U طریقه رسمی
sonne photography U روش عکاسی به طریقه عکسبرداری از یک نوار ممتدزمین
stereocomparagraph U دستگاه رسم خطوط میزان منحنی به طریقه استریوسکوپی
stereography U طریقه برجسته نگاری یا رسم ارتفاعات به طریقه استریوسکوپی
stereophotogrammetry U تهیه و رسم نقشه جات ازروی عکس هوایی به طریقه برجسته بینی و استریوسکوپی
subaqueous ranging U طریقه اکتشاف و تعیین محل هدفهای غیرقابل رویت دریایی
the manner of doing any thing U روش یا طریقه کاری
structure U طریقه
a penny for your thoughts <idiom> U [طریقه ای پرسش در مورد اینکه طرف مقابل به چی فکر می کند؟]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com