Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
rough wrought
U
طرح شده تنهادرمراحل نخستین درست شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
at first a
U
در نخستین دید در وهله نخستین
intersection
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
join
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joins
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meet
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
meets
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joined
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
and
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
OR function
U
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
coincidence function
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
unions
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
either or operation
U
تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
disjunction
U
تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
assertion
U
1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
union
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
alternation
U
تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
false
U
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
conjunction
U
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
conjunctions
U
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
tempers
U
درست ساختن درست خمیر کردن
temper
U
درست ساختن درست خمیر کردن
tempered
U
درست ساختن درست خمیر کردن
judiciousness
U
قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone
<idiom>
U
درست مثل کسی بودن
[درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
U
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
alternatives
U
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternative
U
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
differences
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exjunction
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
EXOR
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
difference
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
primary
U
نخستین
primal
<adj.>
U
نخستین
initials
U
نخستین
incipient
U
نخستین
first
U
نخستین
premier
U
نخستین
premiering
U
نخستین
our first parents adam and eva
U
نخستین ما
premieres
U
نخستین
first detector
U
نخستین
premiered
U
نخستین
premiere
U
نخستین
premiers
U
نخستین
mixer
U
نخستین
initialed
U
نخستین
initialing
U
نخستین
initial
U
نخستین
proto
U
نخستین
initialled
U
نخستین
initialling
U
نخستین
mixers
U
نخستین
quadrages ima
U
نخستین
exclusive
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
springer stone
U
نخستین رگ پاطاق
initial expenses
U
هزینه نخستین
primary anxiety
U
اضطراب نخستین
primary colors
U
رنگهای نخستین
the opening chapter
U
نخستین فصل
initial movement
U
نخستین اقدام
initial stage
U
طبقه نخستین
menarche
U
نخستین قاعدگی
the first of all
U
نخستین همه
octateuch
U
نخستین عهدعتیق
the first day
U
نخستین رور
rough coat
U
نخستین اندود
prime coat
U
روکش نخستین
proenomen
U
نام نخستین
protomartyr
U
نخستین شهید
primary treatment
U
تصفیه نخستین
prototypes
U
نمونه نخستین
prototype
U
نخستین بشر
prototype
U
نمونه نخستین
primary reinforcement
U
تقویت نخستین
primary productivity
U
فراوردگی نخستین
primary processes
U
فرایندهای نخستین
primary personality
U
شخصیت نخستین
prototypes
U
نخستین بشر
primary needs
U
نیازهای نخستین
primary treatment
U
پاکسازی نخستین
primary motivation
U
انگیزش نخستین
primary group
U
گروه نخستین
primary drive
U
سائق نخستین
primary zones
U
نواحی نخستین
incunabula
U
نخستین دوره
book one
U
جلد نخستین
first rate
U
نخستین درجه
first impression
U
برداشت نخستین
first hand
U
نخستین بازی کن
first aids
U
کمکهای نخستین
crossover
U
تمرکز نخستین
by return of post
U
با نخستین پست
at the first onset
U
در نخستین وهله
at the first blush
U
در نخستین وهله
as a first step
<adv.>
U
نخستین
[اولا]
at first push
U
در نخستین وهله
primary
U
مقدماتی نخستین
primes
U
نخستین اولیه
primed
U
نخستین اولیه
prime
U
نخستین اولیه
hexateuch
U
نخستین توریه
in the egg
U
در مرحله نخستین
incipincy
U
حالت نخستین
primordial
U
اصل نخستین
incipience
U
حالت نخستین
trivium
U
دوره نخستین
his opening remarks
U
نخستین گفتههای وی
at the earliest p moment
U
در نخستین وهله امکان
primary sensory area
U
ناحیه حسی نخستین
primary reinforcer
U
تقویت کننده نخستین
acrospire
U
نخستین جوانهء دانه
primary projection area
U
ناحیه فرافکنی نخستین
first fruits
U
نخستین دستاوردهای هر چیز
