English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
agricultural projects U طرحهای کشاورزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
agribusiness U تجارت محصولات کشاورزی کار و کسب کشاورزی
farm technology U روش فنی کشاورزی تکنولوژی کشاورزی
elevator U انبار غله | [کشاورزی] | جای غله خیز [کشاورزی]
mational projects U طرحهای ملی
irrigational schemes U طرحهای ابیاری
key projects U طرحهای کلیدی
regional projects U طرحهای منطقهای
bender gestalt test U ازمون طرحهای بندر
quasi experimental designs U طرحهای شبه ازمایشی
cat's cradle U ساختن طرحهای مختلف با نخ و انگشتان
families U محدوده طرحهای مختلف یک حالت نوع
project loans U قرضههای مربوط به انجام طرحهای توسعه
family U محدوده طرحهای مختلف یک حالت نوع
bender visual motor gestalt test U ازمون طرحهای دیداری-حرکتی بندر
utopianism U تهیه طرحهای غیر عملی برای اصلاحات
utopism U خیالبافی تهیه طرحهای غیر عملی برای اصلاحات
target offset methode U روش نشان دادن هدفها روی نقشه ها یا طرحهای عملیاتی
tactics U دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
tillage U کشاورزی
arboretum U کشاورزی
agronomy U کشاورزی
agronomic U کشاورزی
plantership U کشاورزی
agricultural U کشاورزی
rural U کشاورزی
husbandry U کشاورزی
farming U کشاورزی
agriculture U کشاورزی
Short – term ( long – term ) projects . U طرحهای کوتاه مدت ( دراز مدت )
farm yields U بازده کشاورزی
agricultural cooperatives U تعاونیهای کشاورزی
vegetable soil U خاک کشاورزی
to follow the plough U کشاورزی کردن
farm surplus U مازاد کشاورزی
agriculture U کشاورزی برزگری
agricultural credit U اعتبار کشاورزی
agricultural sector U بخش کشاورزی
agricultural economics U اقتصاد کشاورزی
agricultural investigation U تجسسات کشاورزی
agricultural revolution U انقلاب کشاورزی
agricultural fluctuations U نوسانهای کشاورزی
agricultural implements U الات کشاورزی
agricultural products U محصولات کشاورزی
extensive agriculture U کشاورزی سطحی
agricultural pollution U الودگی کشاورزی
extensive agriculture U کشاورزی وسیع
agricultral waste U پسماند کشاورزی
manure U کود کشاورزی
farm labors U کارگران کشاورزی
farming U کشاورزی برزیگری
extensive agricultuse U کشاورزی غیر محدود
raw produce U محصول طبیعی یا کشاورزی
agricultural planning U برنامه ریزی کشاورزی
agricultural mechanization U ماشینی کردن کشاورزی
elevator U انبار دانه [کشاورزی]
hay loader U لودر یونجه [کشاورزی]
agricultural support policy U سیاست حمایت از کشاورزی
georgic U وابسته به کشاورزی روستایی
ageicultural U مربوطبه کشاورزی یاکشتکاری
agricultural extension services U خدمات ترویج کشاورزی
outturn U محصول کشاورزی یاصنعتی
geoponic U مربوط به کشاورزی یاکشتکاری
anticrop agent U عامل ضدمحصولات کشاورزی
agroecosystem U بوم سازگان کشاورزی
sovkhoz U موسسه کشاورزی وروستایی
agriculturist U دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
agriculturalist U دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
agricultural labor productivity U بهره دهی کارگر کشاورزی
farm price supports U حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
hacienda U بنگاه کشاورزی یا معدن ومانند ان
He reanimated the Iranian agriculture. U کشاورزی ایران رازنده کرد
agricultural price policy U سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
basic crops U محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
granger U عضو انجمن پشتی بانان کشاورزی
latifundium U ملک کشاورزی باوسایل اولیه که برده ها در ان کارمیکرده اند
extensive cultivation U بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
combine [combine harvester] U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester-thresher [rare] U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine harvester U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
food and agricultural organization U از موسسات وابسته به سازمان ملل متحدکه به سال 5491 تاسیس وهدفش بررسی وضع تولیدمحصولات کشاورزی و سایراغذیه است
self binder U ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
anticrop operations U عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
new deal U برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
agroecosystem U اکوسیستم کشاورزی اکوسیستم زراعی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com