Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
assort
U
طبقه بندی کردن مناسب بودن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
downgrades
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
declassification
U
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
defense classification
U
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
security classification
U
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation
U
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
classification
U
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications
U
طبقه بندی کردن طبقه بندی
ratings
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
rating
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
grade
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
classifies
U
طبقه بندی کردن
aggroup
U
طبقه بندی کردن
to categorize
U
طبقه بندی کردن
systemize
U
طبقه بندی کردن
pigeonhole
U
طبقه بندی کردن
layer
U
طبقه بندی کردن
layers
U
طبقه بندی کردن
categorises
U
طبقه بندی کردن
classifying
U
طبقه بندی کردن
categorising
U
طبقه بندی کردن
classify
U
طبقه بندی کردن
categorised
U
طبقه بندی کردن
graduates
U
طبقه بندی کردن
categorizing
U
طبقه بندی کردن
categorizes
U
طبقه بندی کردن
graduating
U
طبقه بندی کردن
categorize
U
طبقه بندی کردن
graduate
U
طبقه بندی کردن
categorized
U
طبقه بندی کردن
classed
U
طبقه بندی کردن رده
intergrade
U
طبقه بندی داخلی کردن
classes
U
طبقه بندی کردن رده
integrade
U
[طبقه بندی داخلی کردن]
class
U
طبقه بندی کردن رده
classing
U
طبقه بندی کردن رده
army class manager activity
U
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
labels
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
labeling
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
label
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelled
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
correspound
U
مناسب بودن مکاتبه کردن
evaluation rating
U
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
stapling
U
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
staple
U
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapled
U
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
black concept
U
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
carpet classification
U
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
sort
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
sorted
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
grade
U
طبقه بندی کردن کلاسه کردن
sorts
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
types
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
grades
U
طبقه بندی کردن کلاسه کردن
break down
U
تجزیه کردن طبقه بندی کردن
resorted
U
جدا کردن طبقه بندی کردن
type
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
resort
U
جدا کردن طبقه بندی کردن
typed
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
resorts
U
جدا کردن طبقه بندی کردن
indexes
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
index
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexed
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
up to it/the job
<idiom>
U
مناسب بودن ،برابربودن ،قادربه انجام بودن
classifications
U
طبقه بندی رده بندی
classification
U
طبقه بندی رده بندی
regrade
U
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
fits
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
fittest
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
fit
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
reasonableness
U
موجه بودن عادلانه یا مناسب بودن
abler
U
لایق بودن مناسب بودن
ablest
U
لایق بودن مناسب بودن
bracket
U
طبقه بندی
classifications
U
طبقه بندی
classification
U
طبقه بندی
taxonomy
U
طبقه بندی
assortment
U
طبقه بندی
grading
U
طبقه بندی
typification
U
طبقه بندی
assortments
U
طبقه بندی
systemization
U
طبقه بندی
denominations
U
طبقه بندی
divisions
U
طبقه بندی
sorting
U
طبقه بندی
stratification
U
طبقه بندی
division
U
طبقه بندی
taxonomies
U
طبقه بندی
low grade
U
کم طبقه بندی
denomination
U
طبقه بندی
service rating
U
طبقه بندی پرسنلی
standardization
U
همگونی طبقه بندی
accounting classification
U
طبقه بندی حساب
speed rate increment
U
طبقه بندی سرعت
classification
U
طبقه بندی پیام
taxonomist
U
متخصص طبقه بندی
soil class
U
طبقه بندی خاک
classified
U
طبقه بندی شده
suborder
U
طبقه بندی فرعی
classifications
U
طبقه بندی پیام
route classification
U
طبقه بندی جاده ها
vendor rating
U
طبقه بندی فروشندگان
harmonic proportion
U
طبقه بندی متناسب
secret
U
طبقه بندی سری