fifteen
U
نخستین امتیاز گیم
recoils
U
بحال نخستین برگشتن
recoiling
U
بحال نخستین برگشتن
incipient stages
U
مراحل نخستین یا ابتدائی
initial inverse voltage
U
ولتاژ معکوس نخستین
protoplast
U
نخستین ادم افریده
net primary production
U
تولید خالص نخستین
primordial
U
عنصر نخستین اساسی
recoil
U
بحال نخستین برگشتن
prodelision
U
حذف نخستین حرفCanis
recoiled
U
بحال نخستین برگشتن
primary process thinking
U
اندیشیدن در فرایند نخستین
opener
U
نخستین مسابقه از یک دورمسابقه
gross primary product
U
تولید ناخالص نخستین
rudimentary knowledge
U
دانش مقدماتی یا نخستین
foal tooth
U
نخستین دندان اسب
initiated
U
نخستین قدم رابرداشتن
primary amentia
U
نقص عقل نخستین
primary consumers
U
مصرف کنندگان نخستین
initiates
U
نخستین قدم رابرداشتن
maiden speech
U
نخستین نطق شخص
maiden speeches
U
نخستین نطق شخص
firstling
U
نوبر نخستین نتیجه
the first person
U
نخستین شخص متکلم
break one's duck
U
کسب نخستین امتیاز
draw first blood
U
کسب نخستین امتیاز
on the first occasion
U
در نخستین وهله یا فرصت
hexateuchal
U
شش کتاب نخستین از تورات
primary mental abilities
U
تواناییهای عقلی نخستین
initiate
U
نخستین قدم رابرداشتن
initiating
U
نخستین قدم رابرداشتن
primary mental deficiency
U
عقب ماندگی ذهنی نخستین
plough monday
U
نخستین دوشنبه پس از خاج شویان
hetaerism
U
ازدواج اشتراکی درقبایل نخستین
fleshment
U
خوشحالی حاصله از نخستین موفقیت
original sin
U
نخستین گناه ادم ابوالبشر
prototypes
U
اصل ماده نخستین افریده
heptateuch
U
هفت کتاب نخستین توریه
prototype
U
اصل ماده نخستین افریده
relapsing
U
مرتد بحال نخستین برگشتن
relapses
U
مرتد بحال نخستین برگشتن
relapsed
U
مرتد بحال نخستین برگشتن
relapse
U
مرتد بحال نخستین برگشتن
primate
U
راسته پستانداران نخستین پایه
retranslate
U
دوباره بزبان نخستین دراوردن
first reading
U
طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
imfancy
U
عدم بلوغ نخستین دوره رشد
sixth man
U
نخستین بازیگرذخیرهای که وارد میدان میشود
stars and bars
U
نخستین پرچم ایالات متحده امریکا
ground
U
بگل نشاندن اصول نخستین را یاددادن
protogenetic
U
وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
protogenic
U
وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
premiers
U
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premier
U
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiere
U
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
protasis
U
نخستین قسمت درام قدیم رومی
premiering
U
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premieres
U
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiered
U
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
to nip or crush in the bud
U
در نخستین مرحله رشد کشتن یا پایمال کردن
revalorization
U
اعاده پول کشور به بهای نخستین خود
previous examination
U
نخستین امتحانی که درجه A.B در کمبریج باید داد
break shot
U
نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
dispersion
U
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
denials
U
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial
U
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
symmetric difference
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
NAND function
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
fresher
U
نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
restorationism
U
عقیده باینکه بشرسرانجام بسعادت نخستین خود خواهدرسید
freshers
U
نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
grilse
U
ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
except
U
تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equality
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
romulus
U
رمولوس برادررموس نخستین پادشاه بنیادگذار داستانی شهر روم
debuts
U
نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
debut
U
نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
pelasgic
U
نام نخستین نژادی که دریونان و جزیرههای خاورمدیترانه ساکن شدند
mural crown
U
ناجی که به نخستین بالارونده ازدیوار شهر دشمن داده میشد
little go
U
نخستین امتحانی که برای گرفتن درجه در a.b کمبریج باید داد
the great exhibition
U
نخستین نمایش بزرگ کالاکه درسال 1851 درلندن داده شد
debutant
U
نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود
platonic cycle or year
مدت گردش اجرام آسمانی درهمه مدارهای خود و برگشت آنها بوضوح نخستین
broached
U
برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broaches
U
برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
notochord
U
نخستین محور تیره پشت میله غضروفی که در پشت جانوران است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com