Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
image phase constant
U
ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
image phase change coefficient
U
ثابت فازی
phase balance
U
تعادل فازی
phase modulation
U
تلفیق فازی
impedance at resonance
U
مقاومت فازی
PM
U
تلفیق فازی
impedance angle
U
زاویه فازی
diphase alternator
U
تناوبگر دو فازی
line to neutral voltage
U
ولتاژ فازی
phase space
U
فضای فازی
phase to neutral voltage
U
ولتاژ فازی
two phase generator
U
تناوب گر دو فازی
two phase region
U
ناحیه دو فازی
four pole
U
چهار قطبی
positive sequence polyphase system
U
مدار چند فازی مستقیم
polyphase sort
U
مرتب کردن چند فازی
positive sequence power in a three phase
U
توان مستقیم مدار سه فازی
magnetic quadrupole
U
چهار قطبی مغناطیسی
four terminal network
U
شبکه چهار قطبی
tetrode
U
لامپ چهار قطبی
delta voltage
U
ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
positive sequence polyphase system of or
U
مدار چند فازی مستقیم ازمرتبه ام
fluctuating power of a polyphase system
U
توان نوشی مدار چند فازی
passive four terminal network
U
شبکه چهار قطبی بی اثر
y parameter
U
پارامتر چهار قطبی ایگرگ
gas tetrode
U
لامپ چهار قطبی با کاتد داغ
gated beam tube
U
لامپ پنج قطبی با شیب ثابت
parameter
U
ضریب ثابت
parameters
U
ضریب ثابت
fixed input coefficients
U
ضریب نهادههای ثابت
pay grade
U
ضریب ثابت حقوق یا مبنای حقوقی
polar regions
U
مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
modulus of elasticity
U
ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
cross-in-square
U
[کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
four poster
U
تختخوابی که چهار تیر یادیرک در چهار گوشه دارد
four pictures test
U
ازمون چهار تصویر
trapezium
U
چهار پهلو چهار ضلعی غیر منظم
polar plot
U
روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
attenuation factor
U
ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
availability factor
U
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
quatrefoil
U
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
quadrumana
U
چهار دستان میمونهای چهار دست و پا
quadrumvir
U
انجمنی مرکب از چهار تن چهار نفری
tetragonal
U
دارای چهار زاویه چهار کنجی
tetrahedron
U
جسم چهار سطحی چهار ضلعی
tetrapterous
U
دارای چهار بال چهار جناحی
convergence factor
U
ضریب تقارب نصف النهارات ضریب انحراف شبکه
orientation forces
U
نیروهای دو قطبی- دو قطبی
dipole dipole bond
U
پیوند دو قطبی- دو قطبی
design stress resultant
U
تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
probability factor
U
ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
reduction coefficient
U
ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
direct video storage tube
U
ثابت کننده تصویر
image transfer constant
U
ثابت انتقال تصویر
charactristics
U
مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
quadrangle
U
چهار گوش چهار دیواری
quatrefoil
U
چهار ترک چهار گوشه
qyaternary
U
چهار واحدی چهار عضوی
quadrangles
U
چهار گوش چهار دیواری
static employment
U
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
biquinary notation
U
دستگاه نمادسازی که در ان هر رقم اعشاری توسط یک جفت رقم متشکل از یک ضریب 5 و یک ضریب 1 نشان داده میشود
runoff coefficient
U
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
partition coefficient
U
ضریب توزیع ضریب تقسیم
factor of safety
U
ضریب تامین ضریب اطمینان
gini coefficient
U
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
polar stereographic
U
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
circumpolar constellation
U
صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
static test
U
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
fixed capital
U
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
scale factor
U
ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
standing orders
U
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
U
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
ballistic coefficient
U
ضریب زاویه بالیستیکی ضریب تاثیر بالیستیکی