zootaxy
U
طبقه بندی جانوران
unclassified
U
طبقه بندی نشده
nosology
U
طبقه بندی بیماریها
market grades and grading
U
طبقه بندی بازار
map classification
U
طبقه بندی نقشه ها
nondescript
U
غیرقابل طبقه بندی
job classification
U
طبقه بندی شغل
harmonic division
U
طبقه بندی متناسب
unclassified
U
بدون طبقه بندی
budget classification
U
طبقه بندی بودجه
classification chart
U
نمودار طبقه بندی
industrial classifications
U
طبقه بندی صنعتی
job classification
U
طبقه بندی شغلی
secrets
U
طبقه بندی سری
classifiable
U
قابل طبقه بندی
computer classifications
U
طبقه بندی کامپیوتر
rug classification
U
طبقه بندی فرش
classification of aggregate
U
طبقه بندی خاکدانه ها
classificatory
U
مربوط به طبقه بندی
classification of soil
U
طبقه بندی خاک
alignments
U
فضادهی و سطح بندی مناسب حروف چاپ شده
alignment
U
فضادهی و سطح بندی مناسب حروف چاپ شده
befits
U
مناسب بودن
seems
U
مناسب بودن
seem
U
مناسب بودن
befit
U
مناسب بودن
suits
U
مناسب بودن
suit
U
مناسب بودن
suited
U
مناسب بودن
seemed
U
مناسب بودن
befitted
U
مناسب بودن
long-
U
مناسب بودن
longs
U
مناسب بودن
longest
U
مناسب بودن
longer
U
مناسب بودن
longed
U
مناسب بودن
long
U
مناسب بودن
classified advertisement
آگهی طبقه بندی شده
restricts
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
brussels nomenclature
U
طبقه بندی تعرفه برکسل
coinage
U
طبقه بندی بهای مسکوک
classified items
U
اقلام طبقه بندی شده
restricting
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
classified material
U
مدارک طبقه بندی شده
classified items
U
اماد طبقه بندی شده
topsecret
U
طبقه بندی به کلی سری
restricted data
U
اطلاعات طبقه بندی شده
glossography
U
طبقه بندی و شرح زبانها
restrict
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
measure up
U
مناسب وبرابر بودن
army genetal classification test
U
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
accountable cryptomaterial
U
مدارک و وسایل طبقه بندی شده
agct
U
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
classification yard line
U
سایدینگ راه اهن طبقه بندی خط
access to classified material
U
دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
systematist
U
متخصص فائده سازی و طبقه بندی
taxon
U
واحد طبقه بندی گیاهی یاجانوری
international classification of
U
طبقه بندی بین المللی بیماریها
becomes
U
مناسب بودن تحویل یافتن
become
U
مناسب بودن تحویل یافتن
grain size classification
U
طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
age grouping
U
طبقه بندی اقلام بر حسب عمرقانونی انها
reserve on board
U
مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
to form into groups
U
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
to watch one's time
U
منتظرموقع مناسب شدن گوش بزنگ بودن
marshalling yard
U
محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
unit citation
U
جشن طبقه بندی یکانها از نظر عملیات یاامادگی رزمی
unified soil classification system (uscs
U
نوعی طبقه بندی خاک که به 51 قسمت تقسیم شده است
phytography
U
طبقه بندی گیاهان روی زمین گیاه شناسی توضیحی وتشریحی
standardising
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizing
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizes
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardised
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardize
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardises
U
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
enumerated type
U
فضای ذخیره سازی داده یا رده بندی با استفاده از اعداد برای نمایش برچسبهای مناسب انتخاب شدنی
concurrently
U
مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
verification
U
بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
red concept
U
جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
abc analysis
U
طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
groups
U
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group
U
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
outclassing
U
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclasses
U
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclass
U
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclassed
U
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
proficiency rating
U
طبقه بندی بر حسب پایه مهارت یا مهارت شغلی
fault
U
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faulted
U
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults
U
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
color value
U
درجه بندی رنگ ها بر حسب تیره و روشن بودن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com