slices
U
ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
slice
U
ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
sample
U
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled
U
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
standing
U
ثابت دستورالعمل ثابت
parallax
U
پارالاکس ضریب شکست نور جابجایی تصویر در اثر شکست نور
unipolar
U
تک قطبی
polar
U
قطبی
double pole
U
دو قطبی
diode
U
دو قطبی
homopolar
U
هم قطبی
bipolar
U
دو قطبی
dipole
U
دو قطبی
arctic
U
قطبی
unipolar
U
یک قطبی
steadiest
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
polestar
U
ستاره قطبی
zwitterion
U
یون دو قطبی
dipolar ion
U
یون دو قطبی
multipolar
U
چند قطبی
dipole antenna
U
انتن دو قطبی
terminal voltage
U
ولتاژ قطبی
magnetic doublet
U
دو قطبی مغناطیسی
dipole interaction
U
بر هم کنش دو قطبی
one pole switch
U
کلید یک قطبی
unipolar armature
U
ارمیچر تک قطبی
loadstar
U
ستاره قطبی
electric dipole
U
دو قطبی الکتریسیته
aurora
U
شفق قطبی
moment of a dipole
U
گشتاور دو قطبی
crystal rectifier
U
دو قطبی بلورین
multi contact
U
چند قطبی
multipole
U
چند قطبی
two terminal network
U
شبکه دو قطبی
single contact switch
U
کلید یک قطبی
hexod
U
لامپ شش قطبی
Pole Star
U
ستاره قطبی
unipolarity
U
حالت یک قطبی
triode
U
لامپ سه قطبی
bipolar cells
U
یاختههای دو قطبی
diode
U
لامپ دو قطبی
lodestaror load
U
ستاره قطبی
polarized
U
قطبی شده
polarization
U
قطبی شدگی
foumart
U
گربه قطبی
polarization
U
قطبی سازی
lodestar
U
ستاره قطبی
hexode
U
لامپ شش قطبی
two electrode valve
U
لامپ دو قطبی
dipole moment
U
گشتاور دو قطبی
polar variable
U
متغیر قطبی
polar solvent
U
حلال قطبی
polarized relay
U
رله قطبی
polarities
U
تمایل قطبی
polarities
U
ویژگی قطبی
polarity
U
تمایل قطبی
polarising
U
قطبی کردن
arctic regions
U
مناطق قطبی
polarizing filter
U
صافی قطبی
polar relay
U
رله قطبی
pole armature
U
ارمیچر قطبی
polarizing
U
قطبی کردن
polar transmission
U
مخابره قطبی
polarised
U
قطبی کردن
polarises
U
قطبی کردن
polar vector
U
بردار قطبی
polar vortex
U
ورتکس قطبی
polarize
U
قطبی کردن
polarizes
U
قطبی کردن
polar winds
U
بادهای قطبی
north star
U
ستاره قطبی
polaris
U
ستاره قطبی
polarization current
U
جریان قطبی
arctic basin
U
حوضچه قطبی
polar coordinates
U
مختصات قطبی
polar coordinate
U
مختصات قطبی
fitchet
U
گربه قطبی
polar bond
U
پیوند قطبی
polar angle
U
زاویه قطبی
electric doublet
U
دو قطبی الکتریسیته
arctic regions
U
نواحی قطبی
polar distance
U
فاصله قطبی
polar diagram
U
نقشه قطبی
polar compound
U
ترکیب قطبی
polarity
U
ویژگی قطبی
polar molecule
U
مولکول قطبی
homopolar bond
U
پیوند جور قطبی
polarising
U
قطبی کردن یا شدن
polar duplex telegraphy
U
تلگراف دو جهتی قطبی
magnetic dipole moment
U
گشتاور دو قطبی مغناطیسی
polarises
U
قطبی کردن یا شدن
unipolar
U
سلولهای عصبی یک قطبی
polarised
U
قطبی کردن یا شدن
circumpolar stars
U
ستارگان پیرا قطبی
polar chart
U
نمودار با مختصات قطبی
bipolar affective disorder
U
اختلال عاطفی دو قطبی
polarizing
U
قطبی کردن یا شدن
the north star
U
ستاره قطبی یا شمالی
heteropolar bond
U
پیوند ناجور قطبی
triode amplifier
U
فزون ساز سه قطبی
heptode
U
لامپ هفت قطبی
semipolar molecule
U
مولکول نیم قطبی
polar diagram
U
نمودار با مختصات قطبی
polar coordinates
U
دستگاه مختصات قطبی
polar covalent bond
U
پیوند کووالانسی قطبی
polarizes
U
قطبی کردن یا شدن
polarize
U
قطبی کردن یا شدن
folded dipole
U
انتن دو قطبی دولا
unipolar psychosis
U
روان پریشی یک قطبی
octode
U
لامپ هشت قطبی
molecular dipole moment
U
گشتاور دو قطبی مولکولی
semiconductor diode
U
دو قطبی نیم رسانا
multi electrode valve
U
لامپ چند قطبی
duopsony
U
انحصار دو قطبی خرید
multipole moment
U
گشتاور چند قطبی
arctic
U
مربوطه به نواحی قطبی
isolation diode
U
لامپ دو قطبی خودکار
pentode
U
لامپ پنج قطبی
circumpolar stars
U
ستارگان دور قطبی
duopoly
U
انحصار دو قطبی فروش
dipole dipole forces
U
نیروهای دو قطبی- دوقطبی
polar coordinates
U
مختصات قطبی
[ریاضی]
fitchew
U
پوست راسو یا گربه قطبی
output pentode
U
لامپ پنج قطبی خروجی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com